فرهنگ سازی تلاوت قرآن در نماز


 

نویسنده: حجه الاسلام سید محمد رضا علاء الدین از حوزه علمیه اصفهان.




 

چکیده:

اهمیت و جایگاه نماز و انس با قرآن در آیات و حیانی و احادیث نبوی و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به تعدد ذکر گردیده است. رسول الله (ص) به تلاوت سور قرآن کریم در رکعتین نمازهای واجب و مستحبی عنایت ویژه ای داشته اند. رویکرد معنادار رسول الله (ص) و ائمه معصومین (ص) به تلاوت سوره های قرآن در نماز و عمومیت بخشی به حفظ سور قرآن و تمرین و تکرار صحیح آن برای تلاوت در نمازهای واجب و مستحبی بدین جهت بوده تا میزان آشنایی و انس اهل نماز با سوره های قرآن را افزایش داده و زمینه بهره برداری آنها را از برکات و خیرات و نورانیت قرآن ارتقاء بخشیده و عروج نورانی نماز آنها را با تلاوت سور قرآن کریم به عالی ترین حد برسانند. در این مقاله گام های اساسی رسول الله (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت برای فرهنگ سازی تلاوت قرآن کریم در نماز مطرح گردیده است.

کلید واژه

نماز، تلاوت قرآن، فرهنگ سازی تلاوت قرآن در نماز.

آیات الهی نماز در قرآن

اهمیت و جایگاه نماز به عنوان یک وظیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح گردیده است. در ابتدا به آیات نماز در بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره بقره پرداخته، سپس به طرح سایر آیات در سور دیگر قرآن با عناوین رابطه نماز و ولایت، نماز و مؤمنان؛ نماز و انبیاء و مخالفان نماز می پردازیم. مجموعاً 52 آیه از آیات الهی قرآن یپرامون نماز می باشد که آنها را به صورت دسته بندی مشخصی به پیشگاه خوانندگان محترم عرضه می داریم و آنگاه نام های نماز در قرآن کریم را مطرح می نماییم.

* الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون.* (1)
«آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند نماز را به پا می دارند و از هر چه روزیشان کردیم انفاق می کنند.»:

* و اقیموا الصلوه و ءاتوا الزکوه و ارکعوا مع الراکعین*(2)
و نماز را به پا دارید و زکات بدهید و با خدا پرستان حق را پرستش کنید.

* و استعینوا بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الا علی الخاشعین.* (3)
«از خداوند، با صبر و نماز یاری بجویید و صبر و نماز به غیر از خاشعین بر دیگران دشوار است.»

* و قولوا للناس حسناً و اقیموا الصلوه و ءآتوا الزکاه* (4)
«به زبان خوش با مردم تکلم کنید و نماز را به پای دارید و زکات مال خود را بدهید.»

* واقیموا الصلوه و ءاتوا الزکوه و ماتقدموا للانفسکم من خیر تجدوه عندالله* (5)
«و نماز را به پای دارید و زکات بدهید و بدانید آنچه برای خود پیش می فرستید در نزد خدا خواهید یافت.»

* و اذا جعلنا البیت مثابه للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی و العاکفین والرکع اسجود* (6)
«و به یاد آر هنگامی که قرار دادیم خانه کعبه را محل امن و دستور داده شد که مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید و از ابراهیم و فرزندش اسماعیل پیمان گرفتیم که حرم خدا را از هر پلیدی پاکیزه دارید برای اینکه اهل ایمان به طواف و اعتکاف حرم بیایند و در آن نماز و طاعت خدا به جای آرند.»

* و اقام الصلوه و ءآتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا* (7)
«و نماز را به پا دارید و زکات به مستحق برسانید و به هر که عهد بسته اید به عهد خود وفا کنید.»

* حافظوا علی الصلوات و الصلواه الوسطی و قوموا الله قانتین* (8)
«بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید.»

* ان الذین امنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوه واتوا لزکوه لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون* (9)
«همانا آنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند آنان نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهند داشت و هرگز ترس از (آینده) و اندوه (از گذشته) نخواهند داشت.»

* فنادته الملائکه و هو قائم یصلی فی المحراب.* (10)
«پس زکریا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود.»

* یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین.* (11)
«ای مریم فرمان بردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.»

* من اهل الکتاب امه قائمه یتلون آیات الله آناء الیل و هم یسجدون.* (12)
طایفه ای از اهل کتاب در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغول هستند.

* یا ایها الذین امنوا لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون.* (13)
«ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید؟»

* فاذا قضیتم الصلوه فاذکروالله قیاماً و قعوداً و علی جنوبکم فاذا اطماننتم فاقیموا الصلوه ان الصلوه کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتا* ( 14)
«پس چون نماز گزارید، خدا را در همه حال (ایستاده، نشسته و به پهلو خفته) یاد کنید و هرگاه آسوده خاطر شدید، نماز را به طور کامل بر پا دارید که نماز به وقت های معین بر مؤمنان مقرر شده است.»

* رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء* (15)
«پروردگارا، مرا برپا دارنده نماز قرار ده و فرزندان مرا نیز، پروردگارا، دعای مرا بپذیر.»

* وکان یامراهله بالصلوه و الزکاه و کان عند ربه مرضیا* (16)
«و اسماعیل کسان خود را به نماز و زکات فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»

* و اوصانی بالصلوه و الزکاه ما دمت حیا* (17)
«و عیسی (ع) گفت که پروردگار مرا به نماز و زکات تا زنده ام سفارش نمود.»

* اتل ما اوحی الیک من الکتاب و اقم الصلاه ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبرو الله یعلم ما تصنعون*(18)
«آنچه را از کتاب به تو وحی شده است بخوان و نماز را برپا دار، که نماز تو را از کار زشت و ناپسند باز می دارد و قطعاً یاد خدا از هر عبادتی بالاتر است و خدا می داند چه می کنید؟»

* قد افلح المؤمنون * الذین هم فی صلاتهم خاشعون * (19)
«براستی که مؤمنان رستگار شدند× همانان که درنمازشان خاشعند.

* الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و ءاتوا الزکوه* (20)
«آنان که اگر به آنها در زمین قدرت و مکنت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند.»

*ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی ذرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلوه...* (21)
«پروردگارا من، فرزندانم را در کنار خانه ای که حرم توست ساکن ساختم تا نماز را بر پا دارند.»

* انما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوه: * (22)
«آنهایی که به آبادانی مساجد می پردازند به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند.»

* قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین.* (23)
«بگو: «درحقیقت نماز من و سایر عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خدا، پروردگار جهانیان است.»

* فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات.* (24)
«پس آنان که به نماز پشت پا زدند و آن را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند به زودی مجازات گمراهی خود را خواهند دید.»

* فان تابوا و اقاموا الصلوه و ءآتوا الزکوه فاخوانکم فی الدین.*( 25)
«اگر توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند برادر دینی شما هستند.»

* و الذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلوه انا لا نضیع اجر المصلحین.* (26)
«و خدا پاداش شایستگان نیکوکاری را که به قران چنگ می زنند و نماز را به پا می دارند، ضایع نمی کند.»

جایگاه نماز در بینش پیامبر اعظم (ص)

رسول الله فرموده اند: «نماز نور مؤمن و معراج مؤمن و مایه ی نزدیکی هر پرهیزکاری به خدا و کلید بهشت است.»
«هر چیزی چهره ای دارد و چهره دین اسلام (نماز) است و خداوند (جل ثناوه) نور دیده مرا در نماز قرار داده است ونماز را محبوب من گردانید به گونه ای که من از نماز سیر نمی شوم. همانا نماز ستون دین است و (نماز) نخستین عمل فرزند آدم است که به آن رسیدگی می شود؛ اگر درست بود؛ به دیگر اعمالش رسیدگی می شود و اگر درست نبود، به سایر اعمالش رسیدگی نمی شود. کسی که در نمازش خشوع و فروتنی ندارد نمازش (نماز) نیست و هر که نمازش او را از هر کار زشت و ناپسند باز ندارد، جز بر دوری او از خدا افزوده نشود. هر کس دو رکعت نماز همراه با تفکر بخواند بهتر است از این که شبی را که به صبح نماز بگذارد و تفکر نکند. میان مسلمانان و کافر فاصله جز این نیست که نماز واجب را عملاً ترک کند یا از روی سبک شمردن آن را نخواند، هر که پنج نماز را با جماعت بخواند، به او گمان نیک برید و بدانید که نماز چهره ی شیطان را سیاه می کند و انسان را از زشتکاری باز خواهد داشت.»(27)

تلاوت قرآن

تلاوت به معنی خواندن قرآن است و قرائت اعم از تلاوت است (28) هر تلاوتی قرائت است اما هر قرائتی تلاوت نیست و تلاوت قرآن کریم همواره مورد سفارش بزرگان دین بوده است؛ به عنوان نمونه: رسول الله (ص) در وصیت خویش به امام علی (ع) فرموده اند: * یا علی علیک بتلاوة القرآن علی کل حال * «ای علی.... بر تو باد که در هر حال به تلاوت قرآن بپردازی.»(29)
تلاوت هم بر شخص قاری، هم بر خواندن و القاء کردن او به غیر استعمال می شود. تلاوت قرآن بایستی با تجوید کامل و صورت حسن در قالب الحان عرب که مورد نظر رسول الله (ص) بوده، صورت گیرد تا اثر لازم و فهم کامل آن میسر گردد و انسان را بر عمل برانگیزد.(30)
سیره عبادی حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) بیان گر چگونگی تلاوت قرآن در نمازهای واجب، توجه به سوره های برتر تلاوت آنها می باشد.
از نکات جالب در حیات مسلمانان، اهتمام بس گسترده آنان به خواندن قرآن است. این اهتمام برخاسته از دو نکته است:
یکی: تأکید فراوان بر تلاوت که در آیات قرآن مجید و احادیث نبوی رسیده است. مانند: * ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلوه... لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله* (31)
«آنان که تلاوت قرآن مجید می کنند و نماز را بر پا می دارند... همانا پاداش ایشان را تمام می دهد و از فزون بخشی خویش بر آنها می افزاید.» *و رتل القرآن ترتیلاً* (32) «و قرآن را با ترتیل و نظم تلاوت کن.»
و همچنین پیامبر گرامی نیز به خواندن قرآن علاقه ای عظیم داشت و در سخت ترین حالات زبانش را با تلاوت قرآن مشغول می ساخت و دیگران را به خواندن تشویق می نمود.(32).
دوم: شیوه و اسلوب قرآن به گونه ای است که جاذبه قرائت و کشش در تلاوت را فراهم می کند.
به همین دلیل می توان یکی از اختصاصات قرآن را گرایش وسیع به تلاوت قرآن بر شمرد، تلاوتی که اگر با تأمل و حضور قلب انجام گیرد تحول معنوی ایجاد می کند.
عوف بن مالک می گوید: پیامبر در نماز سوره بقره را آغاز کرد. آیه ی رحمت که می رسید از خدا طلب رحمت می کرد و در آیات عذاب به خدا پناه می برد و می گریست. گاه می شد که یک آیه را در نماز بارها و بارها تکرار می کرد.(34).
این روش در میان صحابه پیامبر ادامه داشت و تلاوت قرآن برنامه ای بود که همه روزه تکرار می شده، تا آنجا که سنتی در میان مسلمانان شد که مؤمنان خداجوی هر روز زندگی را با قرآن شروع می کنند و با تلاوت آن در شب به بستر می روند.
این شیوه تا آنجا پیش رفته که حتی بسیاری از باسوادان ما که عمری به قرآن خواندن رو می آورند، کمتر به معانی آن توجه می کنند و شاید عامل این گرایش اعتقاد به ثواب داشتن قرائت قرآن و انجام تکلیف الهی و جاذبه معنوی و دلکشی کلمات باشد که دل را به انجام صورت عبادت خوش می دارند و اهتمامی به درک معانی و دقت در پیام ها نمی کنند و کلام قدسی را تکرار می کنند گر چه معنای آن را نفهمند.
البته طرح این موضوع بدین معناست که این خواندن ها بی اثر است؛ زیرا چنین حالت خشوع و خشیت و احساس امر قدسی خواه و ناخواه در روح و روان انسان اثر می گذارد، لذا در هنگام خواندن دعا و نماز و حتی شنیدن صداهایی که احتمالاً جنبه ی معنوی و قدسی دارد حالت خشیت پدید می آید و فضای معنوی بر روحیه فرد اثر می گذارد، آنچه موجب نقد می شود بسنده کردن به این اندازه اثر از خواندن قرآن است.
از سوی دیگر این نکته را نباید فراموش کرد که خواندن و حفظ کردن قرآن آن هم سوره های بلند چون بقره با 286 آیه طولانی، کار آسانی نبود، برای مردمی که امی بودند، درست ادا کردن و راحت تکرار کردن و خوب حفظ کردن کلمات بسیار بسیار مشکل بود. درست ادا کردن منوط به استفاده از نوشته و امکان خواندن از روی کتاب است، در حالی که مسلمانان صدر اسلام مرتب باید به حافظه خود می سپردند و بر اساس حافظه کلمات را تکرار کنند. به همین دلیل خود قرآن به این مسأله توجه داشته و در حساسیت مسأله و دشواری حفظ به پیامبر خطاب می کند: «فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون» (35) «همانا ما قرآن را برای به زبان جاری کردن تو آسان کردیم، شاید که مسلمانان از این معنا پند گیرند.»
یا در جای دیگر می فرماید: * فانما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین * (36) «همانا به زبان تو آسان گردانیدیم تا بتوانی متقین را به وسیله آن بشارت دهی.» و آیات دیگری که در همین معنا رسیده است.(37)

فرهنگ سازی تلاوت قرآن در نماز

رسول الله (ص) برای فرهنگ سازی تلاوت قرآن کریم در نماز، گام های اساسی برداشته اند که به ترتیب به طرح آنها می پردازیم.

اولین گام برای تلاوت قرآن در نماز

پیامبر اعظم «ص» اولین گام جهت تلاوت قرآن کریم در نمازهای واجب و مستحبی را فراگیری قرآن و صحیح خوانی آن قلمداد فرموده اند:

النبی (ص): * خیارکم من تعلم القرآن وعلمه* (38 )
«بهترین شما کسانی هستند که قرآن را فرا گیرند و به دیگران تعلیم دهند.»

النبی (ص): * خیر الناس اقروهم و افقهم فی دین الله * (39)
«بهترین مردم کسانی هستند که قرآن را بهتر می خوانند و در کار دین داناترند.»

النبی (ص): * علیکم بالقرآن فاتخذوه اماماً و قائداً فانه کلام رب العالمین. * (40)
«با قرآن مأنوس شوید و آن را پیشوای خویشتن کنید که قرآن گفتار پروردگار جهانیان است.»

دومین گام برای تلاوت قرآن در نماز

پیامبر اعظم (ص) دومین گام جهت تلاوت قرآن کریم در نمازهای واجب و مستحبی را تشویق یکدیگر به قرآن خوانی دانسته و خود به این مهم پرداخته اند:
«هر گاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید قرآن بخواند که صیقل دهنده دل ها تلاوت قرآن است. بر شما باد به تلاوت قرآن؛ زیرا خواندن آن کفاره گناهان است و پرده ای در برابر آتش و موجب ایمنی از عذاب می باشد.»(41)
«فرزندم از قرآن غافل مباش؛ زیرا که قرآن دل را زنده می کند و از فحشاء و زشتکاری و ستم و گناه باز می دارد.»(42)

النبی (ص): *و لتالی آیه من کتاب الله، خیر من تحت العرش الی تخوم السفلی* (43)
«رسول الله (ص) فرموده اند: «همانا خواننده ی آیه ای از کتاب خدا، بهتر است از آنچه زیر عرش تا پایین ترین جاهای زمین است.»

سومین گام برای تلاوت قرآن در نماز

پیامبر اعظم «ص» سومین گام تلاوت قرآن کریم در نمازهای واجب و مستحبی را زیبا خوانی قرآن با صوت و لحن عرب و رعایت تجوید دانسته اند.

النبی (ص): * اقروا القرآن بالحال العرب و اصواتها* (44)
رسول الله (ص) فرموده اند: «قرآن را با صوت و لحن عرب بخوانید.»

النبی (ص): * لکل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن* (45)
«هر چیزی را زیبایی و جمالی است و جمال و زیبایی قرآن صوت و لحن نیکو در تلاوت است.»

النبی (ص): *حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسناً* (46)
«قرآن را با صوت های خود نیکو سازید، که صوت و لحن زیبا بر زیبایی قرآن می افزاید.»

از پیامبر خدا (ص) سؤال نمودند چه کسی قرآن را از همه خوش تر و زیباتر می خواند؟ حضرت فرمودند: «کسی که هر گاه قرآن خواندن او را بشنوی ترس و خشیت از خدا در او نمایان باشد» (47) و همچنین حضرت فرموده اند: «قرآن را با صوت حزین بخوانید؛ زیرا که آن با صوت حزین نازل شده است.»(48)
همچنین پیامبر اعظم (ص) بر رعایت تجوید در تلاوت قرآن تأکید و رعایت وقف و ابتدا را در تلاوت قرآن لازم می دانستند و در سخنان متعدد چنین فرموده اند:
* «از وصل آیات رحمت به آیات عذاب یا عکس آن اجتناب کنید.» (49)
* «پیامبر خدا (ص) بر آیات وقف می فرمودند و قرائت سوره ی مبارکه توحید را به یک نفس، مکروه می دانستند.(50)
* «ام سلمه نقل می کند که پیامبر خدا قرائتش را آیه آیه قطع می فرمود.» (51)
عزیزان علاقه مند می توانند به کتاب (وقوف النبی (ص) فی القرآن) تألیف محمد بن عیسی آندلسی معروف به مغربی (م 400 ه. ق) مراجعه نمایند. او در این کتاب 27 مورد وقف را به عنوان (وقف النبی «ص») ذکر کرده است که در کتاب کشف الظنون نقل شده است.(52)
در ارتباط با لحن عرب حضرت رسول اکرم (ص) فرموده اند: «کسی که قرآن را به لحن عرب نخواند از ما نیست.»(53)

چهارمین گام برای تلاوت قرآن در نماز

پیامبر اعظم (ص) چهارمین گام تلاوت قرآن در نمازهای واجب و جماعت را انتخاب امامان جماعتی می دانند که حافظ قرآن و توانمند به تلاوت زیبا و صحیح قرآن در نماز باشند. رسول خدا فرموده اند پیش نمازی مردم را کسی به عهده بگیرد که قرآن خوان تر و قرائتش بهتر باشد و اگر در قرائت قرآن یکسان بودند آن کس که به سنت داناتر و در دین فقیه تر است پیش نماز باشد.(54)
رسول الله با گفتن: «یؤمکم اقرئکم» به مؤمنان توصیه فرموده اند که در نماز جماعت، شخص امام جماعت (اقرؤا الحفظ) باشد و چنین فردی را بر دیگران مقدم دارید و این توصیه در بین مؤمنان جاری و مورد قبول و عمل بوده است، به همین سبب، آن گاه که جمعی از مسلمانان قبل از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، از مکه راهی مدینه شدند، در طول سفر امامت جماعت را به سالم مولی ابی حذیفه سپردند، با آن که در بین آنان اصحابی چون عمر بن خطاب، ابوسلمه و عیاش بن ابی ربیعه وجود داشتند. و انتخاب سالم مولی ابی حذیفه و برتری و ارجحیت او نسبت به بقیه این بود که قرآن بیشتری فرا گرفته بود و حافظ قرآن بود و قرآن را با صوت و لحن مناسبی تلاوت می نمود. نمونه دیگر، تصدی امامت، عمروبن سلمه بن قیس جرمی است که در سن 17 سالگی در قبیله خود متصدی امامت شد؛ زیرا در آن زمان که قوم او به اسلام گرویدند بین افراد قبیله از نظر میزان حفظ قرآن، کسی به پای او نمی رسید و لذا مقدم بر دیگران، مسؤولیت امامت جماعت قبیله را احراز نمود.

پنجمین گام برای تلاوت قرآن در نماز

رسول الله (ص) به عنوان طراح فرهنگ سازی تلاوت قرآن در نماز، با عمل آگاهانه و خالصانه خود ضمانت بخش این فرهنگ سازی بوده اند. در این خصوص، خداوند در ابتدای سوره مزمل رسول خدا را مکلف به قیام شبانه و تلاوت قرآن در طول شب کرده است. رسول الله (ص) در عمل به این دستور الهی، شب ها به تهجد و شب زنده داری برمی خواست و حتی مطابق روایات تاریخی، سوره های بزرگ قرآن را در نمازها و تلاوت های شبانه قرائت می کرد چنان که آیه ی پایانی سوره مزمل نیز گواه این مطلب است، آنجا که می فرماید: * ان ربک یعلم ایاک تقوم ادنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفه من الذین معک* در حقیقت پروردگار تو می داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را به نماز برمی خیزند.» بر این اساس، رسول خدا (ص) نیز همواره مؤمنان را به فرا گیری و قرائت قرآن ترغیب می فرمودند. حضرت به ویژه بر یادگیری سوره های طولانی، مانند سوره های بقره و آل عمران تأکید بسیار می کرد. چنانکه در حدیثی فرموده اند:

* تعلموا سوره البقره فان اخذها برکة و ترکها حسره و لا تسطیعها البطله* (55)
«سوره بقره را یاد گیرید که در یادگیری آن برکت و ترک آن مایه ی حسرت و پشیمانی است و باطل پیشگان به یادگیری آن توانا نخواهند بود.»

حذیفه بن یمان گوید: «شبی در ماه رمضان به نماز با رسول الله برخاستم، آن حضرت به قرائت سوره بقره پرداخت. با خود گفتم که حضرت با خواندن این سوره رکعت خود را تمام خواهد کرد. و لیکن دیدم که حضرت به تلاوت سوره نساء و آنگاه سوره آل عمران پرداخت و در عین حال، آن حضرت قرآن را شمرده شمرده تلاوت می کرد به این صورت که چون به آیه ای می رسید که در آن از تسبیح و تنزیه خداوند سخن رفته بود، به تسبیح و تنزیه می پرداخت و چون به آیه ی رحمت می رسید، آن رحمت را می طلبید و چون به آیه عذاب برمی خورد از آن عذاب به خداوند پناه می جست.(56).

نتیجه:

1. با فرهنگ سازی تلاوت قرآن کریم در نمازهای واجب و مستحبی میزان آشنایی و انس اهل نماز با سوره های قرآن افزایش می یابد.
2. به واسطه انس بهتر زمینه بهره برداری از برکات و خیرات و نورانیت قرآن کریم ارتقاء می یابد.
3. عروج نورانی نماز با تلاوت سوره های قرآن کریم به عالی ترین حد می رسد.
4. تلاوت سوره های قرآن در نماز با تمسک شیعه به سیره پیامبر (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت مشخص و آشکارتر می گردد.
5. تلاوت با حضور قلب در نماز تحول معنوی نمازگزار را دو چندان می کند.
6. از جمله برکات فرهنگ سازی تلاوت قرآن کریم در نماز، گسترش نهضت قرآن خوانی و صحیح خوانی قرآن، افزایش معرفت قرآن دانی با قرآن خوانی، افزایش انگیزه های معنوی در زیبا خوانی و کسب تصدی امامت نماز و توفیق تهجد و شب زنده داری می باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1- بقره / 3.
2- بقره/ 43.
3- بقره/ 45.
4- بقره/ 83.
5- بقره/ 110.
6- بقره/ 125.
7- بقره 177.
8- بقره/ 238.
9- بقره/ 277.
10- آل عمران/ 39.
11- آل عمران /43.
12- آل عمران/ 113.
13- نساء / 43.
14- نساء / 103.
15- ابراهیم/ 40.
16- مریم / 55.
17- مریم/ 31.
18- عنکبوت / 45.
19- مؤمنون /1،2.
20- حج/ 41.
21- ابراهیم/ 37.
22- توبه/ 18.
23- انعام/ 162.
24- مریم/ 59.
25- توبه/ 11.
26- اعراف/ 169.
27- میزان الحکمه، باب صلاة/ ص 452 تا 445- نهج البلاغه / ترجمه ابراهیم احمدیان، ص 579.
28- کشاف (اصطلاحات الفنون)، ج 1، ص 505.
29- من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 188.
30- دائره المعارف تشیع، جلد 5/ ص 66
31- فاطر / 29 - 30.
32- مزمل/ 4.
33- قصائل القران و قصائل السور/ ص مقدمه.
34- رامیار، تاریخ قرآن / ص 223.
35- دخان/ 58.
36- مریم / 97.
37- اشاره به سوره قمر، آیات 22 تا 40.
38- وسائل الشیعه، جلد 14، ص 85.
39- نهج الفصاحه / باب القرآن، ص 382/ 3655.
40- همان/ باب القرآن، ص 382/ 3658.
41- میزان الحکمه، باب القرآن، ص 635.
42- همان / حدیث 5187.
43- بحار الانوار، ج 92، ص 19.
44- وسائل الشیعه، ج 4/ 858.
45- همان / ج 4/ 859.
46- همان.
47- بحارالانوار، ج 92/ 190.
48- ابن نحاس، القطع و الائتناف / 13؛ سیوطی، الاتقان، 1/ 369.
49- طبرسی، مجمع البیان، 10/ 378 - اصول کافی، 2/ 616.
50- همان، 10/ 378.
51- همان.
52- حاجی خلیفه، کشف الظنون/ ج 2/ 2025.
53- البخاری، الصحیح / ص13- باب التوحید، ج 7527.
54- الکافی / ج 3/ ص 376، حدیث 5.
55- مسلم، الصحیح / ج1 / 553.
56- همان / ج 1/ 536.

منبع مقاله :
نشریه کوثر، شماره 26.

بروز رسانی شده در : شنبه 18 بهمن 1393 05:49 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 بهمن 1393 05:45 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

اذکار الهی- آداب و مراتب آن

 

نویسنده: ملاحبیب الله شریف کاشانی
مترجم و شارح: استاد محمد رسول دریایی





 

ذکر و انواع آن:

«ذکر» از نظر معنوی دوگونه است:
الف- ذکر اصغر
ب- ذکر اکبر
ذکر اصغر؛ عبادتی است که انسان را به آن مرحله ای می رساند که از کارهای زشت اجتناب کند.
ذکر اکبر؛ ذکر اکبر آن است که از عموم کارهای زشت تنفّر ذاتی پیدا کند یعنی اصلاً به کارهای زشت رغبتی پیدا نکند. تنفّر ذاتی از کارهای زشت وقتی است که مقام روحانی و معنوی انسان مقام ملکوتی باشد و در اعلی علّیّین سیر کند و از آنچه که مادون خلقت اوّلیه ی بشری است تنفّر جوید. هنگامی که به این مقام رسید از کارهای برخلاف میل خدا و انسانیّت، خود به خود تنفّر ذاتی خواهد داشت.
جمع «ذکر»، اذکار است یعنی تکرار اسماء الله، خداوند متعال هزار اسم دارد و اسم هزار و یکم «اسم اعظم» و رمز و کلیدش به دست امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السّلام)، مانند کیمیا است و به هر کس بخواهد عنایت می فرماید. اسمای جلالی خدا را نمی توان بدون مضاف به اشخاص خطاب کرد(مانند: الله، سبحان و ...) اما اسمای جمالی را می توان بدون اضافه روی اشخاص نهاد.(مانند: علی، عظیم، کریم، رحیم، رحمن و...).
ذکر حقیقی یعنی یادآوری خدا و همیشه به یاد خدا بودن در هر حالی که هستیم و اهمیت و مقام این حالت بالاتر از ذکر زبانی(تکرار اسماء الله) است.
«ذکر» از نظر عرفانی نیز دو نوع است «ذکر جلیّ»، «ذکر خفیّ».
«ذکر خفیّ» با روح و قلب سروکار دارد یعنی با مرکز احساس و عاطفه و مرکز تعقّل، مرحله ابتدایی و پایین ذکر، همان لسانی است که متأسفانه گاهی همراه با ریا و تظاهر و منجر به شرک می شود، برخی از«ذکرگویان لسانی» برای جلب توجّه و حمایت و محبّت، به ویژه در مقابل دیگران تسبیح می چرخانند و زبان می جنبانند اما قلب و روح آنها خفته و غافل است. «ذکر جلیّ» گاهی انسان را تحت تأثیر نفس و شیطان، به چراگاه اَنعام می کشاند. خود انسان می فهمد که «ذکر جلّی» نباید در میان «انام الله» باشد. بهترین راه مبارزه با چنین وسوسه ای همین کنارگذاشتن تسبیح و اشتغال به ذکر در قلب است. البتّه در خلوت می توان تسبیح داشت و ذکر لسانی هم در پی، امّا در «جَلوت» باید معکوس عمل نمود. باید ذکر را طوری بیان کنیم که جز عالم معنا و اتّصال، چیز دیگری نبینیم، وقتی ذکر «رحیم» را می گوییم جز صفت رحیمی او چیزی متذکّر نشویم. چرا به بچّه دان و زهدان مادر، رَحِم می گویند چون خداوند با مهربانی و صفت رحیمیت خود آن موضع را غرق در رحمت و نعمت نموده به گونه ای که هم مادر و هم بچّه در تنعّم و رحمت و آسایش به سر می برند، طبیعت هم رَحِمِ انسان و سرشار از رحمتها و نعمتهای الهی است. امّا، بشر آن را به فساد و نقمت می کشاند و آلوده می کند و از محور رحیمیت دور می سازد و خود را گرفتار می کند... بنابراین «ذکر» یعنی تجسّم کنیم ویژگیها و صفات جمالی و جلالی خداوند را و چیزی جز آن زیباییها و جلال و جبروتها نبینیم. وقتی «ذکر» به این پایه رسید، خداوند برای «ذاکر» در مبدأ رحمت و منتهای عظمتش، تجلّی و تبلور می یابد.
با «ذکر»، یاد و تکرار هر اسمی از تجلیّات صفات الهی، نور در وجود آدمی می درخشد و در حقیقت با هر ذکری انسان باید متخلّق به همان صفات گردد و پرتو آن، محیط را مشعشع سازد. یعنی با ذکر اسمای جمالی، زیبایی در پندار و گفتار و کردار پیدا می کند و با ذکر اسمای جلالی، قدرت و سطوت و صلابت یابد و این احساس را به خود و دیگران بازتابد.

مراتب ذکر خفیّ و ذکر جلیّ:

عرفا می گویند ذکر خفیّ مراتبی دارد؛ مرتبه ی اوّل «حالت مراقبه»، مرتبه ی دوم «حالت خرق عادت»، مرتبه ی سوم «حالت خلسه» و مرتبه ی چهارم «فنا فی اللهی» و از خود بی خودشدن و از خدا، آگاهی یافتن است. افراد به هر مرتبه ای از مراتب فوق که برسند کارشان هم در همان مرتبه خواهد بود.

ذکر جلیّ دو نوع است:

1- برای سرور و تحریک روح (در مدح و توصیف خداست)؛ خاصیتش این است که انسان را از کدورت و غبار مقتضیات مادیّات نفس امّاره تصفیه می کند.
2- برای تقرّب به خداست؛ اذکاری هستند که اسمای جلاله ی خدا(مانند الله، حیّ، قیّوم و ...) در آن باشد.
اگر جمعی هم آهنگ و هم هدف باشند (چون در امری اجتماع مقدّم بر خود است) ذکر جلیّ مقدّم بر ذکر فردی است، مانند این که نماز جماعت از نماز فرادا برتر است. ولی اگر چنین شرایطی نباشد، ذکر فردی، حال معنوی ایجاد خواهد کرد. البتّه به طور مطلق نمی شود ذکر جلیّ را بر ذکر خفی ترجیح داد. مثلاً وقتی به حالت فنا فی اللهی محض رسیدیم دیگر بحثی در نوع اذکار نمی ماند زیرا انسان محو لقای خدا شده است.
ذکر برای فَرَح و سرور، یک نوع ورزش روح است. ذکر (جلیّ و خفیّ) بر حسب مقرّری است. ذکر مقرری، میزان و مقدارش معین است و نباید کم و زیاد شود. مثلاً اگر قرار است(110) مرتبه «علی» بگوید، نباید کم و زیاد شود؛ ققط همان اسم را باید تکرار کند و اضافه بر آن چیزی نگوید. اگر کسی در عبادت دسته جمعی شرکت کرد و حواسش هم جمع بود، هم فیض فردی می برد، و هم به تعدادشرکت کنندگان به او فیض می رسد. اگر شرکت کنندگان حواسشان جمع نباشد، خودشان را از فیض محروم می کنند؛ و اگر یک فرد در بین آنها حواسش جمع باشد همان طور که گفته شد فیض خودش را از هر دو جانب (فردی و جمعی) می برد.

نحوه ی ذکر اسما به حروف ابجد:

وقتی یکی از اسماء الله را به حروف ابجد ذکر می گوییم، اگر بخواهیم «یای ندا» اضافه کنیم باید قصد خود را بیان داریم؛ یعنی بگوییم خداوندا منظورم عدد فلان اسم است و «یا» را هم به عنوان ندا می گوییم یا این که قصد کنیم به تعداد عدد فلان اسم، عدد یازده هم که عدد «یا» می شود به آن اضافه کنیم.

مراحل ذکر

«ذکر» در مرحله ی اوّل، عبادت و صلوة و دعاهای مرسومی است که معنی خواندن و طلب می دهد. در مرحله ی دوم، ذکر جلیّ است که در آن اشراق پیدا می شود؛ انسان در خود فرو می رود و به آن وحدت وصل می شود.
مرحله ی سوم ذکر، ذکر خفیّ است که وارد «عالم وحدت» می شود، جز به خدا نمی اندیشد و جز خدا چیزی نمی بیند؛ آنچه که نادیدنی است را می بیند و آنچه ناگفتنی است برایش می گویند. این عالم را عالم وحدتِ وجود می نامد.

توضیح:

یک عبادت دستوری داریم که تعبّدی است که احکام شرع را به وجود می آورد، این احکام توسط پیغمبر (صلی الله علیه وآله و سلم) مقرر شده است و اساس دین و ترقّی معنویات از آن جا آغاز می شود و رعایتش بر همه کس واجب است. در مرحله ی عرفان علاوه بر دستورات قبلی، اذکاری هم اضافه می شود که مفاداً از اسماء الله استفاده می شود. بخشی از این اسماء الله را می توان در «اذکار جلیّ» قرار داد و قسمتی را در «اذکار خفیّ»، ولی به طور کلی همه ی اسماء الله را می توان در هر دو به کار برد.
«ذکر خفیّ» آن است که انسان در خود فرو برود و فارغ از تمام افکار و اذهان آنچه در وجود طبیعتش هست کنار بگذارد و در«وجه الله» محسوب شود؛ آن چنان ذکری که مولا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در سجّاده، پیکان تیر را از پای حضرتش کشیدند و متوجّه نشد. خواص ذکر خفیّ تزکیه ی نفس و شوق به اشراف و عوامل و تجلیّ باطنی است.
«ذکر جلیّ» مثل نماز جماعت است به شرطی که هدف اقامه کنندگان یکی باشد، یعنی هدفشان همان تقرّب به خدا و تزکیه ی نفس باشد. «ذکر جلیّ» گاهی به قصد حضور قلب است، و گاهی برای تقرّب به خداست، و گاهی هم در حال ذوق و سرور است. وقتی برای حضور قلب است، همواره باید از اسماء الله باشد(مانند کریم، یا رحیم، یا الله و غیره). وقتی هم که برای تقرّب به خداست باید جنبه ی هدایت داشته باشد (مانند لااله الّاهو، لا اله الّا حق، لا اله الّا الله و غیره) یعنی یکی از اسمای الهی را باید طوری ترکیب کرد که عظمت خدا را نشان دهد. وقتی در حال ذوق و سرور است می توان تواشیح و مولودی هایی خواند که در وصف علی (علیه السّلام) و ائمه طاهرین باشد.

فرشتگان؛ موکّل و تجسم ذکر اسماء الله:

اذکاری که مستجاب می شوند هر یک دارای یک موکّل اند و با هر کلمه ای یک فرشته همراه است، اذکار که از قلب خارج می شود، هر کلمه اش یک فرشته تجسّم می یابد که هر کدام به نوبه ی خود آن کلمه را تکرار می کنند، ولی اذکاری که لقلقه ی لسان باشد هیچ گونه اثری ندارد. تسبیحات اربعه در موقع غیرنماز و ذکر صلوات و ذکر مهم و مؤثر «لاحول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم» از مهمترین و آرامش بخش ترین اذکار است. همچنین در دو وقت ذکر و عبادت خیلی مؤثر است، یکی بین المغربین و یکی هم بین الطلوعین. و بهترین ذکر در این شرایط «ذکر خفیّ»، بهترین حالات ذکر است و همان گونه که بیان شد باید توسط استاد القا شود و اثرات خاصی دارد، دارنده ی ذکر نیز باید آن را جزء اسرارش بداند و برای کسی بازگو نکند، زیرا اثرش برای ابد از بین می رود و شخص هیچ وقت نمی تواند یک ذکر خفی دیگر هم بگیرد. «ذکر خفیّ» حکم دوا را دارد و آن کس که او را می دهد، باید استاد و طبیب معنوی باشد تا بداند به هر کسی چه دوای مخصوصی بدهد، اثر ذکر هم بستگی به نظر استاد دارد ممکن است یک حرف معمولی را به عنوان ذکر بدهد و اثرات زیادی هم داشته باشد. ذکر ممکن است در خواب به شخصی داده شود و یا در بیداری به او الهام شود.

تعداد دقیق ذکر یک اسم؛ کد حقیقی و رمز رفع مشکل:

وقتی بر اساس علم اعداد ابجد، شمارش دقیق ذکر یک اسم را تأکید می کنند، رمز فتح صندوق اسرار معنوی و اثربخشی را اعلام می کنند، در گشودن درب یک صندوق اگر یک عدد جابه جا شود یا تغییر کند و پس و پیش شود، درِ صندوق گشوده نمی شود و اسرار نهان و گنج مطلوب حاصل نمی شود و اگر در اجرای مکتوب یک نسخه ی گنج که در حقیقت نقشه و رمز گنج در آن منقوش و مندرج است، اشتباهی رخ دهد، عملیات گنج یابی منجر به ناکامی می شود و نتیجه ای عاید نمی کند و در بهره گیری از داروی پزشک نیز به میزان معین، اگر میزان مصرف دارو کم یا زیاد شود، اثرات نامطلوب خواهد داشت. در ذکر "اسماء الله" نیز باید توجّه به کیفیّت و کمیّت هر دو تمرکز یابد تا اثر کند. اعداد، حروف، نقاط و رنگها هر کدام کلید رمزی هستند، بعضی از اوقات با چند نقطه می توان مطلبی را بیان کرد که اگر بخواهند تفسیرش کنند یک کتاب می شود. وقتی از مقامات اعلی، در عالم معنا، مطلبی القا می شود به علامت رمز است. مفهوم صحیح احصایِ «اسماءالله الحسنی»؛ طهارت نفس و اخلاص قلبی و قلب سلیم؛ یعنی قلب و روح عاری از شرک و شک و شبهه و عبودیّت مطلق و حلال جویی و عمل و تخلّق به ویژگیهای صفات الهی است. ذکر در تحبیب، تسخیر، تغلیب و تألیف قلوب و تأثیر در نفوس، اثر شگفتی دارد. اگر انسان خداوند را حاضر و ناظر بداند و با ایمان کامل، خود را در حضور او مشاهده نماید، خود به خود حضور قلب پیدا می شود، اگر کسی حضور قلب نداشته باشد، ایمانش خلل دارد، ایمان کامل مساوی است با اطمینان، چون اطمینان لازمه اش ایمان کامل است. از پایه های استوار ایمان، حمد است که باید به زبان اظهار شود امّا شکر هم به زبان است و هم به عمل، شکر خودش یک نوع عبادت است، شکر آن است که از نعمتهای الهی به بهترین وجه استفاده ی بهینه شود (نه اسراف نه تفریط نه افراط).
یکی دیگر از ارکان پذیرش ایمان عمل صالح و نیکی به خلق خداست. نیّت نیک هم اثر نیک دارد. مظهر ایمان کامل، چهارده معصوم و ابراهیم خلیل (علیه السّلام) می باشند. بدون ولایت مولا علی (علیه السّلام) هیچ رستگار نیست، مظهر اکمل ایمان، پیروی کامل از ولایت امیرالمؤمنین است، «ذکر»، منهای ولایت علی (علیه السّلام) و فرزندان معصومش؛ لقلقه ی زبان و خشکی روح است، طراوت قلب و حلاوت لسان در ذکر محمّد و آل اوست. حضرت ابراهیم (علیه السّلام) برای انجام امر خدا از فرزند عزیزش گذشت، اگر آدمی با همان ندا و ایمان و عقیده به خدا روی آورد، قطعاً نتیجه می گیرد. جاهایی را که خداوند، انسان را دعوت به عبادت و اطاعت می کند، اگر گوش و قلب، شنوا و رام باشد، هرچه انسان بگوید خدا هم بنا به مصلحت آدمی، نیاز و دعایش را مستجاب می فرماید، خلاصه؛ انسان متوکّل و معتقد، به حال خود رها نمی شود و خداوند او را مدد می فرماید. هیچ کس نیست که عزیزانش را بر خدا ترجیح ندهد، مگر آنهایی که مانند ابراهیم، ایمان کامل به خدا دارند، بقیه خود را دوست دارند نه خدا را. و بالاخره «ذکر»مرحله ی نخستین ایمان و فزونی اطمینان مؤمن است. باید مواظب بود که مدّت «خلسه» در ذکر طولانی نشود، چون آدمی را از عمل بازمی دارد. آنهایی که از خود جدا می شوند، به اصطلاح عرفا، آن حالت را «خلسه» می گویند و به اعتباری خلاصی از قید جسم است. اگر مدّت خلسه زیاد شود، حالت «جذبه» و بالاخره لاابالی گری پیش می آورد، یعنی به حال «بی خودی ابدی» فرو می رود و دیگر نمی تواند از آن حالت بیرون آید و از عمل صالح باز می ماند.
منبع مقاله :
شریف کاشانی، ملاحبیب الله؛ (1383)، خواص و مفاهیم اسماء الله الحُسنی(نامهای زیبای خداوند)، ترجمه ی محمدرسول دریایی، تهران: نشر صائب، چاپ ششم.

بروز رسانی شده در : شنبه 18 بهمن 1393 05:41 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 18 بهمن 1393 05:39 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات