تبلیغات
پایگاه نماز

آثار معنوی واخلاقی نماز

آثار معنوی واخلاقی نماز 
نویسنده: خدابخش قیصری




 
چكیده
این پژوهش به بحث وبررسی پیرامون آثار معنوی واخلاقی نماز بر فرد می پردازد.آغاز پرواز و عروج انسان از مرحله حیوانیت به بالاترین جایگاه انسانی در أعلی علیین قرب الهی، آنجا كه بین خالق و مخلوق جز پرده نازك قاب قوسین هیچ فاصله‌ای نیست، از سكوی عبادت خالصانه و آگاهانه حق شروع می‌شود و در رأس همه آنها، نماز بال و پر خود را برای شیفتگان وصل الهی می‌گشاید و هر كه به نماز آنگونه كه حقیقت آن است متمسك شود، و حقیقت نماز همانا اقامه نماز در سایه ولایت اهل بیت علیهم السلام، می‌باشد، هیچگاه از سایه ولایت الهی بیرون نمی‌رود و در سایه شیاطین و ارتكاب فحشا و منكر قرار گیرد لذا می‌توان گفت نماز خط مقدم جبهه جهاد اكبر می‌باشد.این تحقیق ، به‌ آثار معنوی آن همچون تعظیم خدا و تحقیر غیر خدا ، خدایی شدن نماز گزار ، هدایت و درمان بیماریهای اخلاقی چون كبر و خودبینی اشاره كرده است.روش كار به صورت كتابخانه ای بوده كه بر این مبنا از اسناد ومدارك دینی بهره برده وبه نقل وتوصیف موارد مذكور پرداخته ایم و سعی نموده ایم درحد توان ازمنابع دست اول روایی بهره گیری نماییم و در پایان می توان گفت ، نماز به عنوان ، یگانه سکوی اوج گیری بربلندای معنویت واخلاق فاضله می باش
کلید واژه :
نماز ،آثار نماز ، آثار معنوی واخلاقی

فصل اول :آثار معنوی واخلاقی نماز
انسان اسیر محبت و بنده احسان دیگران است، نعمت و نیكی، از هر كه باشد، انسان را به مقام سپاس و تشكر می‌كشد و توجه به نعمت‌های بی‌حساب و فراوانی كه از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه كرده، قویترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می‌كند.نعمت‌های فراوانی كه حتّی پیش از تولّد انسان شروع می‌شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم از آنها بهره‌مند خواهیم شد به طوری كه در قرآن مجید به این نكته اشاره شده كه:«فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا البَیْتِ الذّی أطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ و آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»،«باید خدای كعبه را عبادت كنند، خدایی كه آنان را از گرسنگی نجات داد و سیر كرد و از ترس ایمن ساخت(1)»اگر اندكی چشم بصیرت گشوده و این نعمتها و لطف و فضل خدا را درباره خودمان ببینیم خواهی نخواهی سپاس او را خواهیم گفت.گفته شده است كه نماز، نوعی سپاسگزاری از این نعمتها به شمار می‌رود و این سپاس برای خدا سودی ندارد، بلكه برای خودمان مفید و اثربخش بوده و نشانه معرفت ماست(2)آنچه در این پژوهش زثار فردی نماز ذكر می‌شود ما را به این نكته رهنمون می‌سازد كه نماز خود نعمتی از جانب خدا بر بندگان است كه زبان از شكر این نعمت قاصر و عقل از آوردن نمونه‌ای مانند آن عاجز می‌ماند.اینك به بررسی آثار معنوی و محتوایی نماز می‌پردازیم.

1 – نماز عامل تأثیرگذار بر اخلاق
 

بی تردید برخی از پدیده‌ها تأثیری عمیق در رفتار و شخصیت انسان باقی گذاشته و آینده زندگی انسان را به كلی دگرگون می‌نماید، هر انسانی به خوبی به خاطر دارد كه از چه زمانی و چگونه، سنت و شیوه‌ای را ترك گفته و روش دیگری را پس از مواجهه با خاطره‌ای برگزیده است.به فرموده قرآن مجید(3) یكی از اعمالی كه اخلاق و شخصیت انسان را تحت تأثیر و نفوذ قرار می‌دهد نماز و مداومت بر این عمل عبادی است(4)نماز وسیله پرورش فضایل اخلاقی و تكامل معنوی انسان است، چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می‌برد و به ملكوت آسمانها دعوت می‌كند و با فرشتگان هم صدا و همراز می‌سازد و او خود را بدون نیاز به هیچ واسطه‌ای در برابر خدا می‌بیند و با معبود به گفتگو برمی‌خیزد.تكرار این عمل در شبانه روز آن هم با تكیه روی صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او، مخصوصاً با كمك گرفتن از سوره‌های مختلف قرآن، بعد از حمد، كه بهترین دعوت كننده به سوی نیكیها و پاكی‌هاست، اثر قابل ملاحظه‌ای در پرورش فضایل اخلاقی در وجود انسان دارد(5).

2 – نماز و اخلاص(6)
 

اگر كسی از مرحله علم و معرفت بگذرد و به مرحله عمل قدم گذارد ولیكن عملش خالص نباشد عبادتش سودی به حال او نخواهد داشت(7) در حقیقتِ قرآن ما به اخلاص در عبادت امر شده‌ایم آنجا كه می‌فرماید: «و ما اُمِرُوا إلّا لِیَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصین»«و امر نشدند مگر بر اینكه خدا را با اخلاص كامل پرستش كنند.(8) »نماز به اعمال انسان ارزش و معنا بخشیده و روح اخلاص را در آن زنده می‌كند، زیرا نماز مجموعه‌ای است از نیت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه(9)، در سراسر نماز قصد قربت شرط صحیح بودن آن است، حتی اگر حركت یا كلمه‌ای از واجبات یا مستجبات نماز را برای غیر خدا انجام دهیم، نماز باطل می‌شود و اگر مكان یا زمان و یا حتی قیافه و حالتی كه هنگام نماز به خود می‌گیریم برای غیر او باشد این نماز دارای ارزش نمی‌باشد(10)در واقع «عبادت بودن» نماز به این معناست كه انسان هیچگونه قصد غیرخدایی نداشته باشد و این قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پایان همچنان باید ادامه یابد و ناگفته پیداست كه انسان در لا‌به‌لای آن همه زرق و برق‌ها و جاذبه‌های زیاد اگر هر روز بتواند از همه چیز دل تهی كند و ریسمان معنوی روح خود را با ذات مقدس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غیر را بگیرد، ارزش مهمی را به دست آورده(11)كه نامش ملكه اخلاص می‌باشد و تكرار این عمل در شبانه روز بذر سایر اعمال نیك را در جان انسان پاشیده و روح اخلاص را در او تقویت می‌كند.بی‌جهت نیست كه در وصایای امام محمد باقر – علیه السلام – به جابربن یزید جُعفی(12)– آمده است كه «الصلاة بیتُ الإخلاص» یعنی «نماز، خانه اخلاص است.(13) »یعنی پایگاه و مركز و محل صدور اخلاص به دیگر اعمال «نماز» می‌باشد.

3 – نماز تعظیم خدا و تحقیر غیر خدا :
 

روح، اساس، هدف، پایه، مقدمه، نتیجه و بالاخره فلسفه نماز، یاد خداست، ‌«ذكر الله»،
ذكری كه مقدمه فكر و فكری كه انگیزه عمل بوده باشد(14)ذكر بودن یعنی اینكه انسان از یك واقعیتی غافل است اما بعد بوسیله‌ای از او رفع غفلت می‌شود كه آن به وسیله آگاه كننده و تذكر دهنده را «ذكر» گویند.اولین نكته‌ای كه انسان بوسیله آن متذكر می‌شود، اولین كلمه واجب نماز یعنی همان «الله اكبر» است(15)و كسی كه خداوند نزدش بزرگ باشد همه چیز را كوچك خواهد دید، همانند كسانی كه سوار هواپیما می‌شوند، همین كه به آسمان رفتند، خانه‌های بزرگ، حتی محله‌ها و شهرها نزد آنان كوچك است و هرچه بالاتر باشند زمین كوچك‌تر جلوه خواهد كرد. حضرت امیر المؤمنین – علیه السلام – در نهج البلاغه در بیان صفات متقین می‌فرماید:«عَظُمَ الخالقُ فی أَنْفُسهم فَصَغُرَ مادون لَهُ فِی أعینهم »«خدا در جانهایشان بزرگ و دیگران كوچك مقدارند.(16) »لذا حضرت امیر المؤمنین - علیه السلام- در واپسین روزهای زندگی حضرت زهرا – علیها السلام – در برابر گریه‌های زهرای اطهر – علیها السلام – برای مصایب و مظلومیت های امیر المؤمنین - علیه السلام - می‌فرماید: «انّ ذلك لصغیرٌ عندی فی ذات الله(17)» و امام حسین علیه السلام در حادثه كربلا كه «مصیبةً ما أعْظَمَها(18)» است وقتی آخرین حجت خود علی اصغر علیه السلام را مظلومانه در آغوشش شهید كردند می‌فرماید: «هَوِّنْ عَلَّیَ ما نَزَلَ بِی أنّه بِعَیْنِ الله (19)حضرت زینب – سلام الله علیها – با دیدن آن همه مصیبت در روز عاشورا در پاسخ به حكومت بنی امیّه كه پرسید؟ در كربلا چه دیدید؟ فرمودند: «ما رأیْتُ إلاّ جمیلاً »(20)«اصولاً بندگی خدا مساوی است با آزاد شدن از غیر خدا چون ادراك عظمت الهی همیشه ملازم با ادراك حقارت غیر خداست و وقتی انسان غیر خدا را هر چه بود حقیر و كوچك دید، محال است انسان حقیر را از آن جهت كه حقیر است بندگی كند. در واقع حقیر را انسان به غلط عظیم می‌بیند كه بندگی می‌كند.(21)یكی از سخنان امام خمینی(ره) این بود كه می‌فرماید:«آمریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بكند. » این یك تهدید توخالی و یا یك شعار ساده نیست، كسی كه یك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمریكا نزدش كوچك و حقیر و هر حادثه‌ای پیش او ساده است. (22)

4– نماز موجب رویكرد ایزد منان به بنده
 

خدای متعال، لطف ویژه و اقبال خاصی به نمازگزاران دارد و روی آوردن پروردگار و توجه او به بنده، سبب كمال و سعادت و رستگاری اوست زیرا این به معنی آمرزش گناهان، برآوردن حاجات، آباد كردن دنیا و آخرت از یك سو و نزدیكی و تقرب به بارگاه قدس كردگار و محشور شدن با انبیاء و امامان – علیهم السلام – و برخورداری از لطف و رحمت یزدان و سعادت جاویدان و ابدی و كامروا شدن در دو دنیا از سوی دیگر است(23)امام باقر – علیه السلام – در این زمینه می‌فرماید: «إذَا اسْتَقْبَلَ المُصَلّیِ القِبْلَةَ اِسْتَقْبَلَ الرَّحْمنُ بِوَجْهِهِ لا اِلهَ غَیْرُه.(24) » «هرگاه نمازگزار رو به قبله بایستد و معبودی به غیر حق نشناسد خدای رحمان نیز به او روی آورده و توجهی تمام كند، گواهی می‌دهم كه هیچ معبودی به جز معبود یكتا نیست.(25) »با نگاهی دقیق‌تر درمی‌یابیم كه نماز یگانه عملی است كه در نخستین پایه، باعث روی آوردن بنده به سوی كردگار و در مرحله دیگر موجب اقبال ایزد منان به بنده است(26)كه این امر خود باعث باز شدن درهای رحمت و لطف ایزدی و سرازیر شدن رحمت و جلالت او بر بنده می‌باشد چنانچه در روایت است كه حضرت امیر المؤمنین علی – علیه السلام – می‌فرماید: « لَوْ یَعْلَمُ المُصَلّیِ ما یَغْشاهِ منْ جَلالِ اللهِ ما سَرَّهُ أن یَرْفَعَ رأسَهُ من سُجودِهِ.»« اگر نمازگزار بداند كه چه اندازه جلالت و عظمت و رحمت حق او را فرا می‌گیرد حاضر نیست سر از سجود (كه بهترین حالات نماز از حیث عجز و بندگی است) بردارد. (27)»و برای همین اثر معنوی است كه اگر انسان به چشم تأمل بنگرد، اشخاصی كه با روح و باطن نماز وابستگی پیدا كرده و با آن حقیقت آشنا شده‌اند موقعی كه از نماز فارغ می‌شوند گویا عرش رحمانی و خصوصیات عالم قدس و ملكوت را سیر كرده و با خاطری مصفا و قلبی پر نور و اندامی با عظمت و جسمی پر از هیبت در نظر جلوه‌گر می‌آیند مانند آنكه با جسم و روحی كثیف و آلوده به دنیا مشغول نماز گشته و با اندامی منور و قلبی پاك از نماز فارغ می‌شود و این نیست مگر برای مشمول شدن آنها عظمت و جلالت حضرت كردگار– جل جلاله(28)– را و سرازیر شدن ملائكه از اطراف و اكناف او به آسمانها به طوریكه در حدیثی از امام صادق – علیه السلام – می‌خوانیم: «لِلْمُصلّیِ ثلاث خصالٍ : اذا قامَ فی صلاتِهِ یتناثَرُ البِرُ علیه مِنْ أعنانِ السّماء إلی مفرقِ رأسِهِ و تُحَفُ به الملائكه من تحت قَدَمَیْهِ إلی أعنانِ السماءِ و ملكٌ ینادی: أَیُّها المُصلّیِ لو تَعْلَمُ مَن تُناجی مَا انْفَتَلْتَ.»«برای نمازگزار سه خصوصیت است، چون به نماز ایستد خوبیها از اطراف آسمان بر سرش فرود آید و ملائكه از زمین تا فراز اسمانها پر می‌شود و ملكی فریاد می‌كند كه: ای نمازگزار! اگر بدانی كه با چه كسی مناجات می‌كنی هرگز غفلت نخواهی كرد.(29) »و در حدیث قدسی كه از پیامبر نقل شده روایت شده است كه :«خدای متعال فرمود : من سه چیز را برای نمازگزار پذیرفته‌ام : تا زمانی كه در حال نماز است رحمتم را بر او نازل كنم، فرشتگان با بالهای خود او را زیر پوشش و حمایت قرار دهند و خودم با او مناجات كنم و آنگاه كه او گفت: «یا ربّ» من می‌گویم «لبّیك»(30)».

5 – خدایی شدن و تسلیم محض او بودن
 

نمازگزاری كه شبانه روز لااقل پنج بار در برابر ذات مقدس حضرت حق، قرار می‌گیرد و ارزش سخن گفتن با او را پیدا می‌كند، تصورات، افكار، كردار و رفتار او، همه خدایی می‌شود و چیزی برخلاف خواست خدا انجام نمی‌دهد، مشروط بر اینكه راز و نیاز و نماز او به درگاه پروردگار از جان و دل او سرچشمه بگیرد و با تمام قلب رو به درگاه پاك او آورد در واقع «مَا جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ من قلبَیْنِ فِی جوفِهِ ...» «یعنی خداوند در درون یك نفر دو قلب قرار نداده(31)» كه آن هم جایگاه خداست.این شخص با اقامه نماز به جهان ماوراء طبیعت راه یافته و خود را در محضر خدا می‌یابد پس دیگر نمی‌بایست در برابر بتها و در برابر انسانهایی همانند خویش و جباران و ستمگران، سر خضوع و تعظیم فرود آورد.او تنها در برابر ذات اقدس خداوند سر تعظیم خم كرده و تسلیم آفریننده جهان است زیرا كه از مرتبه مخلوقات دیگر، گذشته و ارزش این معنا را پیدا كرده كه با آفریننده بزرگ جهان، خداوند ازلی و ابدی، ارتباط گیرد و با او سخن بگوید و در این حال می‌یابد كه زندگی هدفی بالاتر از خوردن و خوابیدن و لذات این جهان دارد(32) لذا در همه حال تسلیم محض اوست و خود را در محضر او می‌یابد.

6 – استجابت دعا
 

انسانی كه در موقع نماز، دل از همه بریده و روی به درگاه بی نیاز خالق می‌آورد در نظر خداوند از ارزش خاصی برخوردار است، اگرچه آن شخص معصیت كار بوده و آنچه را مبغوض در نظر كردگار باشد به جای آورد ولی چون نماز، واسطه‌ای است مُقرِّب و مقبول حضرتش، به تبع نماز در منظر كردگار پسندیده آید و در این صورت دعا او به هدف اجابت رسیده و بر اثر مستجاب شدن دعایش در دنیا و عقبی سعادتمند و كامران خواهد بود(33) چنانچه در روایتی آمده است:عن ابان عن ابا عبدالله قال: «علیكُمْ بالدُّعاءِ فی أدبار الصلاة فانِّهُ مستجاب»«بر شما باد به دعا كردن در پی نماز كه همانا این دعا مستجاب است(34)»و این اثر معنوی كه بعد از نماز برای او به جا می‌ماند او را به این نكته هدایت می‌كند كه بعد از فارغ شدن از هر نماز برای خود و دیگران دعا كند و آخرت خویش را از خدا طلب كند و هشدار برای تاركان نماز است كه خود را از خیر دنیا و آخرت و اصلاح امور شخصی و اجتماعی محروم نموده‌اند(35) چنانچه حتی امیر المؤمنین علی – علیه السلام – در این باره فرموده‌اند:« لاتُقْبَلُ مِنْ عَبْدٍ صلاة ٌحَتَّی یَسْألَ اللهَ الجَنَّة و یَسْتَجیر بِه من النّار»« نماز بنده‌ای قبول نمی‌شود تا آن كه از خدا درخواست بهشت نماید و از آتش دوزخ به او پناه برد(36)

7 – آسمانی شدن نمازگزار
 

اگر عمل بالا رفت، عامل نیز بالا می‌رود، چون عمل از عامل جدا نیست كه عمل را در نامه‌ای بنویسند و تنها همان نامه بالا رود، ممكن نیست جان عمل كه نیت است از خود انسان جدا باشد زیرا عمل مانند بخار و دود نیست كه از انسان متصاعد شود و خود او باقی باشد بلكه واقعیتی است وابسته به جان آدمی، حقیقتی كه منشأ عمل است همواره با صاحب عمل خواهد بود(37)این معنای عقلی را امیر المؤمنین – علیه السلام – در بیان لطیفی تبیین فرموده‌اند كه:«فاعِلُ الخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ و فاعِلُ الشَّرِّ شَرُّ منه. »«نیكوكار از كار نیك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است.(38) »به این معنا كه همواره اثر از مؤثر ضعیف‌تر می‌باشد بنابراین بهتر از هر عمل خیری، انسانی است كه آن عمل پسندیده را انجام می‌دهد حال چگونه ممكن است نماز بالا رود و نمازگزار بالا نرود؟چون نماز - آن هنگام كه با حضور قلب انجام می‌شود – به آسمانها راه می‌یابد و صعود می‌كند و نمازگزار را نیز آسمانی كرده و او را دارای صفات آسمانی‌ها می‌نماید.از پیامبر اكرم – صلی الله علیه و‌آله – در مورد بالا رفتن نماز روایت شده است كه:«اذا صَلّیّتَ الصلاة لِوَقتها صَعَدَتْ و لَها نورٌ شعشعانیٌ تفتح لها أبوابَ السماءِ حتّی تنتهی إلی العَرْشِ فَتُشْفع لِصاحِبِها و تقولُ حفظكَ الله كما حَفَظْتَنی و اذا صَلّیت فی غَیْرِ وقتها صَعَدَتْ مَظْلَمة تَغلق دونها أبواب السَّماءِ ثم تَلَفَ و یضربُ بها وَجْهَ صاحِبِها فتقولُ ضَیَّعَكَ الله كما ضَیَّعْتَنی.»«هنگامی كه نمازگزار نماز را در وقت خودش به جا می‌آورد نماز بالا می‌رود، در حالی كه نور درخشانی با او همراه است كه درهای آسمان را می‌گشاید تا به عرش می‌رسد پس برای صاحب خود شفاعت كرده و دعا می‌كند كه خدا تو را حفظ كند همانطور كه مرا حفظ كردی و وقتی نماز در غیر وقتش به جا آورده می‌شود چون تاریك است درهای آسمان بسته می‌ماند تا اینكه نماز تباه می‌گردد.آنگاه زده می‌شود به صورت صاحبش و می‌گوید خدا تو را ضایع كند كه مرا ضایع و تباه ساختی.(39) »لذا به جا آوردن شرایط و آداب نماز به نحو شایسته در كیفیت صعود، نتیجه و اثرش نقش به سزایی دارد.

8 – نماز عامل هدایت الهی
 

انسان درزندگانی خود، به شدت نیازمند هدایت ‌الهی است اگر دست انسان گرفته نشود و‌ در كوره راههای زندگی دنیوی رها شود بی‌تردید ‌‌در منجلاب خسران وتباهی از بین خواهد رفت.قرآن كریم، نماز را هدایت واقعی و راهنمای حقیقی به شاهراه زندگی انسانی می‌داند و در توبیخ بت پرستان و نكوهش عبادت و بندگیِ غیر خدا، پس از هدایت فطری به خداپرستی و بعد از نادیده گرفتن دعوت انبیاء الهی و گرفتار گشتن به نوعی ارتجاع و واپس گرایی از زبان پیامبران - علیهم السلام - چنین می‌فرماید:«قُلْ أنَدْعُوا من دون اللهِ ما لا یَنْفَعُنا و لا یَضُّرُنا و نُرَّدُ علی أعقابنا بعد اذ هدینا الله كالذّی اسْتَهْوَتْهُ الشیاطینُ فی الأرضِ حیرانٌ له أصحابٌ یدعونَه إلی الهدی ائْتِنا، قل اِنَّ هُدَی اللهِ هوالهُدی و أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَّب العالَمین و أنْ أقیموُا الصَّلوة و اتقوهُ و هُو الذی الیه تحشرون.(40) »«بگو (ای پیغمبر) كه ما چرا خدا را رها كرده و چیزی را مانند بتان كه هیچ قادر بر نفع و ضرر ما نباشد (به خدایی) بخوانیم و باز به خوی جاهلیت بعد از آنكه خدا ما را هدایت نمود برگردیم تا مانند كسی كه فریب و اغوای شیطان او را در زمین سرگردان ساخته است شویم، آن را یارانی است كه شخص را به سوی خود هدایت می‌كنند بگو هدایت خدا به حقیقت هدایت است و ما مأموریم كه تسلیم فرمان خدای جهان باشیم و (به خلق بگوئیم) نماز به پا دارید و از خدا بترسید كه به سوی او محشور می‌شوید.»بشر مشرك و اغوا شده شیاطین كه در وادی حیرت و ضلالت، حیران و سرگردان است همانند كسی است كه در صحرای زندگی راه می‌سپرد و شیاطین و شهوات او را از راه راست منحرف نموده و فطرت پاك او را در حجاب خرافات و اباطیل می‌پوشانند با اینكه او یاران و دوستانی دارد(41) كه او را به راه هدایت و نجات می‌خوانند و به او می‌گویند: نزد ما بیا و كفر و گمراهی را رها كن(42) اما چنان گم شده است كه دعوت خیرخواهانه آنان را نمی‌پذیرد و به سوی آنان نمی‌رود(43)اینكه هدایت واقعی فقط هدایت پروردگار است با آن بیان قاطع و كوبنده در آن شرایط روحی – اضطراب و حیرت – بیانی به موقع و به جاست و موجب پایان پذیری آن و پیدایش آرامش برای اوست.در آیه بعدی به این نكته اشاره می‌كند كه تسلیم مطلق و بی‌قید و شرط خدا شدن و اقامه نماز و اتخاذ تقوی و پارسایی تنها راه حیات بخش و انسان ساز است.پس زندگی تحت هدایت پروردگار از آثار اقامه نماز می‌باشد، در یك چنین زندگی همه چیز رو به راه و بر وفق مراد دیده می‌شود، گوینده‌ای كه تحت هدایت پروردگار است اندیشه و زبانش هدایت شده كار می‌كنند، حقایق از دلش جوشیده و بر زبانش جریان می‌یابد.نویسنده‌ای كه تحت هدایت اوست، امداد او را در مداد خود می‌یابد و خلاصه به هر كار و به هر جا كه روی می‌كند با درهای باز مواجه شده و الطاف خداوند را آشكار و عیان می‌بیند برخلاف كسانی كه خدا آنان را به خود واگذاشته است و به خاطر پشت كردن به دعوت خدا و یارانشان و اعراض از ذكر او و ترك نماز، در معیشت ضنك و زندگانی تنگ به سر می‌برند(44)و به هر طرف روی می‌كنند با درهای بسته روبرو شده و زندگی‌شان در لذات دنیا خلاصه و از چراغ فروزان و پر فروغ نماز محروم می‌شوند.

9 – نماز عامل رهایی از وسوسه‌ها و تجری‌های شیطان
 

علیرغم اهمیت فراوانی كه فریضه‌ی مهم نماز در میان عبادات و احكام شرعی دارد اهتمام مسلمین به آن و ابعاد گوناگونش اندك است.ابلیس و تمامی شیطان صفتان در طول تاریخ بر آن بوده‌اند كه صورت و محتوای این عبارت بزرگ را از جوامع اسلامی محو نمایند و در این ارتباط به هر اقدامی دست آلوده‌اند چرا كه سلطه خود را در گرو از میان برداشتن این فریضه با عظمت می‌دانند(45)پیامبر اكرم – صلی الله علیه وآله – در این باره می‌فرمایند : «لا یزالُ الشیطانُ یَرْعَبُ من بنی آدم ما حافَظَ علی الصلواتِ الخَمْسِ فاذا ضَیَّعَهُنَّ تَجَّرَأَ عَلَیْهِ و أوْقَعَهُ فی العظائم.(46) »«همواره شیطان از فرزندان آدم در ترس و وحشت است تا آن زمان كه او در انجام نمازهای پنجگانه دقت داشته باشد پس آنگاه كه آن را تضییع كند شیطان جرأت می‌یابد و او را به آلودگی و گناهان بزرگ می‌افكند.(47)»نمازی كه در اول وقت و با حفظ شرایط آن به جا آورده شود و آداب و سنن آن به خوبی ادا گردد، بزرگترین عامل شیطان زدایی بوده و هرگز شیطان نمی‌تواند بر چنین شخص متعبد و پاك، نفوذ كند حتی در دم مرگ كه شیاطین برای از بین بردن ایمان و عقیده پاك مؤمنین به سراغشان می‌آیند ملك الموت از حق آنان دفاع می‌نماید.حضرت امام صادق – علیه السلام – در این باره می‌فرماید:«انّ مَلَكَ الموتِ یَدْفَعُ الشَّیطانَ عَنْ المحافظِ عَلَی الصلاةِ و یُلَقِّنَهُ شَهادَةَ أنْ لا اله الا الله و أنّ محمداً رسول اللهِ فی تلكِ الحالةِ العظیمةَ(48)»«همانا ملك الموت شیطان را در دم مرگ از كسی كه حافظ نماز است دفع می‌گرداند و شهادت بر یگانگی خدا و رسالت پیامبر – صلی الله علیه وآله - را به او تلقین می‌نماید تا شیطان توفیق گفتن شهادتین را در آن حالت عظیم (سكرات مرگ) از او نگیرد.(49) »بنابراین از آن جهت كه نماز مزاحم نفوذ و سلطه شیاطین است، آنان نیز به جد با اقامه و بر پایی آن در ستیزند.درك این حساسیت باید درجه اهتمام به این فریضه را افزایش دهد تا در جوامع اسلامی و ملتهای مسلمان شاهد این همه شیطان گرایی نبوده و انسانها تحت لوای خدای رحمان قرار گیرند، امیر المؤمنین امام علی – علیه السلام - می‌فرمایند: «الصلاة حصنُ الرحمنِ و مِدْ حَرَةُ الشیطان»(50)«نماز قلعه خدای رحمان و وسیله‌ای برای دور كردن شیطان است. »

10 – نماز عامل ایجاد تواضع و درمان كبر و خودبینی انسان
 

روحیات آدمی، از یك سو در رفتار و كردار او منعكس می‌گردد و از دیگر سو عملكردهای ظاهری انسان بازگو كننده وضع روحی و روانی اوست.تواضع، منش پسندیده اخلاقی و صفت كمال روحی است كه باید در عمل، معلوم شود و به بیان قرآن كریم، نماز عمده‌ترین نشانه اخبات، تواضع و فروتنی آدمیزاد بوده و مجموعه اركان و شرایط نماز از جمله ركوع و سجود نشان وجود چنان صفت و خصلت زیبا در انسان است به همین خاطر چون نماز یهود، ركوع نداشت به آنها فرمان رسید(51)كه «و أقیموا الصلاة و آتوا الزكوة و اركعوا مع الراكعین» «و نماز به پا دارید و زكات بدهید و با خداپرستان حق را پرستش كنید [با ركوع كنندگان ركوع كنید.](52) »در قرآن مجید، متواضعان، با چند صفت معرفی شده‌اند:« و بَشِّرِ المُخْبِتین، اَلّذین اذا ذُكِرَ اللهُ و جِلَتْ قُلُوبُهُم و الصابرینَ علی مآ أصابَهُم و المُقیِمی الصلاة و ممّا رزقناهم ینفقون.»«و (ای رسول ما) متواضعان و خاضعان را بشارت ده، آنهایی كه چون یاد خدا كنند دلهاشان هراسان شود و هرچه مصیبت ببینند صبور باشند و نماز به پا دارند و از آنچه روزی‌شان كردیم انفاق می‌كنند.(53)در مورد این فروتنان و اهل تواضع كه به خدا ایمان و اعتماد دارند دو نظر آمده است:
1. منظور، كسانی هستند كه در برابر حق و عدالت سر تواضع فرود می‌آورند.
2. اما به باور گروهی دیگر، منظور كسانی هستند كه ستم نمی‌كنند و اگر ستمی هم به آنان برسد، به اندازه‌ای به كیفر اخروی ستمكار اطمینان دارند كه ناراحت نمی‌شوند.و اینان دارای چهار ویژگی می‌باشند؛ ترس از خدا، شكیبایی در راه حق، بر پا داشتن نماز و فرهنگ آن و دیگر انفاق در راههای خداپسندانه(54)در آن لحظه كه آدمی به كمال و شكوه بی‌نهایت آفریدگار جهان می‌اندیشد، سراپا شیفته آن شده، دل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنی می‌گراید، با آهنگ فطرت در برابر آن همه كمال و عظمت سر تعظیم فرود می‌آورد «ركوع»، سر به زمین می‌ساید «سجود» و زبان به ستایش می‌گشاد «حمد و تسبیح» و در آن زمان كه خود را نیازمند به یك نیروی برتر از ماده می‌یابد، دل به سوی آفریدگار دانا و توانا و مهربان جهان می‌آورد، راز و نیاز خود را با او در میان می‌نهد و از او كمك می‌خواهد(55).از اینرو انسان نمازگزار با اقامه آن و در حال سجده در نهایت ذلت و پستی و ناتوانی به زوال و مرگ و نیستی همه غرایز و تمایلات نفسانی و حیوانی خویش می‌رسد و چون از مرز فنا و زوال و نیستی طبیعت خود گذشت همه تن، روح، فطرت، عشق، اراده و قدرت می‌شود و شكوفایی، طراوت و قدرت و حیات، تمامی زندگی و اندیشه و هستی او را شكل می‌دهد چرا كه او چهره بر خاك نهاده‌ای، در برابر خداست و هر كس در برابر پروردگار در نهایت ذلت و خواری و خود فراموشی سجده كند حیات جاوید، فطرت پاك، اندیشه تكامل یافته، اعتقاد راسخ، روشنی دل و قدرت اراده خواهد یافت. در این حال همه كس و همه چیز در چشم انداز سجده كننده پست و ناتوان و بی‌ارزش جلوه می‌كند مگر آنكه نور خدایی و رنگ مردمی و خوی انسانی داشته باشد(56)بنابراین نماز خودبینی و كبر را كه از بدترین صفات و زشت‌ترین حالات شمرده شده در هم می‌شكند چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دوبار پیشانی در برابر خدا بر خاك می‌گذارد و خود را ذره كوچكی در برابر عظمت او و صفری در برابر بی‌نهایت می‌بیند لذا پرده‌های غرور و خودخواهی را كنار زده و برتری جویی و تكبر را درهم می‌كوبد(57) به همین دلیل پیشوایان بزرگ اسلام درباره فلسفه تشریع نماز می‌فرمایند:قال علی– علیه السلام- :«فَرَض اللهُ الایمانَ تطهیراً مِنَ الشركِ و الصلاة تنزیهاً عن الكِبْر»«خداوند متعال ایمان را برای پاكسازی انسانها از شرك و نماز را برای پاكسازی از كبر و خودبینی واجب نمود(58) »روایتی به همین مضمون نیز از حضرت زهرا(59)– سلام الله علیها – و امام باقر(60) – علیه السلام- آمده كه نشانگر آن است كه نماز یگانه وسیله و ابزاری است كه ریشه تكبر را از قلب انسان می‌كند و یگانه سببی است كه آن شجره مذمومه را بنیاد كن می‌سازد(61)

پی نوشت ها :
 


1. سوره قریش (106)، آیه 3 تا 5.
2. با استفاده از محسن قرائتی، راز نماز برای جوانان، ص 12 و 41 و 42.
3. سوره معارج (70)، آیات 19 تا 22 : «انّ الانسان خُلِقَ هَلُوعاً، اذ مَسَُّهُ الشَّرُ جَزُوعاً، و إذا مَسَّهُ الخَیْرُ منوعاً، إلّا المُصَلین: انسان مخلوقی طبعاً حریص و بی‌صبر است، چون شر و زیانی به او رسد سخت جزع و بیقراری كند و چون مال و دوستی به او رو كند و منع نماید مگر نمازگزاران حقیقی.»
4. محمد رضا رضوانطلب، پرستش آگاهانه، ص 43،
5. سید كاظم صدر السادات دزفولی، اهمیت نماز و وجوب آن، ص 23.
6. اخلاص، ضدریا، عبارت است از خالص ساختن قصد از غیر خدا و نیت از ما سوی الله و عمل او از جمیع شوائب و اغراض خالی باشد و از هرجهت، محض تقرب به خدا باشد. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص 506 .
7. حسن راشدی، نمازشناسی، ج 1، ص 180.
8. سوره بینه (98)، آیه 5.
9. عباس عزیزی، سلامت روح، ص 87 .
10. «مسأله 947، اگر قسمتی از نماز هم برای غیر خدا به جا آورد، نماز باطل است چه آن قسمت واجب باشد مانند حمد و سوره چه مستحت باشد مانند قنوت بلكه اگر تمام نماز را برای خدا به جا آورد ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوص مثل مسجد یا در وقت مخصوص مثل اول وقت یا به طرز مخصوص مثلاً با جماعت نماز بخواند . نمازش باطل است.»مؤسسه منتظران موعود، رساله مرجع، نظر امام خمینی (ره)،ص 357.
11. محسن قرائتی، یكصد و چهارده نكته دربارة نماز، ص 49 - 48.
12. مردی از كوفه كه جزء حاملین اسرار ائمه- علیهم السلام – قبود و هفتاد هزار حدیث ازامام باقر – علیه السلام – روایت داشت .
13. محمد باقر مجلسی، بحار النوار، ج 82 ص209، ح 19، س 4، ج 78، ص 183، ح 8 .
14. عباس عزیزی، همان، ص 85.
15. محی الدین حائری شیرازی، نماز، ص 4 - 3.
16. محمد دشتی،ترجمه نهج البلاغه، خطبه 193، ص 402.
17. محمد باقر مجلسی، همان، ج 43، ص 218، ح 49.
18. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 895، زیارت عاشورا.
19. سید بن طاووس، لهوف، ترجمه عباس عزیزی، ص 160.
20. همان، ص 218.
21. مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، ص 97.
22. محسن قرائتی، همان، ص 47 .
23. فرید نهاوندی، رموز نماز، ص 65 .
24. محمد باقر مجلسی، همان، ج 82، ص 219، ج 37.
25. فرید نهاوندی، همان
26. حسن راشدی،‌نماز شناسی، ج 2، ص 201.
27. شیخ صدوق، خصال، ترجمه صادق حسن زاده، ج 2، ص 970.
28. فرید نهاوندی، همان، ص 55.
29. حسن بن فضل فضل بن حسن طبرسی، مكارم الاخلاق، ترجمه سید ابراهیم میرباقری، ج 2، ص 74 .
30. رشید الدین میبدی، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 10، ص 465.
31. سوره احزاب (33)، آیه 4.
32. جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 1، ص 43.
33. فرید نهاوندی، همان، ص 56.
34. شیخ صدوق، همان، ج 2، ص 730، ح 1090.
35. محمد وحیدی، دانستنی‌های لازم از نماز، ص 232.
36. ابومحمد حرّانی، تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، ص 192.
37. عبد الله جوادی آملی، حكمت عبادات، ص 120.
38. محمد دشتی، نهج البلاغه، حكمت 32، ص 630.
39. حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب، ج 1 و 2، ص 190.
40. سوره انعام (6)، آیه 72 - 71.
41. در این ترجمه «له اصحاب» صفت برای «حیران» است و جملة بعدی كه با قل شروع می‌شود خطاب مجددی به پیامبر است.
42. سید ابراهیم سید علوی، نماز در قرآن، ص 33.
43. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ترجمه علی كرمی، ج 4، ص 359.
44. حسن راشدی، همان، ص 178.
45. محمد رضا رضوانطلب، همان، ص 81.
46. محمد باقر مجلسی، همان، ج 82، ص 202.
47. محمد رضا رضوانطلب، همان.
48. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج 3، ص 19.
49. سید حسین موسوی راد لاهیجی، نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص 23.
50. عبدالواحد آمدی، غرر الحكم و درر الكلم،ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج 2، ح 5207.
51. سید ابراهیم سید علوی، همان، ص 86 .
52. سوره بقره (2)، آیه 43. این آیه در ادامه صحبت خداوند با بنی اسرائیل و ذكر نعمتهای آنهاست.
53. سوره حج (22)، آیه 35.
54. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسی، همان، ج 9، ص 283 - 282.
55. محمد حسین بهشتی، نماز چیست، ص 3.
56. علاء الدین حجازی، همان، ص 150.
57. سید كاظم صدر السادات دزفولی، همان، ص 22.
58. محمد دشتی، نهج البلاغه، حكمت 252.
59. محمد باقر مجلسی،‌ همان، ج 82، ص 209، ح 19، و محمد رضا حسن زاده طباطبائی، غم خانه فاطمه الزهراء ترجمه بیت الاحزان، ص 197.
60. محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج 7، ص 3100، ح 10572.
61. فرید نهاوندی، همان، ص 63.

بروز رسانی شده در : دوشنبه 17 آذر 1393 06:44 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 17 آذر 1393 06:43 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.