تبلیغات
پایگاه نماز

نماز مهمترین وسیله تقرب به خدا (4)


نماز مهمترین وسیله تقرب به خدا (4)

 

مزاحم دانستن نماز براى كارهاى شخصى
 

برخى چون در وقت نماز مشغول كارها و اعمال شخصى خود هستند فرصت اینكه نماز را در اوّل وقت آن اقامه كنند ندارند و وقتى كه فرصت هاى اوّلیه براى اقامه و برپایى نماز از دست برود تدریجاً بعد از استراحت چون دوباره مشغول فعالیت مى شوند اقامه نماز را مانعى براى انجام كارهاى خود مى دانند. البته خواهیم گفت كه این عامل به بهانه شبیه تر است تا یك علت براى ترك یا بى توجهى به نماز.

تكبر و غرور
 

عامل دیگرى كه در ترك نماز و سایر فرایض عبادى مىتواند مؤثر باشد غرور جوانى و تكبر و بزرگ منشى برخى از افراد است. صفت غرور از پستترین اوصاف انسانى است كه شاید بتوان گفت منشأ تمام گناهان و معاصى مىگردد. هرگاه این خصلت در كسى پا بگیرد و استقرار یابد فرد را به مهلكه هاى بزرگى مىكشاند با متصف شدن به این صفت فرد چنین مى پندارد كه اگر در مقابل خداى خود سجده كند كوچك مى گردد بنابر این براى اینكه بزرگى و غرورش محفوظ بماند در مقابل هیچ كس نباید سر تعظیم فرود آورد ولو در مقابل خداوند متعال. فلذا این خیالبافى شاعرانه و تصورات جاهلانه او را از همه او امر متعبدانه دور ساخته و مانعش مى شود كه او در مسیر سعادت خویش گام بردارد. این همان وصفى است كه وقتى در ابلیس ظاهر و آشكار شد در مقابل دستور صریح خداوند سرباز زد و حاضر نشد امر الهى را در سجده بر آدم امتثال نماید.



تسویف (واگذارى امور به آینده)
 

برخى از جوانان با توجه به اینكه چند سالى است كه وارد سن تكلیف شده و در مقابل تعالیم و دستورات دین مكلف مى باشند و بر آنها واجب است كه به احكام دینى گردن نهند ولى با این توجیهات كه ما هنوز جوانیم و تازه اوایل عمر ماست و بهانه هایى از این قبیل اعمال دینى را ترك مى كنند. جوان در بسیارى از مواقع نماز نخواندن خود را این چنین توجیه مىكند كه من بعداً مى خوانم و یا قضاى آن را بجا مى آورم. عمر طولانى در پیش است پس مى توان اعمالى كه امروز از من ترك مى شود در سنین پیرى و زمان بیكارى انجام داد و یا توبه كرد. بنابر این عملى كه در آینده قابل جبران باشد و از طرفى مغفرت و بخشش الهى آن را شامل گردد جاى نگرانى نیست.

ضعف اعتقادى
 

عامل دیگرى كه در روحیه جوانان مى تواند تأثیر زیادى را بگذارد باورهاى دینى و تقویت روحیات مذهبى است كه بخش عمده این مسئولیت بر عهده مبلغان دینى مى باشد.
امروزه بخش عظیمى از جوانان كه بهترین و مهمترین، قشر جامعه محسوب مى شوند از ضعف اعتقادى رنج مى برند. در كتب درسى خوانده اند كه خدا و قیامتى هست و مسائل دینى تا حدودى به آنان گفته شده و لیكن به باور و یقین نرسیده است.
اصول اعتقادى را بصورت مستدل و متقن فرا نگرفته بلكه اصول را چون فروع مقلدانه باور دارد. تعالیم دین را با انگیزه و اعتقاد انجام نمى دهد و بیش از آنكه با درایت و بینش همراه باشد با احساس و عاطفه با امور دینى برخورددارد. این ضعف درعقیده و عدم استوارى آن برپایه منطق موجب مىگردد كه جوان به مسائل دینى آن اهمیت خاص را قائل نباشد و یا پاى بندى كامل به تعالیم دینى را نداشته باشد. به همین جهت بسیار دیده مى شود كه بعضى از افراد، نماز خواندشان موسمى و فصلى است. مثلاً در فصل خاصى مثل ماه مبارك رمضان یا ایام ماه محرم و صفر، نمازشان را مى خوانند و بقیه ماههاى سال را با نماز وداع مى گویند.
و یا بعضى فقط به چند تا از نمازهاى واجب عمل مىكنند و نماز صبح را مثلا نمى خوانند. این نیست مگر از ضعف اعتقادى فرد. و تا این ضعف جبران نگردد، مشكل فوق قابل حل نخواهد بود.

رفتار نامناسب مبلغان دینى
 

ابتدا این نكته را متذكر شوم كه منظور از عنوان مزبور، انكار یا زیر سئوال بردن مبلغان متعهد و متدّین خصوصاً روحانیون وارستهاى كه حیات خویش را صرف تبلیغ دین نموده اند نیست بلكه توجه دادن به این نكته است كه باید برخورد با جوانان بسیار با ظرافت و دقّت انجام گیرد. چون چه بسا جوانانى كه مقید به موازین دینى باشند ولى با یك عكس العمل فردى كه لباس دین بر تن كرده است از دین بىزار گردند. تحقیقات و نظر سنجىها گویاى این حقیقت است كه برخى از جوانان به خاطر دوستى و صمیمیت و ارتباط نزدیكى كه با طلاّب و روحانیون خصوصاً طلبه جوان پیدا كرده كه باید از آن بعنوان یك پدیده میمون و مبارك نگریست رفتارى را مشاهده مىكنند و یا سخنانى را مى شنوند كه موجب سستى و وهن آنها از دین مى گردد. بعنوان مثال اگر جوانى مشاهده نماید كه یك روحانى در محفلى نشسته و مشغول صحبت و احیاناً غیبت دیگران است و توجهى به نماز در اول وقتش ندارد و یا در رفتار با كسى تندى مى كند این اعمال، تأثیر منفىاش را بر روحیه دیگران باقى مى گذارد. گاهى گفته مىشود كه اگر واقعاً نماز در اول وقت آن همه فضیلت دارد پس چرا یك روحانى بعنوان مبلغ دین به آن توجه ندارد. این هم عاملى است كه برخى از جوانان بیان مى دارند. علاوه بر موارد دهگانهاى كه بیان شد عاملى چون مشكلات مادى، كاستى در تبلیغات، نداشتن مشوّق، مشكل ازدواج، وجود آلودگى اخلاقى برخى از محیطهاى محلى، عدم جاذبه كافى مساجد و مكانهاى عبادى و عدم رعایت مسائل بهداشتى در مساجد و نمازخانه ها از دیگر عواملى هستند كه در ترك و رویگردانى یا كم توجهى نوجوانان و جوانان به مسائل عبادى خصوصاً نماز تأثیر به سزایى دارند كه باید در رفع و حلّ آن كوشا بود. نمودار زیر تحقیق انجام شده را نشان مى دهد.
10 ـ رفتار نامناسب مبلغان دینى
9 ـ ضعف اعتقادى
8 ـ تسویف (واگذار كردن كار به آینده)
7 ـ غرور و تكبّر
6 ـ تزاحم نماز با كارهاى شخصى
5 ـ فساد اخلاقى
4 ـ مجالست با دوستان ناباب
3 ـ سستى و تنبلى
2 ـ عدم آگاهى و بینش كافى از فریضه نماز
1 ـ محیط خانواده و بى توجهى والدین

راه حلها
 

بعد از بیان علل و عوامل به پاسخ و راه حل هر یك از موارد مذكور مى پردازیم تا شاید بتوانیم با ارائه آن گام مثبتى براى این قشر عزیز كه اكثریت جمعیت جامعه اسلامى و دینى ما را تشكیل مى دهند برداشته و اندكى از مشكلات دینى و مذهبى آنها را رفع كرده باشیم.

1 ـ نقش خانواده در تربیت فرزندان:
 

كانون خانواده اولین و بهترین مدرسهاى است كه نسلهاى جوامع بشرى از آنجا رشد مى یابند بنابر این اگر والدین یا مربیان خانواده افراد مدیر و با مسئولیتى باشند قطعاً كانون خانواده محیط سالمى براى تعالى و رشد افراد آن خانواده خواهد بود و بالعكس اگر مربى خانواده انسان غیر مسئول و بىقید و شرطى باشد قطعاً افرادى كه از آن خانه وارد اجتماع مىشوند انسانهاى مفیدى براى اجتماع نخواهند بود و به همین خاطر دین مسئولیت سنگین و خطیرى را برعهده خانواده گذاشته و ادب و تربیت فرزند را بعنوان بهترین عمل صالح وارثى ماندگار یاد كرده است. در نصوص وروایات كه از ائمّه معصومین(علیهم السلام) و رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)به ما رسیده بخش عمدهاى از آن را احادیث اخلاقى و تربیتى تشكیل مىدهد كه در اینجا به مناسبت موضوع به چند حدیث اشاره مى شود.
على(علیه السلام) در نامهاى خطاب به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبى(علیه السلام)مى فرمایند:
فَبادَرْتُكَ بالادبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُكَ وَیَشْتَغِلَ لبُّكَ.
«فرزند عزیز در راه ادب آموزى تو از فرصت استفاده كردم و قبل از آنكه دل كودكانهات سخت شود و عقلت به اندیشه هاى دیگرى مشغول گردد به تربیت تو مبادرت نمودم و وظیفه پدرى خود را انجام دادم»(56).
و نیز از امام صادق(علیه السلام) در روایتى چنین آمده است كه فرمودند: انَّ خیرَ ما ورّث الآباءُ لابنائهم الأدبُ لا المال«بهترین ارثى كه پدران براى فرزندان خود باقى مى گذارند ادب و تربیت صحیح است نه ثروت و مال»(57).
همه اهتمام امامان معصوم(علیهم السلام) بر این امر مبتنى است كه پدر و مادر را در خانواده افراد با مسئولیت بار آورند تا حدى كه بى مبالاتى و كم توجهى والدین را نسبت به امور فرزندان و اعضاى خانواده از گناهان و معاصى كبیره بشمار آوردهاند.
امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند: «وامّا حقّ ولدك فان تعلم انّه منك ومضاف إلیك فى عاجل الدّنیا بخیره وتسرّه وانّك مسئولٌ عمّا ولّیته به من حسن الأدب والدلالة على ربّه عزّ وجلّ والمعونة له على طاعته فاعمل فى امره عمل من یعلم انّه مثابٌ على الاحسان إلیه معاقبٌ على الاسائة إلیه».
«وامّا حقّ فرزندت به تو این است كه بدانى او از تو بوجود آمده و در نیك و بد زندگى وابسته به تو است و همانا تو در سرپرستى وى، مسئول ادب و تربیت صحیح او هستى و تو مسئولى كه او را به سوى خداوند بزرگ راهنمایى نمایى و در اطاعت از پروردگارش یاریش نمایى باید رفتار تو در تربیت فرزندت توأم با احساس مسئولیت باشد، رفتار كسى كه بداند در حُسن تربیت فرزنددارى اجر و ثواب و در سوء رفتارش مستحق كیفر و عقاب است»(58).
این مسأله تا آنجا نزد ائمّه(علیهم السلام) اهمیت پیدا مى كند كه در حالات عرفانى ادعیه از خداوند استمداد و یارى مى خواستند چنانچه امام سجاد(علیه السلام) در مقابل پروردگارش این چنین دعا مى كنند كه:
واعنّى على تربیتهم وتادیبهم وبرّهم. «بارخدایا مرا در تربیت و ادب و نیكوكارى فرزندانم یارى و مدد فرما»(59).
در ادبیات فارسى كه سرشار از فرهنگ غنى دینى است و شاید بتوان گفت كه غناى ادب فارسى و نفوذ كلام ادیبان ما از مایه و مواد روائى است نثر و نظمهاى فراوانى در این باره وارد شده است. اُدباى مسلمان كه توجه خاص و ویژهاى در مسائل فرهنگى داشته و براى ارتقاء فرهنگى جامعه از هیچ كوششى دریغ نداشتند این نكته را همیشه متذكر مىشدند. سعدى كه حكایات او در بوستان جهات تربیتى خوبى را دربردارد در این باب چنین سروده است:
چو خواهى كه نامت بماند بجاى
پسر را خردمندى آموز و راى
كه گر عقل و طبعش نباشد بسى
بمیرى و از تو نماند كسى
بسا روزگار را كه سختى برد
پسر چون پدر نازكش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دوست دارى بنازش مدار
شبیه همین شعر سعدى را شعراى عرب در ادبیات خود دارند. احمد شوقى از شاعران معروف و مشهور مصرى است او مى گوید: «یتیم كسى نیست كه والدینش او را از غم زندگى رها كرده و او را ذلیل و خوار گذاشته باشند بلكه یتیم كسى است كه براى او مادرى باشد كه بىقید و بند باشد و یا پدرى كه مشغول مسائل دنیایى»(60).
این است نقش تربیتى خانواده كه تأثیر ویژهاى دارد و لیكن از این نكته نباید غافل بود كه برخى از جوانان با تحصیل علم به حدّى از تأمل و دور اندیشى مىرسند كه به واسطه مشورت با مشاوران و مربیان متدّین و دلسوز و یا دوستان آگاه و متعهد، رفتار و آداب خانوادگى خویش را اصلاح نموده و به سمت كمال و سعادت انسانى خویش گامهاى بلندى را برمىدارند و در حقیقت خود را از یتیمى به بلوغ مى رسانند و این گروه از جوانان جزء كسانى هستند كه پدر و مادر مورد عاق آنان واقع مى شوند.

2 ـ عدم آگاهى از فریضه نماز:
 

چنانچه گفته شد بسیارى از قصور و كوتاهى هاى افراد در مسائل دینى بخاطر عدم آگاهى كافى و معرفت لازم از مبانى دینى است. بدیهى است كه تلاش و كوشش در هر عملى منوط به وجود انگیزهاى است كه قبل از انجام عمل در فرد ایجاد شده است و هیچ انگیزهاى بدست نمىآید مگر با علم و آگاهى و پر واضح است كه هر چه قدر آگاهى انسان در آن عمل بیشتر باشد با رغبت و تمایل بیشترى بدنبال آن مى رود و قدرت و توانایى اش در آن كار شدت مى یابد.
باور ما این است كه اگر جوانان ما نسبت به نماز و یا سایر فرائض و تعالیم دین اطلاع دقیق و كافى را داشته باشند و از بركات و فضائل و آثار و نتایج آن مطلع باشند هرگز حاضر نمىشوند كه چیزى را جایگزین آن سازند. وقتى یك جوان مسلمان درك كند و یقین نماید كه نماز پایه محكم و استوار دین اوست، نماز ملاك اصلى تمایز كفار با اوست، نماز مایه آرامش روح اوست، نماز اولین گام مسلمانى است، نماز تخلیه همه آلودگى ها و پلیدى ها و دواى همه امراض و دردهاى درونى و باعث سبكى و سكینت و آرامش قلبى او و لحظه گفتگوى او با محبوب و معبود او و نماز همه دین اوست و نیز صدها آثار مثبت روحى و روانى در آن گنجانیده شده چگونه راضى خواهد شد كه آن را با امور دیگر معاوضه نماید.
بنظر مىرسد كه عمدهترین مشكل ما این است كه در باب نماز از دو امر غفلت كرده ایم یكى از اهمیت نماز در اسلام و جایگاه رفیع آن در دین و دیگرى از آثار و اسرار آن كه شاید همین امر یعنى آثار و اسرار مهمى كه در نماز نهفته است آن جایگاه مهم را برایش در دین ایجاد كرده است. اگر از این دو امر در نماز به مقدار كافى بینش حاصل شود هیچ انسان عاقلى آن را در زندگى و حیات خویش ترك نخواهد كرد چون كدام انسان عاقل است كه سعادت خویش را با شقاوت و نیكبختى را با تیره روزى مبادله نماید.

3 ـ سستى و تنبلى:
 

براى حل این معضل كه بیشتر جنبه فردى و خصوصى دارد نخست باید عوامل پیدایش آن را جستجو نمود سپس در رفع و حلّ آن كوشید. دانشمندان علوم روانشناسى تنبلى را معلول یك سرى عوامل و علل مىدانند و در واقع معتقدند كه تنبلى مانند بى دقّتى خود به خود وجود ندارد بلكه سستى و تنبلى فقط نشانه یك اختلال یابى میلى است كه باید علّت آن را جستجو كرد.
روانشناسان علل تنبلى را به سه دسته تقسیم بندى نمودهاند. علل جسمانى، علل تربیتى و علل عاطفى. علل جسمانى تنبلى را دائمى نمى دانند بلكه موقتى است مثل خستگى كه امرى است مقطعى و موقت. این علل ممكن است از محیط خانوادگى یا اجتماعى نامساعد بوجود آید. مثل فقر مادى، كم غذایى، عدم رعایت بهداشت، والدین نالایق و ناتوان كه غالباً در خانه یا مدرسه آنها را هدف سرزنشهایى قراردادهاند كه معمولاً نصیب آدمهاى تنبل مىشد.
تجربه نشان مى دهد كه اكثر تنبلها به علل عاطفى یا منشى تنبل هستند یعنى از لحاظ جسمى سالم و داراى هوش كافى مى باشند امّا كار خواسته شده از آنها متناسب با ذوق و نیازهاى آنان نیست و در واقع این نوع از تنبلها ناتوان از فعالیت نیستند(61).
یعنى در حقیقت تنبلى یك مرض نیست بلكه نداشتن یك انگیزه و علاقه درونى است كه آن عامل درونى در فعالیت و عدم فعالیت جسم ظاهر مى گردد.
یكى از روانشناسان چنین مى گوید: «در عمق هر فعالیتى یك گرایش درونى عاطفى وجوددارد و در غیر این صورت به امتناع و تنبلى تبدیل مى شود. در حقیقت مى توان گفت كه تنبلى اساساً فقدان علاقه است این عدم علاقه سبب انزجار او از كار خواسته شده مىگردد»(62).
عدم علاقه و نبودن انگیزه را حاكى از یك سرى اختلالات عاطفى مى دانند مثل اضطراب، تناقض، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، حسادت، ترس از سركوفتها و تنبیهات، خیالپرورى، تهدید عاطفى در برابر پدر و مادر و ضعف، همه دلایلى هستند كه ممكن است سبب تنبلى آشكار شوند. و گاهى این نوع تنبلى فقط در برابر یك كار است مثل تنبلى در درس خواندن یا مطالعه كردن و یا بازى كردن و غیره. مهمترین تدبیرى كه باید اندیشید این است كه مربیان و والدین درباره فردى كه تنبلى او نتیجه بى علاقگى و بى دقّتى است او را كمك كنند تا كشمكش روانى و درونى خود را جستجو نماید كه فعالیت او را تضمین كند(63). یعنى آن شناخت و انگیزه را در او ایجاد كنند به جاى آنكه او را مجبور به عملى نمایند.
علاوه بر آنچه كه از دیدگاه علوم روانشناسى و تجربیات روانشناسان و روانكاران بیان شد لازم است كه دیدگاه دین و ائمّه معصومین(علیهم السلام) را در این باب یاد آور شویم. امّا قبل از بیان آن باید بگوئیم كه آنچه روانشناسان در این زمینه گفته اند مورد تأئید و تأكید دین است و از حیث تربیت مذهبى و دینى باید به همین صورت با افراد تنبل برخورد گردد چون برخورد تند با نوجوان و جوان، انعكاس و نتیجه غیر مطلوب و منفى بدنبال دارد.
امام باقر(علیه السلام) از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) حدیث كرده است كه فرموده اند:
«اسلام دین محكم و قوى خداوند است، راه مستقیم آن را با مدارا بپیمائید و تندروى نكنید افرادى كه رفتار تند دارند همانند مسافرى مىباشند كه در پیمودن راه، زیاده روى نموده و به مركب سوارى خودبیش از حد فشار آورده در نتیجه مركبش از كار افتاده و خودش از پیمودن راه بازمانده و سرانجام به منزل مقصود نرسیده است»(64).
این در حالى است كه در دین از سستى و تنبلى بسیار نكوهش بعمل آمده است و از منظر دین عنصر سستى و تنبلى از مهمترین عامل دورى از سعادت و خوشبختى مى باشد. على(علیه السلام) فرمودهاند:
مَنْ اطاعَ التوانِىَ ضَیَّعَ الحقوقَ. «كسى كه از سستى و تنبلى پیروى كند حقوق خود را در همه شؤون زندگى ضایع كرده است»(65).
و یا در جاى دیگر مى فرمایند: هَیْهاتَ مِنْ نَیْلِ السعادَةِ السُّكُونُ اِلى الهَوانى والبطالَةِ«آرمیدن در آغوش تنبلى و بطالت، دورى جستن از سعادت و خوشبختى است»(66).
و آخرین روایت اینكه: امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند:
حضرت موسى(علیه السلام) در پیشگاه الهى عرض كرد پروردگارا كدام یك از بندگانت نزد تو مبغوض تر است؟ فرمود: آنكه شبها چون مردارى در بستر خفته و روزها را به بطالت تنبلى مى گذارند»(67).

4 ـ مجالست و مصاحبت با دوستان:
 

براى یك جوان كه ابتداى ورود او به حیات و زندگى اجتماعى است و شخصیت اجتماعى او در حال شكل گیرى مى باشد آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد و شاید مهمترین عامل در موفقیت و كسب سعادت او در زندگى بشمار آید انتخاب دوست یا دوستان خوب است و آنچه كه در این رابطه مهم است و بلكه اقتضاى زندگى اجتماعى انسان مى باشد شناخت برخى از خصوصیات اجتماعى افراد و آشنایى با ملاك و معیارهایى است كه در انتخاب دوست خوب لازم و ضرورى است. در زندگى و حیات اجتماعى تأثیر دوستان بسیار بیشتر از نقش اعضاى خانواده در زمان كودكى است. یك رفیق بد و دوست ناباب در میان دوستان خوب همانند میوه پوسیدهاى تشبیه شده است كه در میان میوه هاى سالم در جعبهاى قرار گرفته باشد همانطور كه یك میوه پوسیده مى تواند میوه هاى زیادى را از بین ببرد یك رفیق شر قادر است كه افراد زیادى را مثل خود شرور سازد. به همین خاطر در روایات زیادى از معصومین(علیهم السلام)وارد شده است كه یك جوان باید در این امر حیاتى كه گاهى تغییر سرنوشت او بر حول آن محور دور مىزند بسیار مراقب بوده و سنجیده عمل نماید. على(علیه السلام)مى فرمایند:
مَن اتّخذ اخاً من غیر اختباراً اَلجأَهُ الاضطرار الى مرافقة الاشرار«كسى كه ناسنجیده با دیگران پیمان دوستى مى بندد ناچار باید به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد»(68).
بعد از ذكر این مقدمه كوتاه كه روشن شد دوست مىتواند در سرنوشت انسانى مؤثر واقع گردد و خط سیر زندگى و حیاتش را تغییر دهد به نظر مى آید كه شناخت ملاكات و معیارهاى دوستان خوب لازم و ضرورى باشد بنابر این برخى از اهم ملاكات دوست خوب را بیان داشته تا اینكه بدان واسطه به انحراف كشیده نشویم.

پی نوشت ها :
 

56. بحار الانوار، ج1 ص223 روایت 12.
57. الروضه من الكافى، ج8 ص150 روایت 132.
58. بحار الانوار، ج71 ص6 روایت 1.
59. صحیفه سجادیه، دعاى 64.
60. لیس الیتیمُ من انتهى ابواه من***هَمَّ الحیاة وخلّفاه ذلیلا ***إنَّ الیتیم هو الّذى تلقى لَمُ***اُمّاً تخلّت أَوْ أباً مشغولا
61. تفاوتهاى فردى «روانشناسى اختلافى»، ص141.
62. تفاوتهاى فردى «روانشناسى اختلافى»، ص142.
63. تفاوتهاى فردى «روانشناسى اختلافى»، ص147.
64. بحار الانوار، ج68 ص211 روایت 3.
65. بحار الانوار، ج70 ص160 روایت 7.
66. غرر الحكم، ج6 ص197 (دوره هفت جلدى چاپ دانشگاه تهران).
67. بحار الانوار، ج13 ص354 حدیث 52.
68. غرر الحكم، ص416 فصل دوّم

بروز رسانی شده در : دوشنبه 17 آذر 1393 06:38 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 17 آذر 1393 06:37 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.