نماز مهمترین وسیله تقرب به خدا (2)

نماز مهمترین وسیله تقرب به خدا (2)

 

نیازهاى غریزى و فطرى جوانان و پاسخ آن
 

با تمهید مقدمات و مطالبى كه ذكر شد مى توان گفت كه فلسفه همه عبادات دینى در این نكته معطوف است كه متأثرترین قشر یعنى جوانان را مؤثرترین قشر در اجتماع انسانى قراردهد. چون احساس به یك تكیه گاه محكم و امنیت و آرامش در پناه آن تنها عنصرى است كه مى تواند به جوان اعتماد و اطمینان بخشیده و او را از اضطرابات درونى و تشویشات ذهنى رها سازد. همه مشكلات و معضلات روحى و روانى كه هویّت او را در معرض خطر انداخته و ثبات شخصیت او را از كَفَش ربوده و خلاء عظیمى را در او ایجاد كرده ناشى از نداشتن یك ملجاء و عدم دست یابى به یك پناهگاه دائمى و مستحكم است. همه صاحبان مكاتب كوشیدهاند تا به نحوى این آتش احساسات درونى را خاموش و یا حداقل از شعله هاى آن بكاهند. به همین خاطر راه حلهایى چون آزادى بىقید و شرط جوانان در ارضاى هواهاى نفسانى و غرایز حیوانى و سوق دادن و جهت دهى ایشان به میخانه ها و كاهواره ها و صدها طرق دیگر را بعنوان پناهگاه ارائه دادند امّا پس از رویكرد جوانان به آن مأمنهاى بظاهر مستحكم، سقفهایشان فرو ریخته و به واهى و خیالى بودن آنها پى بردهاند. چون با ارضاء نیازها و دفع هواهاى نفسانى، اهداف خود را تأمین شده نمىیافتند.
«امروزه اشتیاق شدید جوانان سراسر جهان به شنیدن موسیقى به اصطلاح پاپ (pop) و پوشیدن لباسهاى نوعاً جدیدى مثل بلوجین كه زبان حال میل به آزادى از قید و بندها و تحرك و تكاپو و اعلام استقلال یك تنه از قید ضوابط و معیارهاى اجتماعى است كاملاً واضح است. بسیارى از جوانان تیز و چابك پا در ركاب سفر مى گذارند بدون آنكه بدانند به كجا مى روند. در این مسحور شدگى و حتى تسخیر شدگى در قبال شیوه زندگى جدید كه از غرب سرچشمه گرفته و جهانگیر شده است شمار كثیرى از جوانان مسلمان شریك بوده اند دانستن این نكته براى جوانان مسلمان لازم است كه این پدیدهها با علل ژرفترى ارتباط دادند كه از نظر معنوى بیطرف نیستند»(18).



جوانان در زندگى و حیات جوانى خویش امور زیادى را در حال تجربه كردن مى باشند او چون سایر افراد جامعه امّا عاطفى و احساسى تر از دیگران در صدد دست یابى به امرى است كه قلبش را بدان واسطه تسكین بخشیده و نوعى آرامش را تحصیل نماید و لیكن به هر چیزى كه روى مى آورد بعد از مدّت كوتاهى در مىیابد كه آن عنصر، مطمئن وواقعى نیست. البته تشخیص این امر در ابتداى سنین نوجوانى و جوانى بسیار دشوار است شور و هیجان جوانى در جوانان غالباً فرصت تعقل و اندیشه اینكه انسان براى یك زندگى و حیات طولانى و اهداف متعالى خلق شده را از او سلب كرده و به همین خاطر او بعد از تجربه عملى، به پوچى و بى پایگى بسیارى از مأمنهایى كه بدان پناه آورده است پى خواهد برد. و دشمنان دین خصوصاً غرب به خاطر درك همین نیازهاى فطرى و غریزى جوانان تلاش زیادى انجام مى دهند تا این گرایشها را به جهاتى كه اهداف آنها را تأمین مى كند سوق دهند و آنها را از كمالات معنوى و دینى منحرف سازند.
كسى كه خود مدّت زیادى از عمرش را در میان غربی ها سپرى كرده و الان هم زندگى خود را با آنها در حال تجربه كردن مى باشد قضاوت و داوریش چنین است كه گوید: «در شیوه زندگى كنونى غرب كشش و گرایشى هست كه افراد جامعه را به زیستن در لحظه كنونى فارغ از همه تاریخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازیهاى لحظه اى و لذت حسى آنى وا مى دارد. پرستش قهرمانان ورزشى و میل به ركورد شكنى دایمى و فایق آمدن بى وقفه برطبیعت نشان دهنده یك وجه از این دل مشغولى به تن است در حالى كه جنبه بسیار ویرانگرتر همین گرایش را مىتوان در استفاده از مواد مخدر و طبعاً مشروبات الكلى، روابط جنسى آزاد و نظایر آن دید كه تماماً از تلاش نفس براى غرق نمودن خود در لذتهاى آنى جسمى و غریزى حكایت دارد.
بدیهى است كه ورزش مستلزم انضباط و سخت كوشى است و این از جهات مثبت آن است. امّا بزرگداشت بیش از حدّ ورزش و كما بیش پرستیدن قهرمانان ورزشى ناشى از اهمیت گزافى است كه به تن داده شده است. علاوه بر اینكه نقش و اهمیتى كه به ورزش داده مىشود ابداً بى ارتباط با اشتیاق به لذت جویی هاى جسمانى نیست. كه همه این عوامل متضمن از دست رفتن ایمان و اعتقاد جوانان به معیارهاى اخلاقى است»(19)
یك جوان مسلمان با تحصیل معرفت و دستیابى به علوم مقدس دینى باید خود را مجهز ساخته و به دامى كه جوانان غربى بدان گرفتار آمدند هویت خود را از دست ندهد.

نقش نماز و تعالیم دینى در شخصیت جوانان
 

اینكه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجود دارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسكین و اطمینان ببخشد نشانه آن است كه باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى این است كه هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد.
آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مى كند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید كه چه عواملى اضطراب او را رفع مىكنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و كدام طبیب به درد او عالم مى باشد؟
تردیدى نیست كه روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مى كند و با جزم و یقین مىتوان گفت كه هیچ یك از دستورات دین بىارتباط با تكامل انسانى او نیست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است. همین جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پیرامون رقم مىزند. مهمترین پاسخ یك جوان مسلمان و مهمترین گامى كه باید او پیش از هر چیز بردارد این است كه قوت ایمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنیاى متجدد به تدریج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دینى است از بین ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دینى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگیرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مى تاخته اند و سعى داشته اند به مسلمین یاد دهند كه دین خود را چگونه بفهمند»(20). همه این تلاشها بدان جهت صورت مى گیرد كه اسلام چون مسیحیت و یهودیت تحریف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست.
در متن و منبع همین دین (قرآن) به مسلمانان تعلیم داده مى شود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سینه هاست»(21).
و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبیب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مى توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(علیه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بیمارى هاى خود شفا طلب كنید و براى حل مشكلات خویش به آن استعانت بجوئید چه اینكه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است»(22).
و نیز در همین دین تأكید بسیار رفته است به اینكه اطمینان قلبى شما انسانها در گرو یاد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشید كه با ذكر و یاد خدا دلها آرامش مى یابد»(23).
پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اینكه خود را بدان وابسته ببند و از غیر او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نیاز و فقر خود را در بى نیازى و غناى او یابد و هدایت خویش را در عمل به دستورات و تعالیم او بداند و تعدیل شخصیت و تكمیل انسانیت خود را در انس و آشنایى با تعالیم قرآن و دستورات اسلام جستجو نماید.

یاد و ذكر خدا مایه آرامش دلها
 

انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانى هایى روبروست. گاهى این نگرانى ها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از این حد گذشته و جنبه غیر مادى و معنوى هم پیدا مىكند. این حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مى دارد كه تمام عمرشان را در بر مىگیرد و با همان حالت از دنیا مى روند و در برخى دیگر، مدّتى از حیاتشان را اشغال و زمانى سر بلند مىكنند كه مدت زیادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عدهاى از افراد آگاه با تدبیر خاص جلوى این حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مى بخشند.
براى همه ما این نكته حائز اهمیت بسیارى است كه بدانیم عامل این آرامش چیست و چگونه آن اضطراب به طمأنینه تبدیل شده و آرامش تضمین و تأمین مى گردد.
آرى خداوند با یك جمله كوتاه و مختصر پاسخ این سؤال را داده اند كه «بدانید با یاد خدا دلها آرام مى گیرد».
امّا باید گفت كه این كلام الهى براى بسیارى از افراد حتى تحصیل كردههاى ما شاید مبهم بوده و تفسیر آن روشن نیست. علامه طباطبائى(رحمه الله) صاحب تفسیر ارزشمند المیزان در تبیین و تفسیر این آیه مى فرمایند: «در این آیه و كلام الهى تذكر و توجهى براى مردم است كه قلبها را متوجه و متمایل به یاد و ذكر او سازند. زیرا هیچ تلاش و همتى براى انسان در زندگیش نیست مگر براى رسیدن به سعادت و نعمت و هیچ ترسى ندارد مگر ترس از افتادن در بدبختى و سختى و شقاوت و خداوند تنها سبب و یگانه عاملى است كه امور خیر در دست اوست و نیز همه خوبى ها به او بر مى گردد. و او قادر بر بندگان و ضامن سعادت ایشان است. پس توجه و اعتماد و اتصال به او موجب نشاط و شادابى و كمال مطلوب است. پس قلبها به یاد او از نگرانىها و اضطرابات مطمئن مى شوند و تسكین مى یابند»(24).
در روایت وارد شده است كه وقتى این آیه (آیه 28 سوره رعد) نازل شد پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به اصحابش فرمود آیا مىدانید معنى این آیه چیست؟ اصحاب گفتند خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: «كسى كه خدا و رسول او و اصحاب پیامبر را دوست بدارد». و در روایت دیگر دارد كه خدا و رسول و اهل بیت و پیروان و شیعیان ما را دوست داشته باشد»(25).

نماز بارزترین مصداق ذكر خدا
 

ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با این فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همین خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسیم كردهاند(26).
و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصادیق زیادى در قرآن و سنت بیان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آیات و روایات بدست مىآید این است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقیقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرایع و ادیان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.
اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به یاد من باشى»(27). و در آیه دیگر مى فرماید: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترین ذكر الهى است»(28).
اینكه نماز را برترین مصداق ذكر خدا یاد كرده شاید بدین جهت باشد كه در حال قیام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق یكتا از اضطراب درونى دور شده و سختى ها و ناملایمات را از یاد مىبرد. و شاید وجه كمك گرفتن از نماز در آیه استعینوا بالصبر والصلاة «یعنى از صبر و نماز استعانت بجوئید»(29) همین باشد. در تفسیر آیه 91 سوره مباركه مائده «انّما یرید الشّیطان أن یُوقعَ بینكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والمیسر ویصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون» «شیطان مى خواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آیا خوددارى خواهید كرد». گفته شد كه: «به این دلیل خداوند در این آیه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اینكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بیشترى به امر آن دارد و در روایت صحیح هم وارد شده كه نماز پایه و ستون دین است»(30). و نیز از كلمه «موقوت» در آیه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنین موقوتاً. «استفاده مى كنند كه وقت در نماز كنایه از ثبات و تغییر ناپذیر بودن این فریضه الهى است یعنى نماز یك فریضه ثابتى است كه در هیچ حال ساقط نمى شود و هرگز تبدیل به چیز دیگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبدیل به فدیه مىشود»(31).
بنابر این كمترین تردید در این مطلب روا نیست كه یاد خدا آرام بخش دلها از همه یأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترین مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.
نتیجه اینكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكیه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خویش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمى بینند و شاید به همین سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهمیت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد این كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همین بس كه جوانى از انصار نماز را با پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بجا مىآورد و با این وصف آلوده به گناهان زشتى نیز بود. این مطلب را به عرض پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:
انّ الصلاةً تناهُ یوماً «نمازش او را روزى از این اعمال پاك مىكند»(32).

آیا نماز انسان را از زشتى باز مى دارد؟
 

چنانچه گفته شد نماز انسان را از اعمال زشت باز مىدارد و در قرآن و سنّت عامل دورى انسان از فحشا و منكرات شمرده شده است. با این توصیف كه نماز، تنها ذكر الهى باشد كه این همه اثر داشته باشد جاى این سئوال است كه: پس چرا بسیارى از افراد خصوصاً جوانان با اینكه اهل نمازند چنین آثارى در زندگىشان مشهود نیست؟ اگر قرآن مى فرماید: اِنّ الصلاةَ تنهى عنِ الفحشاء والمنكر «همانا نماز از فحشا و زشتى دور مى كند»(33).
پس چرا بسیارى از افراد نماز مى خوانند ولى دامان آنان به گناهان و زشتى ها آلوده است؟
اگر آثار نماز، نورانیت قلب و طهارت باطن باشد چگونه قلب پاك و طاهر، آلودگى و پلیدى را پذیراست؟
در پاسخگویى به این سئوال عالمان دینى و مفسران، اقوال متعددى را بیان داشته اند كه به صورت فشرده بیان مى شود.
1 ـ برخى از ایشان در مقام جواب به این اشكال، در مفهوم و معناى نماز، دقیق شدهاند و گفتهاند كه منظور از نماز در این آیه كه مى فرماید: «نماز بخوان همانا نماز تو را از فحشاء و منكرات دور مىسازد» به معناى دعاست و مراد دعوت كردن و تشویق نمودن مردم است به امر الهى و معنى آیه این است كه: قیام كن به دعوت كردن مردم به سوى دستورات الهى كه این دستور الهى مردم را از فحشاء و منكرات دور مى سازد. این قول صحیح نیست چون با ظاهر آیه سازگار نیست.
2 ـ بعضى دیگر قولشان این است كه: قسمى از نمازها داراى چنین آثارى مى باشند امّا همه نمازها چنین انعكاس و بازتابى ندارند.
3 ـ عدهاى از مفسرین جواب دادهاند به اینكه: نمازگزار مادام كه مشغول نماز است اثر دورى از گناه در او ایجاد شده و بعد از اقامه نماز این اثر و فایده مترتب نیست. یعنى اثر نماز كه دورى از منكرات و زشتى ها باشد مقطعى و زود گذر است.
4 ـ جواب دیگرى كه داده شد این است كه: نماز مثل یك انسان به نماز گزار گوید از فحشاء و زشتى دورى و اجتناب كن و لیكن لازمه نهى از گناه و زشتى این نیست كه مخاطب در مقام عمل مجبور به ترك یا دورى باشد. نهى نماز از نهى خداوند متعال كه بزرگتر نیست. نهى خداوند موجب ترك از زشتى نمىگردد تا چه رسد به نهى نماز.
5 ـ برخى دیگر از مفسرین در دفع اشكال مزبور گفته اند: نماز را براى این مىخوانند كه به یاد خدا بیفتند چنانچه خداوند فرمود: اَقِمِ الصلاة لذكرى «نماز را براى یاد و ذكر من بپا دار». و كسى كه به یاد خدا باشد قطعاً كارها و اعمالى كه مورد رضاى خدا نباشد انجام نمىدهد. و اگر كسى را مى بینیم كه نماز مىخواند باز دست به گناه مى زند او اگر نماز نخواند یقیناً گناه و معصیت بیشترى خواهد كرد. و نماز همین مقدار در او تأثیر گذاشته كه گناه و معصیت او را كمتر نماید(34).
6 ـ قول آخر سخن علامه طباطبائى(رحمه الله) است كه به نظر مى رسد مستدلترین پاسخ به این اشكال باشد. ایشان ضمن ردّ و كافى نبودن اقوال و پاسخهاى مزبور چنین مى فرمایند: «آنچه از ظاهر آیات نماز بر مى آید این است كه اگر دستور داده اند به اینكه مردم نماز بخوانند براى این بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مىدارد. و این تعلیل مىفهماند كه نماز عملى است عبادى كه انجام آن صفتى در روح پدید مى آورد كه آن صفت به اصطلاح، پلیسى است غیبى و صاحبش را از فحشاء و زشتى دور مى سازد و قلب و دلش از معاصى و منكرات پاك مىگردد. پس اثر طبیعى نماز اجتناب از معاصى است به نحو اقتضاء نه علت تامه دورى باشد. یعنى این اثر در همه نماز گزاران وجوددارد امّا به نحو اقتضاء نه به نحو علیت.
پس اینكه گفته شد در بعضى افراد و مصادیق نماز این اثر مطرح است نه در همه نمازها صحیح نیست. و یا اینكه گفته شود اثرش فقط در حال نماز است نیز قول درسى نیست بلكه اثرش دائمى و همیشگى است و همینطور اقوال دیگر با این استدلال طرح مى گردند و رد مى شوند پس نماز این اثر بازدارندگى را در زندگى نمازگزار بصورت مطلق ایجاد مى كند یعنى هم این اثر كلّى است و هم دائمى. امّا در حدّ اقتضاء نه در حد علّت تامه. وقتى اقتضائى شد موانع باید برطرف گردند تا اثر ظاهر گردد»(35).
پس تخلف آثار دورى و پاكى از رذایل اخلاقى در نماز، زمانى است كه موانعى بر سر راه آن بوده باشد. كه آن موانع جلوى تأثیرش را سد كرده است.
بنابر این هر گاه بر درخت نماز، بار و ثمرى ننشست كه نمازگزار از آن بهرهگیرد بدون تردید موانعى در آن دخیل اند كه نخست باید آن موانع را شناخت سپس در رفع آن باید كوشا بود.
در واقع پاسخ صحیح از میان پاسخ هاى ششگانه همین قول آخر است و مطالعه در زندگى قائمین و تاركین به نماز مؤید همین قول است. چون آنانكه به نماز اهمیت مى دهند نسبت به حلال و حرام الهى مقیدند و كسانى كه نسبت به نماز اهمیت كمترى قائلند به همان اندازه در مقابل گناهان، حساسیت كمترى از خود نشان مى دهند.

آفات و موانع آثار نماز
 

چنانچه در این بخش روشن شد وجود موانع، عامل اصلى عدم ترتب آثار در زندگى نمازگزار است و گفته شد كه آنچه مهم است شناسائى و معرفت آن موانع مىباشد. لذا در این قسمت از بحث به اهمّ آن آفات و موانع اشاره مى شود تا شاید با شناخت آن در رفع آنها بكوشیم و آثار نماز را در زندگى و حیات خویش لمس نمائیم. وامّا مهمترین آفات عبارتند از:
الف ـ اكتفا به صورت و ظاهر نماز:
تكیه كردن به صورت نماز و اعتماد به هیأت ظاهر آن، بدون معرفت عقلى و قلبى به اذكار و اوراد و روح و حقیقت نماز، یكى از عوامل مهم عدم تأثیر گذارى آن است. همانطور كه قبلاً گفته شد مفهوم نماز و حقیقت آن، در ظاهرش خلاصه نمى شود بلكه نماز علاوه بر صورت و ظاهر داراى سیرت و باطن نیز هست یعنى حقیقت نماز بسى گستردهتر از تصور عدهاى است كه آن را در حركات ظاهرى محدود دانسته و به همان هیأت صورى تمسك و تشبث جستهاند، آثار نماز به حقیقت و روح آن پیوند و گره خورده است و براى دسترسى و وصول به آن فواید و آثار چارهاى جز نفوذ به باطن و قیام به حقیقت آن نیست و در واقع ذكر بودن نماز هم به همین معناست. امّا اینكه حقیقت و باطن نماز چیست؟ گفته شد كه حضور قلب، فهم معناى اذكار، تعظیم در مقابل عظمت الهى و هیبت و عزت آن ذات ربوبى، رجاء و امیدوارى از او، اعتراف و اقرار به بىمقدارى و ناچیز بودن خویش از معانى باطنیه و مفاهیم كامله نماز است(36). چنانچه از امام رضا(علیه السلام) در این باب سئوال شد فرمودند: «علّت تشریع نماز این است كه توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است و مبارزه با شرك و بت پرستى و قیام در پیشگاه خداوند در نهایت خضوع و نهایت تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته و تعظیم پروردگار»(37).
بنابر این توقع دست یابى به همه آثار مفیده كه موجب صفاى باطن و جلاى دل و دورى بنده از قاذورات و پلیدى هاى اخلاقى مى گردد با صرف انجام حركات ظاهریه، انتظارى غیر منطقى و عقلى مىنماید چون اكتفا به ظاهر و غفلت از اینكه چه مى گوید و با كه سخن مىگوید و چه مى خواهد و حمد و ثنائى كه بر زبان مى آورد چه معنایى در بردارد چیزى از آثار نماز را بر نمى تابد. اینگونه نمازگزاران مصداق بارز كلام عتاب آلود خداوند مى باشند كه فرمود: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون. «اى واى بر نمازگزاران كه دل از یاد خدا غافل دارند»(38).
و یا اینكه رسول گرامیش فرمود: هر كس كه نداند و نفهمد كه در نماز چه مى گوید نقصان كرده است.
پس آنچه كه به نماز معنى مى بخشد حركات ظاهریه آن نیست بلكه آن روح نماز است كه فرد نمازگزار را تعالى و كمال مى بخشد. بارى اینكه نماز چون جمیع عبادات داراى قشر و صورت و لب و حقیقتى است.
«مادام كه انسان صورت انسان و انسان صورى است نماز او نیز صورى و صورت نماز است و فایده آن نماز، صحّت و اجزاء صورى فقهى است در صورتى كه قیام به جمیع اجزاء و شرایط آن كند. ولى مقبول در گاه و پسند خاطر نیست. و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنى پى برد نماز او حقیقت پیدا مى كند پس بر مؤمن به حق و حقیقت و سالك الى الله به قدم معرفت لازم است كه خود را براى این سفر معنوى و معراج ایمانى مهیا كند و عوائق و موانع سیر و سفر را از خود دور سازد»(39).

پی نوشت ها :
 

18. دكتر نصر ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص338.
19. دكتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص342.
20. جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص352.
21. سوره مباركه یونس، آیه 57.
22. نهج البلاغه، خطبه 176.
23. سوره مباركه رعد، آیه 28.
24. المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص358.
25. المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص370.
26. مفردات الفاظ القرآن، ص181.
27. سوره مباركه طه، آیه 14.
28. سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
29. سوره مباركه بقره، آیه 45.
30. المیزان، ج6 ص123 چاپ بیروت (دوره بیست جلدى).
31. المیزان، ج5 ص65 چاپ بیروت.
32. مرحوم طبرسى ـ تفسیر مجمع البیان ـ ، ج7 ص447.
33. سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
34. تفسیر المیزان، ج16 ص138.
35. المیزان، ج16 ص139.
36. مرحوم نراقى ـ معراج السعادة ـ ، ص666.
37. وسائل الشیعه، ج3 ص4.
38. سوره مباركه ماعون، آیه 6 ـ 5.
39. امام خمینى ـ سر الصلاة ـ ، ص22.

بروز رسانی شده در : دوشنبه 17 آذر 1393 07:36 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 17 آذر 1393 07:34 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات