رسانه و تربیت دینی (با تأکید بر تبلیغ و آموزش نماز)

نویسنده: دکتر حکیمه سادات شریف زاده(1)




 

چکیده

مقاله حاضر به بررسی نقش رسانه در تربیت دینی، با تاکید برآموزش و تبلیغ نماز می پردازد. نماز برای دستیابی به هدف نهایی تربیت اسلامی، بهترین وسیله است. موضوع بحث این نوشتار مربوط به استفاده از روش های تربیت دینی در رسانه ملی (تلویزیون) برای سوق دادن کودکان و نوجوانان به نماز است. از جمله این شیوه ها، روش اعطای بینش و روش دعوت به ایمان در رسانه است. در این باره، براساس تاثیر عامل انگیزش، دیدگاه دو تن از روان شناسان (مزلو و کلبرگ) مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین به روش های تلقین و القا، اسوه سازی، آراستن ظاهر، تزیین کلام و زمینه سازی اشاره می شود. در مورد موضوع زمینه سازی، عوامل ایجاد کننده دقت از دیدگاه روان شناسی بیان می شود، که می تواند در تربیت دینی از طریق رسانه موثر واقع شود. در انتها پس از نتیجه گیری، راهکارهای عملی در باب تبلیغ و آموزش نماز در رسانه، با توجه به ارکان ارتباط (فرستنده پیام، مخاطب، پیام، روش و ابزار ارتباط) ارائه می شود.

کلید واژگان:

تربیت دینی، رسانه، تبلیغ نماز.

مقدمه

رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند. در میان رسانه هایی چون سینما، رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبکه های اینترنت، تلویزیون تاثیر فراوانی بر شکل گیری افراد اجتماع دارد. از طریق تلویزیون می توان به مقاصد گوناگونی نظیر اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، اندیشه پردازی (فرهنگ سازی)، و افزایش آگاهی های اجتماعی نزدیک شد. هر اندازه که رسانه به بهترین شکل به کار گرفته شود، منابع و فواید آن در زمینه کمک به رشد صحیح و سالم افراد و تحول و پیشرفت جامعه به سوی کمال مطلوب بیشتر است. برنامه هایی که از رسانه ملی (تلویزیون) پخش می شود، موجب تحکیم خانواده و ترویج و انتشار مسائل دینی می شود.
بسیاری مواقع افراد جامعه، اطلاعاتی در یک زمینه دارند و فواید کاری را می دانند، اما از انجام آن غفلت می کنند و یا موفق به انجام آن نمی شوند. عده ای نیز با وجود آگاهی داشتن به طور عمد اقدام نمی کنند و خلاف آن عمل می کنند. پس رسانه با چند دسته خانواده مواجه است: خانواده های بی اعتقاد به مسائل مذهبی، خانواده های غیر مذهبی که می توان با دلایل منطقی آنها را توجیه کرد، خانواده های مذهبی ناآگاه و خانواده های مذهبی توانمند و آگاه. بنابراین برنامه ها باید طوری باشند که نماز خواندن در خانواده های مذهبی را تحکیم و خانواده های ناآگاه را با دلایل منطقی توجیه کند. این امر در تلویزیون از طریق روش های مستقیم و غیر مستقیم امکان پذیر است.
در این مقاله کوشش شده است که این شیوه ها در رسانه ملی (تلویزیون) تجزیه و تحلیل شوند و راهکارهای عملی در این زمینه ارائه شود. به همین منظور ابتدا اشارات کوتاهی به اهمیت نماز در قرآن و حدیث می شود و سپس اصول و روش های تربیتی نماز در رسانه بررسی می شود و در نهایت نتیجه گیری لازم به عمل می آید.

اهمیت نماز در قرآن و حدیث

خداوند در قرآن می فرماید: وَ أَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ؛ (عنکبوت، 45) «و نماز را به جای آر، که همانا نماز شما را از هر کار زشت و منکر باز می دارد».
سیاق آیه نشان می دهد که طبعیت نماز، بازداری از فحشا و منکر است؛ زیرا نماز مشتمل بر ذکر خداست و این ذکر اولا ایمان به وحدانیت خدای تعالی و رسالت و جزای روز قیامت را به نمازگزار تلقین می کند، و به او می گوید که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار ده، از او استعانت بنما و درخواست کن که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت کند؛ و ثانیاً او را وادار می کند که با روح و بدنش متوجه ساحت عظمت و کبریایی خدا شود، و پروردگار خود را با زبان حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر به یاد آورد. افزون براین او را وادار می کند که خود را از آلودگی بدنی و روحی پاک کند (طباطبایی، 1370، ج16).
خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاَةِ؛ (بقره، 45) «و از خدا به صبر و نماز یاری جویید».
در جایی که انسان به تنهایی نتواند از عهده مشکلات و حوادث برآید، مددکاری جز خدا نیست، با اتصال و توجه به ذات مقدس پروردگار و با صبر و شکیبایی می توان مشکلات را از سر راه برداشت (طباطبایی، 1370، ج1).
پیامبر گرامی اسلامی می فرماید: احب الاعمال الی الله الصلاه لوقتها ثم برّ الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله (نهج الفصاحه، حدیث 70)؛ «بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است، آنگاه نیکی با پدر و مادر، آنگاه جنگ در راه خدا».
حضرت علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه می فرماید: تعاهدوا امر الصلاه و حافظوا علیها و استکثروا منها؛ و تقربوا بها (نهج البلاغه، کلام 199)؛ «امر نماز را مراعات و آن را محافظت کنید و بسیار به جای آورید و به وسیله آن به خدا نزدیک شوید».
امام باقر(علیه السّلام) در حدیث مفصلی، وظایف اولیا را در تربیت ایمانی بیان فرموده است: در سه سالگی کلمه توحید (لا اله الله) را به طفل بیاموزند و در چهار سالگی «محمد رسول الله» را به او یاد بدهند و در پنج سالگی رویش را به قبله متوجه کنند و به او بگویند که سر به سجده بگذارد، و در شش سالگی کامل، رکوع و سجده صحیح را به او بیاموزند، در هفت سالگی به او بگویند دست و رویت را بشوی و نماز بگزار (فرید، 1368).
قال الصادق (علیه السّلام) فی حدیث: ان ملک الموت یدفع الشّیطان عن المحافظ علی الصلوه و یلقّنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحاله العظیمه، (من لایحضره الفقیه، ج1)«امام صادق (علیه السّلام)» در روایتی فرمودند: ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن که بر نمازش محافظت داشته دفع می کند، تا نتواند به مسافر با ایمان جهان آخرت ضرر برساند، و در آن حالت هولناک، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین می کند».
قال الصادق(علیه السّلام) اول ما یحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبل سائر عمله و اذا ردّت ردّ علیه سائر عمله؛ (وسائل الشیعه، ج3) «امام صادق (علیه السّلام): اول برنامه ای که انسانی به آن محاسبه می شود نماز است؛ اگر پذیرفته شود بقیه اعمال او نیز پذیرفته می شود، و اگر مردود شود سایر اعمال او نیز مردود می شود».
در اینجا پس از بیان اهمیت نماز در قرآن و حدیث، اشاراتی به اصول و روش های تربیت اسلامی در مورد موضوع نماز می شود.

روش اعطای بینش و دعوت به ایمان در رسانه

یکی از اصول مهم تربیت اسلامی، اصل تحول باطن است. اصل «تحول باطن» بیانگر آن است که در تربیت باید به فکر تحول درونی بود، و از راه تغییر در درون فرد، زمینه برای تغییر رفتارها فراهم می شود. با استفاده از دو روش اعطای بینش و دعوت به ایمان، تلقی آدمی از امور، دگرگون می شود. ایجاد دگرگونی در تلقی افراد، از جمله
لوازم قطعی تغییر رفتارها و اعمال آنهاست. بینش نوعی آگاهی عمیق و گسترده است و از این رو آدمی را با واقعیت مورد نظر کاملاً پیوند می دهد (باقری ، 1385).
در باب نماز چنین بینشی در رسانه باید به وجود بیاید، و یا بینش های فرد تصحیح شود. نیت نماز از عهده کسانی بر می آید که به مرتبه ای از تحول بینش رسیده باشند. البته بینش به تنهایی کارساز نیست؛ به دلیل آنکه در بسیاری مواقع افراد اطلاعات و بینش هایی دارند، ولی در عملشان چیزی ظهور نمی کند. در اینجا روش دعوت به ایمان، تاثیر خود را بیشتر نشان می دهد.
شناختی که از نماز یا هر کار خوب به دست می آید. وقتی منجر به عمل خواهد شد که به مرحله ایمان برسد. برانگیزاننده و محرک انسان به سمت عمل، ایمان است. از نظر قرآن جایگاه علم، ذهن و اندیشه و جایگاه ایمان، قلب است؛ پس قلب ها را باید به سمت نماز متمایل کرد.

ایجاد انگیزش در نماز

در روش دعوت به ایمان، علم تازه ای به انسان داده نمی شود، بلکه فرد به التزام به آنچه می داند، انگیخته می شود. همین انگیختن، فرد را به حرکت درمی آورد. ایمان در یک مرحله به قلب وارد و در مرحله دیگر در آن ثابت می شود.
بنابراین در مورد این روش باید از بحث انگیزه در روان شناسی استفاده کرد. اینکه چه انگیزه هایی برای انسان نمازگزار وجود دارد و تجلی این انگیزه برای فرد چگونه است، باید بررسی شود.
انگیزه در روان شناسی عبارت از عاملی درونی است که انسان را در جهت رسیدن به هدفی تجهیز می کند؛ مانند انگیزه های فیزیولوژیک، انگیزه های اجتماعی و فردی و انگیزه های متعالی. در باب نماز باید انگیزه های متعالی را پرورش داد، تا فرد در سطوح پایین تر انگیزه ها توقف نکند.

دیدگاه مزلو

آبراهام مزلو یکی از روان شناسانی است که در مورد انگیزش و سلسله مراتب نیازها، تحقیقات بسیار انجام داده است. به نظر مزلو انگیزه آدمی، نیازهای مشترک و فطری است که در سلسله مراتبی از نیرومندترین تا ضعیف ترین نیاز قرار می گیرد. شرط مهم دست یافتن به تحقق خود، که در آخرین طبقه از نیازهای آدمی قرار می گیرد، ارضای چهار گروه از نیازهاست که در سطوح پایین تر از این سلسله مراتب قرار گرفته اند و عبارت اند از: نیازهای جسمانی، نیازهای ایمنی، نیازهای محبت و احساس وابستگی، و نیاز به احترام. در اصطلاح روان شناسی مزلو، فرد خودشکفته به مرحله نیازهای وجودی می رسد. او نیازهای اساسی را پشت سر گذاشته است و انگیزه اصلی اش فرانیازها یا ارزش های وجودی است. خودشکوفایی در طول زندگی، پیوسته سیر صعودی دارد (شکرکن، 1372).
در مورد نماز و ارزش های دینی باید مسئله انگیزه های متعالی و سلسله مراتب نیازها در روان شناسی را، متخصصان فن در تنظیم برنامه ها به دقت بررسی کنند.

دیدگاه کلبرگ

کلبرگ نیز یکی از روان شناسانی است که به وجود سطحی متعالی و جهان شمول اشاره کرده است. کلبرگ معتقد است استدلال در مورد مسائل اخلاقی، در پنج مرحله تحول پیدا می کند. بنابر دیدگاه کلبرگ، برای رسیدن به مرحله بالای قضاوت اخلاقی، فرد علاوه بر توانایی استدلال منطقی باید قادر به درک دیدگاه دیگران باشد و گرنه در سطوح پایین قضاوت اخلاقی باقی خواهد ماند (kohlberg, 1976).
کلبرگ مراحل رشد اخلاق را در سه سطح مطرح می کند: 1. سطح اخلاق پیش قراردادی؛ 2. سطح اخلاق قراردادی؛ 3. سطح اخلاق فوق قراردادی. در سطح اول، رفتار اخلاقی کودک بر اساس دوری از تنبیه و گرفتن پاداش بیان می شود. می توان رفتار
کودک را مطابق پیامدهای مادی آن رفتار (تنبیه و تشویق) یا برحسب قدرت کسانی که قانون را برای کودک می سازند (معمولا پدر و مادر) تفسیر کرد. در این دوره، اخلاق هنوز درونی نشده است. در سطح دوم، رفتار اخلاقی فرد برای سازگاری و هماهنگی با نظم اجتماعی و تمایل برای حفظ این نظم است. کودک در این دوره با والدین خود همانندسازی می کند، و معیارهای اخلاقی در او درونی نشده است. در سطح سوم، استدلال ها و قضاوت های اخلاقی افراد درونی می شود و رفتار اخلاقی، با رمزی اخلاقی درونی شده هدایت می شود. اخلاق در این دوره براساس اصولی جهانی و برتر از قراردادهای اجتماعی است (جمعی از مولفان، 1370).
بنابراین در تنظیم برنامه هایی که جنبه اخلاقی و مذهبی دارند، به دیدگاه روان شناسانی مانند کلبرگ باید توجه کرد.
برنامه های مربوط به کودکان زیر هفت سال، براساس اخلاق پیش قراردادی است و از جایزه و تشویق بیشتر می توان استفاده کرد. در بچه های بین هفت تا دوازده ساله، مرحله اخلاق، پسر خوب - دختر خوب بودن است. برای همین توجهات و تشویقات از سوی مربیان، حتی به طور زبانی و شفاهی موثر است. در مرحله نوجوانی، اخلاقی برپایه قانون و نظم است. از این راه می توان وارد شد و تاثیرات مسائل مذهبی، از جمله نماز را در این خصوص به آنان یادآوری کرد.
سطح اخلاق برتر از قراردادی، زمانی در فرد رشد می کند که توانایی کافی برای تفکر انتزاعی و مجرد پیدا کرده باشد و به آخرین مرحله از رشد ذهنی اش رسیده باشد. برنامه های جوانان در مورد نماز می تواند همراه با استدلال منطقی، به گونه ای عمیق تر از مراحل قبل باشد. در واقع سال های کودکی بیشتر صرف ایجاد عادات خوب اخلاقی و یا رفتارهای مذهبی می شود و از نوجوانی به بعد، دلایل جنبه عقلانی تر پیدا می کنند، تا دوره جوانی که بررسی آثار نماز خواندن، در بحث های حتی مستقیم بسیار موثر خواهد بود. هر چند در ضمن برنامه های غیر مستقیم؛ مثلا از طریق فیلم ها می توان به آثار مثبت نماز
خواندن در رفتار و سرنوشت افراد پرداخت، روش های مستقیم نیز در این زمینه کارساز خواهد بود؛ چون در بسیاری از موارد نوجوان و جوان شناخت کافی ندارد و کتب مناسب در این مورد به راحتی در دسترس این گروه سنی قرار نمی گیرد، و چه بهتر که این اطلاعات و دانش ها از طریق برنامه های تلویزیون با در نظر گرفتن علایق و رغبت ها و هیجانات ویژه دوره نوجوانی و جوانی باشد.
بنابراین در شکل دادن شخصیت مذهبی کودک و نوجوان، باید مراحل رشد آنان را در نظر گرفت. به طور که افراد با دیدن این برنامه ها بتوانند دانش و برداشت های گذشته خود را در مورد نماز، در یک مجموعه و قالب جای دهند و دید روشنی پیدا کنند.
در رسانه ملی (تلویزیون) برنامه ها باید براساس تحول انگیزشی تنظیم شود، و موضوع نیت نماز نیز باید بررسی شود. در مراحل پایین تر سنی، انگیزه کودک و نوجوان جلب رضایت دیگران است و انگیزه های اجتماعی برای نمازگزاران قوی تراست؛ ولی کم کم به دلیل رشد عقلی، باید زمینه برای آشنا کردن نوجوانان با سطح متعالی انگیزش فراهم شود؛ یعنی فرد پی ببرد به اینکه ایمان به خدا و نماز خواندن، او را از قیودی مثل خود و جامعه و هر قید دیگر رها می کند و به سطح بالایی از انگیزه ها و نیت ها می رساند؛ قربه الی الله شدن نماز، امری است که در نهایت در برنامه های رسانه باید تبلیغ شود.

روش تلقین و القا در رسانه

اصل تغییر ظاهر نیز در برنامه های تلویزیون اهمیت خاص دارد. طبق این اصل هر گاه بخواهیم تغییر و تحولی در باطن کسی پدید آوریم، باید امکان تغییر ظاهر را در او به وجود آوریم، به عبارتی اگر در ظاهر فردی تحولاتی به وجود آید، احساسات، افکار و تصمیم گیری های مطلوبی در درون او ایجاد خواهد شد. از روش هایی که ناظر به این اصل است، روش تلقین به نفس است. تلقین به صورت قولی، که از طریق به زبان آوردن قولی معین و فعلی که به آشکار ساختن عملی، تاثیر در درون فرد به وجود می آورد (باقری، 1385). هر گاه دو گونه تلقین قولی و فعلی در هم آمیزند، تاثیری
دوچندان به بار می آورند. با تلقین، هیجانات و نگرش ها جذب می شوند. «تلقین در اخلاق، می تواند جذب عادات خوب شخصی و رسوم جامعه را تسهیل کند و غالباً ابزار نیرومندی در تقویت وجدان است» (Bull, 1973).
نماز برجسته ترین چهره این به هم آمیختگی است. نماز گزار سخنان معینی بر زبان می راند و حرکات معینی انجام می دهد که هر یک، با حالات باطنی ویژه ای تناسب دارد. در رسانه از طریق نشان دادن این تلقین قولی و فعلی و به روش مستقیم، زیبایی های نماز به نمایش گذاشته می شود و تاثیر ویژه خود را القا می کند.

روش زمینه سازی و اسوه سازی در رسانه

اصل اصلاح موقعیت در تربیت اسلامی نیز اهمیت خاص دارد. مطابق این اصل برای زدودن پاره ای از حالات و رفتارهای نامطلوب و برای ایجاد حالات و رفتارهای مطلوب در انسان، باید محیط او را تغییر داد و به سطح مطلوبی رساند. برای اجرا کردن این اصل روش هایی مانند زمینه سازی و اسوه سازی مناسب است (باقری، 1385).
در زمینه سازی، اوضاع و بسترها به طور مناسب انتخاب و تنظیم می شوند، به طوری که هم احتمال بروز رفتارها و حالات مثبت افزایش می یابد، و هم احتمال بروز رفتارها و حالات منفی کاهش می یابد. روش اسوه سازی، از شیوه های عینی و کاربردی تربیت اسلامی است و برجان و دل متربی می نشیند. شخصیت کودک و نوجوان از این طریق ساخته می شود.
در روش اسوه سازی با ارائه الگویی خوب و نیک، نمونه رفتار و کردار مطلوب عملاً در معرض دید فرد قرار می گیرد و به گونه ای او را به پیروی از آن الگو وادار می کند، تا مطابق با آن، عمل نمونه در خود پدید آورد. استفاده از شخصیت های اجتماعی و تاریخی و ملی و مذهبی در زمینه نماز، می تواند بسیار موثر باشد. در برنامه هایی که توجه و دقت نوجوان و جوان را به سمت نماز جلب می کند، می توان زمینه مناسب را ایجاد کرد.

عوامل ایجاد کننده دقت در نماز از دیدگاه روان شناسی

مطالعات روان شناسی نشان می دهد «در جریان یادگیری، معمولاً آنچه با ناراحتی توأم باشد یا سبب پیدایش اضطراب گردد، زودتر فراموش می شود و آنچه با خوش حالی و شادمانی همراه است بهتر در خاطر می ماند. عامل تشویق یا تقویت تا حدی در جریان یادآوری تاثیر دارد» (شریعتمداری، 1369). از همین امر در برنامه های تلویزیون می توان استفاده کرد و موضوعات مربوط به نماز را در زمینه عاطفی مثبت ارائه داد. این زمینه عاطفی مساعد، مانند محرک فرد را به تلاش وامی دارد و در جریان یادگیری این عبادت نقش موثر ایفا می کند.
مسئله دیگر آن است که برای ایجاد بستر و زمینه ای مطلوب در میان برنامه های رسانه، باید برنامه های مربوط به نماز طوری تنظیم شوند که توجه نوجوان و جوان را جلب کنند. دقت مقدم بر ادراک و یادگیری و انجام عمل است. نوجوان دائما در برنامه های گوناگون با محرک های متنوع برخورد دارد؛ اگر بخواهد به یکی از این محرک ها (برنامه مربوط به نماز) دقت کند باید آن را انتخاب کند و انتخاب، مستلزم آمادگی هایی در فرد است. همچنین عواملی در توجه و دقت موثر هستد که به مواردی از آنها اشاره می شود، که باید در مورد تبلیغ نماز برای کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گیرند.
تغییردر محرک، یکی از عوامل خارجی است که در دقت موثر است. این تغییر ممکن است کمی، مکانی، زمانی، تدریجی و یا ناگهانی باشد. در هر صورت باید موقعیت و نوع برنامه در نظر گرفته شود تا از آن عامل بتوان استفاده کرد (شریعتمداری، 1369).
تکرار، یکی از عوامل مهم در جلب توجه به بعضی از جنبه های مهم اطراف ماست. وقتی محرکی چندین بار تکرار شود، اگر در آغاز متوجه آن نشده باشیم، ممکن است سرانجام توجه ما را جلب کند. البته این تکرار نباید بیش از حدی معین ادامه پیدا کند؛ زیرا باعث کم شدن توجه می شود (مان، 1369). برای جلوگیری از این امر، در تبلیغات مربوط به نماز باید آن را با نوآوری همراه کرد.
حتی در رنگ های مورد استفاده در لباس و یا تزیینات برنامه های تلویزیونی باید دقت کرد و از رنگ های جالب توجه برای کودک و نوجوان استفاده کرد.
شدت محرک نیز عامل موثری است که باعث جلب توجه فرد می شود. محرک قوی، زودتر از محرک ضعیف نظر فرد را جلب می کند. مطالعات روان شناسان نشان می دهد اندازه شیء و شدت محرک در قدرت آن تاثیر دارد.
از عوامل درونی موثر در دقت و توجه، احتیاجات اساسی است که محرک عمده ای در جلب دقت افراد است. اموری که با احتیاجات اساسی کودک و نوجوانان ارتباط دارد، زودتر توجه بینندگان را جلب می کند. سازندگان برنامه های تلویزیونی باید ارتباط مطالب مربوط به نماز را با احتیاجات اساسی افراد روشن سازند. رغبت نیز از عوامل درونی ای است که نقش عمده ای در جریان دقت بازی می کند. معمولاً افراد به امری توجه می کنند که مورد علاقه و رغبت آنها باشد (شریعتمداری، 1369).

روش آراستن ظاهر و تزیین کلام در رسانه

اصل دیگری که در تربیت اسلامی به آن پرداخته شده، اصل آراستگی است، این اصل بیانگر آن است که در فرایند تربیت، آنچه عرضه می شود باید به خوبی آراسته شود تا رغبت ها برانگیخته شود (باقری، 1385).
روش هایی که از طریق آنها آراستگی تامین می شود عبارت اند از: روش آراستن ظاهر؛ و روش تزئین کلام. در برقرار کردن ارتباط تربیتی با متربی، باید به آراستگی ظاهر پرداخت تا با زیبایی آشکار، زمینه برای آراستگی باطنی فراهم شود.
زیبایی خواهی یکی از خواسته های فطری است که در مراحل گوناگون رشد شامل کودکی و نوجوانی و جوانی، به منزله عاملی موثر در جلب و جذب افراد دخالت می کند. می توان از توجه دادن به زیبایی های مادی به مثابه زمینه ای جهت گرایش به زیبایی معنوی استفاده کرد. در روش تزیین کلام، با استفاده از کلام زیبا و جذاب به خصوص کلام
آهنگین و شعر، همراه با مضامین تربیتی در مورد نماز می توان برای تهییج احساسات مثبت اخلاقی در جهت یادگیری و توجه به نماز استفاده کرد.

روش موعظه حسنه در رسانه

یکی دیگر از اصول تربیت اسلامی، اصل تذکر است. این اصل بیانگر آن است که گاه باید آنچه فرد به آن علم دارد. برای او باز گفت؛ زیرا بسیاری از دشواری های انسان بر اثر نسیان است. تذکر، هم علم فراموش شده را به یاد می آورد و هم علم فراموش نشده و بی خاصیت را زنده می کند و می انگیزد. طبق این اصل، روش های تربیتی باید به آگاهی های فرد تحرک ببخشند. یکی از این روش ها «موعظه حسنه» است. قرآن با قید «حسنه» تاثیر این روش را یادآوری کرده است.
البته در برنامه های رسانه، این امر باید به وسیله موعظه گر خیراندیش و همراه با نرمی و شفقت باشد، تا تاثیر داشته باشد و یا آنکه به طور غیر مستقیم در قالب فیلم ها، از این روش استفاده کنند. «البته افراد معتقد و زنده دل بیشتر از این شیوه تاثیر می پذیرند و افراد افسرده و به قول سعدی دل مرده، وعظ و نصیحت در آنان اثر ندارد. سعدی خود نیز در بوستان و گلستان از این روش بهره جسته است و با لحن صمیمی، گروه های مردم را نصیحت کرده و آنان را به نیکی فضیلت خوانده است» (بهشتی، 1380).

نتیجه گیری و ارائه راهکارهای عملی در مورد تبلیغ نماز در رسانه

ملاحظه شد که با توجه به تربیت دینی و اهمیت نماز، و با تاثیر خاص تلویزیون که بر بیننده به ویژه کودک و نوجوان دارد، برنامه های مستقیم و غیر مستقیم این رسانه باید با تلاش کارشناسان تعلیم و تربیت و روان شناسان و متخصصان مسائل دینی تنظیم شود.
در این مقاله، شیوه های تربیت اسلامی در مورد موضوع نماز بررسی، و مشخص شد که با تکیه بر اصول تحول باطن و تغییر در ظاهر و اصلاح محیط و آراستگی و تذکر، چگونه می توان از روش های موثر تربیتی برای تبلیغ نماز در رده های سنی بهره جست.
با در نظر گرفتن این روش ها، از مجموع دیدگاه های تربیتی، راهکارهای عملی را در تنظیم برنامه ها می توان ارائه داد. در ارتباط رسانه ای، باید ارکان ارتباط را در نظر گرفت: فرستند پیام، مخاطب یا گیرنده پیام، پیام، روش ارتباط. در مورد هر کدام از این ارکان، نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد:

1. فرستنده پیام:

یعنی شخص یا اشخاصی که از طریق رسانه با مخاطبان ارتباط برقرار می کنند. در هر الگوی ارتباطی، فرد یا افرادی به منزله منبع یا فرستند پیام برای برقراری ارتباط وجود دارد که وجودش برای برقراری ارتباط بسیار لازم است. منبع پیام باید اطلاعات، ارزش ها و اندیشه هایی که می خواهد به طور موثر به گیرنده پیام برساند، به صورتی درآورد که قابل انتقال باشد (شعبانی، 1384). ارتباط گیرنده باید فرد مقبول و آراسته و مسلط به موضوع باشد؛ تا پیامش موثر واقع شود. پیام به وسیله کودک و نوجوان و جوان باید ارائه شود و در بعضی موارد از اشخاص مسن باید استفاده کرد. جوان از جوان زودتر تاثیر می پذیرد و با روش همدلی ارتباط را نزدیک و عمیق تر می توان کرد.

2. گیرنده پیام:

عنصر مهم ارتباط، گیرنده پیام است که حالت انفعالی ندارد. آنان از بین پیام های گوناگون، آنچه به نیازها و نظریاتشان نزدیک است می گیرند و پیام ها را می سنجند و پیام مورد نظر خود را انتخاب می کنند. نباید معلومات و اطلاعات، گرایش ها و طرز فکر، مهارت و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی گیرندگان پیام را از نظر دور داشت (شعبانی، 1384). باید مخاطب را با کمک متخصصان تعلیم و تربیت و روان شناسی مسائل دینی بشناسیم، به صورتی که مخاطب دقیقا از لحاظ ویژگی های رشد ذهنی و اجتماعی و عاطفی و... بررسی شود تا هم شناخت و آگاهی، و هم انگیزش آنها افزایش یابد.

3. پیام:

پیام باید همراه با جاذبه های هنری باشد تا گیرایی داشته باشد. نوع پیام باید کوتاه و مفید و در عین حال رسا باشد و به طور کلی، در برنامه های مربوط به کودک و نوجوان از پرگویی باید پرهیز کرد. در نظر گرفتن تنوع و تازگی و سایر عوامل ایجاد کننده
دقت و توجه که در مقاله به آنها اشاره شد، اهمیت فراوان دارند.
در پیام که در قالب برنامه های مستقیم یا غیر مستقیم ارائه می شود، فقط به چگونگی نماز و دلایل و فواید آن پرداخته نشود، بلکه به موضوعات مهم دیگر در مورد نماز اشاره شود؛ مانند شروط کمال عباداتی مثل نماز، نشان قبولی، شرایط صحت عبادات و بسیاری از موارد دیگر که برای کودک و نوجوان مبهم است. همچنین موضوعاتی مثل شناخت علل انحرافات تربیتی و اخلاقی که منجر به ترک نماز می شود و همراه شدن نماز با فضایل اخلاقی و موفقیت در زندگی بررسی شود. زمان ارائه برنامه نیز اهمیت دارد که باید در نظر گرفته شود.

4 . روش و ابزار ارتباط:

پیام باید در اوضاعی خاص و با «ابزار» و از «راه و روشی» در اختیار گیرندگان پیام قرار داده شود. فرستنده برای ایجاد ارتباط باید حامل و کانالی متناسب با پیام و ویژگی های گیرندگان انتخاب کند. بنابراین در مورد موضوع نماز، باید از روش های مناسب تبلیغی از دیدگاه تربیت اسلامی استفاده شود.
مراجعه به نظریات متخصصان علوم تربیتی و روان شناسی در این زمینه، امری ضروری است. چنان که در ضمن مقاله اشاره شد، با استفاده از روش های اعطای بینش، روش تلقین و القا و روش زمینه سازی و الگودهی، می توان پیام تبلیغ و آموزش نماز را به مخاطبان ارائه کرد.
در مجموع می توان به این نکته اشاره کرد که افراد گوناگون و از جمله کودکان و نوجوانان، در برابر محصولات تولیدی رسانه ها عکس العمل نشان می دهند. این محصولات پس از دریافت، براساس اندوخته های ذهنی مخاطبان به فهم و درک و معرفت تبدیل می شود؛ یعنی در نهایت به یک فهم جدید عقلانی که جهت دهنده رفتاری از اوست مبدل می شود؛ بنابراین رسانه های جمعی خصوصا تلویزیون، بر مخاطبان کودک و نوجوان تاثیرات انکار نشدنی دارند.

پی نوشت ها :

1.استادیار گروه علوم تربیتی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران.

منابع تحقیق
1. قرآن کریم.
2. نهج البلاغه.
3. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج1.
4. الحر العاملی، محمدبن الحسن، وسائل الشیعه، ج3.
5. باقری، خسرو (1385)، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ج اول، مدرسه، تهران.
6. بهشتی، محمد و همکاران (1380)، آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، ج چهارم، سمت، تهران.
7. جمعی از مولفان (1370)، روان شناسی رشد(1)، سمت، تهران.
8. شریعتمداری، علی (1369)، روان شناسی تربیتی، امیرکبیر، تهران.
9. شعبانی، حسن (1384)، مهارت های آموزشی و پرورشی، سمت، تهران.
10. شکرکن، حسین و همکاران (1372)، مکتب های روان شناسی و نقد آن، ج دوم، سمت، تهران.
11. طباطبایی، سید محمدحسین (1370)، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج شانزدهم، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبایی.
12. طباطبایی، سید محمدحسین (1370)، المیزان، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ج اول، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی.
13. فرید، مرتضی (1368)، الحدیث: روایات تربیتی، ج دوم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
14. مان، نرمان. ل (1369)، اصول روان شناسی، ترجمه محمود ساعتچی، ج دوم، امیرکبیر، تهران.
15. Bull. S. Norman (1973), Moral Eduction,. London, Rout ledge and kegan Paull.
16. Kohlberg, L. (1976), Moral Stages Moralization: The Cognitive Development at Approach in. Lickonona, J. (ED), Moral Development Behavior Theory, Research and social Issues, Holt, Rinehart and Winston, New York.

منبع مقاله :
جمعی از نویسندگان، (1388)، مجموعه مقالات همایش تربیت دینی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (رحمه الله).

بروز رسانی شده در : شنبه 18 بهمن 1393 05:44 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 اسفند 1393 05:43 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

رابطه عبادت و عبودیت با سلامتی



 

نویسنده: داودشریفی فلاورجانی
منبع:راسخون




 

چکیده

در باب اهمیت عبادت و بندگی خداوند متعال آیات و روایات زیادی وارد شده است تا آنجا که حتی مقصود از خلقت جن و انسان نیز عبادت خداوند متعال معرفی شده است و شرط اولیه عبادت حضرت باری تعالی داشتن بدن و جسمی سالم است و دیگر اینکه دستورات فراوانی نیز در دین اسلام پیرامون حفظ صحت بدن آمده که با بررسی و عمل به آنها می توان به این مقصود رسید ولی برای تحقق این امر باید به دامن طب اسلامی پناه برد زیرا این طب است که منشأ الهی ووحیانی دارد لکن برای پی بردن به جایگاه ویژه طب اسلامی سنتی در زمان کنونی ناگزیر هستیم که این طب والای برگرفته از تعالیم انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام را با طب رایج که منشأ پدید آمدن آن جهان غرب بوده مقایسه شود که شواهدی نیز بر برتری طب اسلامی سنتی بر طب رایج غربی وجود دارد.
و همچنین نظریات صاحبنظران نیز بر برتری طب اسلامی نسبت به طبهای دیگر و طب رایج نیز مطرح می باشد، پس از اثبات اینکه طب اسلامی سنتی برترین مرجع برای مراجعه برای حفظ صحت بدن و نیز حتی درمان بیماریهاست چندی از دستورات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام همچون پرهیز از اسراف در طعام و انواع اسرافهائی که در لسان معصومین (علیهم السلام) وارد شده است و دستورات دیگر مطرح می گردد، همچنین زمان غذا خوردن در آداب اسلامی و رابطه آن با مساله عبادت خداوند متعال نیز در طب اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، در ضمن اینکه پیرامون غذا خوردن و اصولی که منجر به صحت بدن خواهد شد نیز مطرح شده است، حتی در مورد کیفیت و زمان آب خوردن نیز دستورات مهمی در طب اسلامی پیرامون حفظ صحت بدن وجود دارد که چندی از این مسائل ذکر شده است.
یکی از مسائل مهم در طب اسلامی سنتی پیرامون حفظ سلامتی و درمان بیماری ها مسأله حجامت است که جایگاه آن در آیات و روایات بسیار مهم دیده شده است که این اهمیت نیز در مقاله مطرح گردیده است.
کلید واژه: حفظ صحت بدن ـ طب اسلامی سنتی ـ طب رایج ـ عبودیت و سلامتی ـ تعالیم انبیاء و ائمه پیرامون طب.

مقدمه

بنابراینکه موضوع مقاله اینجانب حفظ صحت بدن و رابطه آن با عبادت و عبودیت است، باید این موضوع از دو جنبه مورد بررسی قرار گیرد:
1) عبادت و مقام عبودیت
2) صحت و سلامت انسان و مسئولیت آدمی در برابر حفظ صحت و تندرستی؛اهمیت اینکه دین مبین اسلام در این رابطه چه وظایفی رامتوجه انسان می داند و پس از پی بردن و اثبات اهمیت صحت جسمی و روحی انسان از منظر قران کریم واحادیث ائمه (علیهم السلام) و ارتباطی که عبادت خدای متعال و سلامتی دارد و اینکه اگر شخصی بخواهد به مقام عبودیت برسد باید از جسم خود که وسیله ای است برای آن منظور استفاده لازم را ببرد، که اگر این مرکب روح ناتوان و یا بیمار شود آدمی را برای رسیدن به اهداف الهی باز می دارد و چون مقام عبد بودن بسیار والا می باشد و برای رسیدن به آن باید طی طریق کرده و همه موانع سر راه را برداشت تا به مقصود رسید و از همه موهبت های الهی و نعمات آن که جسم سالم از آن جمله است،برخوردار شد، به همین جهت اینجانب بر آن شدم که دستورات الهی که برای حفظ صحت بدن این مرکب روح آدمی لازم است را مورد بررسی قرار داده تا با رعایت این موارد و با استفاده صحیح از بدن در راه عبادت پروردگار عالمیان بتوان موجباتصعود روح انسان به مقام عبودیت را فراهم نمود، باشد که مورد توجه خداوند متعال قرار گیرد.

معنای عبودیت و رابطه آن با سلامتی

عبودیت و بندگی به معنای اظهار تذلل و خشوع در برابر ذاتی است که استحقاق بندگی دارد.
العبودیَّهُ اظهارُ التَذَلُّلِ و العبادة أبلغُ منها لاَنَّها غایَهُ التَّذلُلِ و لا یَستَحِقُها اِلاّ مَن لَهُ غایَهُ الاَفضال وَ هُوَ الله تعالی(1)
و لِهذا قالَ: اٍنَّما تَعبُدُوا اِلّا اِیّاهُ (2)
عبودیت اظهار تذلل است، و عبادت از آن رساتر است زیرا عبادت به معنای تذلل نهائی است و تذلل نهائی شایسته کسی است که واجد کمال نهائی است و او خدای تعالی است.
بندگی و عبادت، بزرگترین افتخار و سرمایه انسان است، قرآن کریم می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ اعبُدُوا رَبَّکُمُ الّذِی خَلَقَکَم وَ الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ(3)
ای مردم، پروردگار خود را پرستش کنید، آن کسی که شما و پیشینیان را آفرید تا پرهیزکار شوید.
و در آیه دیگر می فرماید:
ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنس اِلّا لِیَعبُدون (4)
و هدف خلقت جن و انس را عبادت خدای متعال می داند و از آنجائیکه عبادت خدای متعال با این همه اهمیتی که بیان شد و دیگر اینکه شرط اولیه عبادت حضرت باری تعالی داشتن بدن و جسمی سالم و دارای صحت و عافیت می باشد، آیا خداوند رحمان و رحیم که رحمت واسعه ی او بر رحمت ویژه اش نسبت به مومنین پیشی گرفته، راهی برای تأمین بهداشت و سلامت مردم معرفی نکرده است؟ و دیگر اینکه آیا مردم را به حال خود واگذاشته و هیچ راهنمائی برای این منظور در نظر نگرفته است؟
آیا دستورات درمانی موجود در آیات قرآن مجید که چراغ هدایت آدمی است وتعالیم طبی موجود در احادیث و سیره ی معصومین علیهم السلام که در یک سیر تاریخی به دست ما رسیده اند، به اندازه ی تراوشات و ابتکارات فکری و پیش فرضهای علمی موجود، که هر روز تغییر می کنند و نقص پذیرند قابل اعتماد نیستند؟
آیا می توان با توجه در آیات و روایات و راه و روش ائمهاطهار علیهم اسلام و انبیای عظام، تعریف کاملی از شخصیت و رابطه ی انسان با طبیعت و مکتب درمانی جامعی به مردم معرفی کرد؟ مکتبی که همه سونگر بوده و درک آن از طبیعت اجزای واقعی باشد؟ مکتبی که به رابطه ی انسان با جهان واقف باشد و نحوه ی بهره برداری درست از آن را به مردم بشناساند و جهت گیری او در بهره وری از طبیعت، هدایتگرانه و همسو با سرشت الهی باشد؟ طب اسلامی، طبی است فراگیر، کل نگر، ژرف اندیش و واقع نگر و با اطلاعی که از مفاهیم اسلامی در اختیار دارد می تواند با ساماندهی تفکرات موجود در زمینه بهداشت و درمان، نیاز امروز بشر که به سلامت بشریت می اندیشد و در جستجوی حفظ صحت بدن از بیماریها و راه درمان است را پاسخ دهد، طب اسلامی عبارت است از تبلور تعالیم انبیاءو ائمه اطهار علیهم السلام پیرامون حفظ سلامتی و صحت که همان بهداشت و پس از آن درمان که در قرآن و احادیث و سیره ی معصومین علیهم اسلام مطرح گردیده است و الهام گرفتن از قوانین حاکم بر نظام طبیعت، که تمام موجودات به وسیله علم غریزی و خدادادی از آن برخوردارند و زندگی خود را با آن اداره می کنند، ونیز تفکرات و اندیشه های حکمای پس از اسلام در طب و درمان.

اهمیت حفظ صحت بدن

حفظ صحت بدن در طب اسلامی که عبارت است از مجموعه دستورات و تعالیم طبی که در قرآن مجید و سخنان ائمه اطهار علیهم السلام آمده و با رعایت آن دستورات به غایت امر که صحت و سلامت است دست پیدا می شود، اما در ابتدا باید شفا بخش بودن قرآن ثابت گردد که با استناد به آیات و روایات شفا بودن قرآن کریم در بیماریهای روانی واخلاقی و همچنین بیماریهای جسمی اثبات می گردد:

1) وسیله شفا بودن قرآن کریم و معرفی آن به عنوان شفا و رحمت
ونُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاء و رحمةٌ لِلمؤمنین(5)
علامه طباطبائی رحمة الله علیه در مورد این آیه می فرماید:
از جمله حرف هائی که مفسرین در مورد این آیه ذکر کرده اند این است که مراد به شفا در آیه اعم از شفای مرض های روحی از قبیل جهل و شبهه و ملکات زشت نفسانی است، بلکه مرض های جسمی را هم شامل می شود زیرا با تبرک به آیات کریمه قرآن و نوشتن و همراه داشتن آنها مرض های بدنی هم معالجه می شود ما هم در این حرف، صحبتی نداریم.

2) روایاتی که دال بر شفا بودن قرآن است:

الف) فَاستَشفُوهُ مِن أَدوائکُم(6)
از قرآن برای شفای بیماری هایتان یاری جوئید.
در این فرمایش امیرالمومنین (علیه السلام)؛ شفا بودن قرآن مختصر به بیماری های اخلاقی نیست و از بیماری به طور مطلق نام برده شده است.
همچنین امام رضا (علیه السلام) فرموده اند: از قرآن شفا جوئید که در آن شفای همه بیماریهاست(7).
از امام صادق (علیه السلام) نقل است، که امیرالمومنین فرمودند:
ثلاثُ یَذهَبنَ بالبَلغَم وَ یَزِدنَ فِی الحفظِ:
السِواکُ و الصومُ والقراءةُ القرآنِ(8)
سه چیز حافظه را زیاد کرده بلغم را می برد: مسواک، روزه و قرآئت قرآن که شاهد مثال در این حدیث بحث زدودن بلغم می باشد که یک تأثیر جسمی است پس معلوم می گردد، آثار شفا بخش قرآن محدود به روان نمی شود و جسم را نیز در بر می گیرد.
اهمیت مراجعه به طب اسلامی ایرانی
از آنجائیکه پی بردن به دستورات واقعی طب ایرانی اسلامی بدون در نظر گرفتن و مقایسه با دیگر دستورات طبی دنیا ممکن نیست، و این مقایسه اهمیت ویژه ی دستورات اسلام را بیش از پیش نمایان می کند و ویژگیهای خاص طب اسلامی در مقایسه با طب های مطرح دنیا به خصوص طب رایج، که سرمنشأ آن غرب است بهتر مشخص گردیده و پس از اثبات والا و بهتر بودن طب اسلامی و اینکه بهترین دستورات پیشگیری و درمان بیماریها در گروی فهم و انجام طب اسلامی است؛البته باید گوشزد شوم که خیلی از علماء گذشته جهان اسلام، خود از علم طب بی بهره نبوده اند و حتی بعضی از آنها در زمینه پیشگیریها و درمان بیماریهای دوران خود صاحب نظرانی بوده اند که حتی الان پس از گذشت چندین قرن از کشف این رموز و دستورات الهی باید دوباره در این زمینه به دامان همان طب گذشته که برگرفته از قدمت بیش از هفت هزار ساله علم طبی انبیاء عظام و ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده بازگردیم و این علمی که متأسفانه تا حد زیادی از آن در حال به فراموشی سپردن می باشد، دوباره احیاء شود و علمی کاربردی و مورد استفاده برای جامعه بشریت و مسلمین جهان باشد و آنچه خود داریم از بیگانه تمنا نکنیم، آنچنان که دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد، مصداق پیشگیری و درمان در مسائل طبی ما مسلمین نباشد، و منظور از مطرح کردن این بحث چیزی جز پی بردن به ارزش واقعی طب اسلامی نیست و هیچ گونه قصد تخریب دیگر طب های رایج در این بحث وجود ندارد:
اما توضیحاتی در این باب:
طب ایرانی اسلامی، غنی ترین و قوی ترین طب در طول تاریخ بوده و علم طب از حکمای مسلمان ایرانی به کشورهای دیگر رفته است و تقریباً بیشتر بیماریها به طور ریشه ای در طب ایرانی اسلامی درمان کامل و قطعی می شده ولی در طول حدود دویست سال پیش تاکنون به دلائل مختلف و بعضاً مغرضانه طب ایرانی اسلامی با کمال تأسف به انزوا کشیده شده است و در طول این تاریخ حکمای اسلامی مجالی برای بیان دیدگاه های خود و ارائه ی کتابهائی در زمینه طب ایرانی اسلامی پیدا نمی کردند، و اینکه مقایسه علم طب اسلامی الان با قبل از دویست سال پیش قابل مقایسه نیست، و قبل از آن تاریخ حکمای بزرگی و کتابهای غنی در این باره نوشته می شد، اما چه شد که در طول دویست سال گذشته باعث گردیده این علم با ارزش الهی به کمرنگی و حاشیه رانده شود و علم طبی رایج غربی جایگزین آن شود در پی آن وابستگی مسلمین به غریبها و خرید سالانه داروهای وارداتی به قیمت های بسیار بالا که بسیاری از این داروها برای بیماریهائی تجویز می شود که در طب ایرانی اسلامی با هزینه بسیار کمتری و همچنین بدون هیچ گونه عوارض داروئی قابل درمان است، در عین حال که بسیاری از پولهای بیت المال بدون هیچ گونه اهمیت زیادی از کشور خارج گردیده، در صورتی که لزومی ندارد و می شود این هزینه ها را در ترویج دستورات الهی پیرامون طب و درمان بیماریها در داخل کشور انجام داد.
نکته دیگری که گوشزد می شود، این است که اسلام دین تحجر و بی سوادی نیست، بلکه دینی است کاملاً عقلی و عملی و منطقی که ریشه بسیاری از علوم از جمله علم طب و علوم سودمند از ناحیه انبیاء عظام (علیهم السلام) بوده است و بسیاری از نسخه هائی که در طب اسلامی ایرانی داده می شود از قول انبیائی همچون حضرت عیسی (علیه السلام) یا پیامبر گرامی اسلام (صل الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد.
طب اسلامی ایرانی فقط در زمینه پیشگیری یا درمان بیماریها صاحب نظر نیست بلکه در زمینه های بسیاری با استفاده از علم مفید مزاج شناسی مباحث بسیار مهم و قابل اهمیتی را بیان می کند که از جمله این موارد می توان به انتخاب شغل مناسب با مزاج هر شخص، انتخاب مسئول مناسب برای هر امری، انتخاب همسر مناسب با توجه به مزاج طرفین ازدواج، راز طول عمر مناسب و ساختن مومن واقعی؛ زیرا اگر شخص از لحاظ مزاج شناسی نزدیک به اعتدال نباشد، نمی تواند مومن واقعی باشد و عمل به فرامین اسلامی نماید، برای تبیین بهتر این مسأله ناگزیر؛ مثالهائی مطرح می گردد: کسی که غلبه مزاج سودای غیر طبیعی داشته باشد، نمی تواند شب هنگام به موقع به خواب رود و سحر برای عبادت سحرگاهی و کار برخیزد و یا فردی که غلبه بلغم شدید دارد نمازش قضا می شود، و هر چند بخواهد نمی تواند برای عبادت سحرگاهی برخیزد و کسی که دچار غلبه صفرای شدید شده باشد نمی تواند مؤمن خوش اخلاق و بردباری باشد.

مقایسه طب اسلامی سنتی با طب رایج

در این مجال پس از اهمیت ویژه طب اسلامی ایرانی به مقایسه این طب الهی با طب های غیر الهی از جمله طب جدید پرداخته می شود:

1- طب اسلامی قدمت حدود هفت هزار سا له دارد ولی طب جدید حدود دویست سال سابقه دارد.
2- طب اسلامی ایرانی ریشه در وحی و سنت و عقل و حکمت دارد اما طب جدید با کنار گذاشتن اوامر الهی و در زمانی که خواهان برکناری دین از زندگی مردم بودند شروع و هیچ گونه ریشه ای در وحی و سنت و فرامین الهی ندارد.
3- هزینه های داروئی در درمان بسیاری از بیماریها در طب جدید بعضاً بسیار گران و پر خرج و به منظور سودجوئی است، در حالیکه همان بیماریها درطب اسلامی ایرانی با هزینه های بسیار کمتری قابل درمان می باشد.
4- در حدیثی گرانبار پیامبر اکرم (صل الله علیه واله) فرموده اند:«پروردگارعالم هیچ دردی را بی درمان نیافریده» و طب اسلامی قائل به درمان همه بیماریهاست ولی طب غربی بسیاری از بیماری را لاعلاج می داند.
5- طب اسلامی ایرانی اصول صحیح و علمی برای تغذیه برحسب مزاج شناسی و علم مصلحات و غیره دارد، ولی در طب جدید اصول علمی و مزاجی و مصلحاتی در تغذیه لحاظ نشده و این از ضعف های بزرگ طب جدید غربی است.
6- داروهائی که برای دو بیمار با مریضی یکسان ولی متفاوت در مزاج تجویز می شود در طب اسلامی ایرانی کاملاً متفاوت است، در حالیکه در طب جدید درمان اکثر بیماریهای مشابه برای همه داروهای یکسانی تجویز می گردد.
7- در طب اسلامی ایرانی ریشه بسیاری از بیماریها در اندام های دیگر جستجو می شودو نه در همان اندام درگیر شده ولی طب جدید در بسیاری از موارد به دنبال علت بیماری در همان اندام می گردد که در نتیجه موفق نیست، برای مثال: از جمله اندام هائی که در طب اسلامی ریشه بسیاری از بیماریها شناخته شده، معده است که طبق حدیث: اَلمِعدَةُ بَیتَ کُلِّ الداءِ وَ الحِمیَةُ رأسَ کلِّ دَواءِ (9)
پیامبرگرامی (صل الله علیه وآله) فرموده اند: معده خانه هر بیماری است و امساک و کم خوری در رأس تمام درمان هاست. آنچنانکه حکمای طب اسلامی ایرانی در بسیاری از موارد درمان را از معده شروع می کنند که اولین مرحله هضم غذا در بدن است و بسیار هم موثر واقع می شود.
8- در طب اسلامی ایرانی شفا را از خداوند متعال می دانند ولی طب غربی در بسیاری از موارد تأثیر نسخه هایشان را بیش از نقش خدا می دانند.
9- در طب اسلامی ریشه بیماریها دسته بندی و کاملاً مشخص است و اکثراً به یکی از چهار علت مزاجی سودا، صفرا، بلغم و خون بر می گردد ولی طب غربی ریشه بیماریها را دسته بندی و مشخص ننموده و بعضاً ریشه بیماری نامعلوم است.
10- در طب ایرانی اسلامی با درمان یک بیماری و رعایت رژیم غذائی و داروهای پاکسازی کننده کل بدن بیمار پاکسازی می شود ولی در طب غربی کل بدن در نظر گرفته نمی شود و منجر به پاکسازی کل بدن نخواهد شد.

برای اینکه هر مسلمانی با طب اسلامی و ارزش آن آشنا و آگاه شود ناگزیز هستیم که پس از بیان تفاوتهای طب اسلامی و سنتی با طب رایج، اکنون برخی شواهد برتری طب اسلامی و سنتی بر طب رایج بیان شود، تااینکه ثابت گردد برای حفظ صحت بدن و جسم و به تبع آن سالم بودن از نظر روحی و اقدام برای طاعت و عبودیت حضرت حق تعالی که لازمه آن داشتن بدن سالم و مرکبی صحیح برای روح است،خود اسلام عزیز دارای تعالیموالا و برتر نسبت به دیگر طب های غیر الهی است، که باید ابتدا هر شخص با این طب الهی و آسمانی آشنا و پس از اثبات برتری این طب نسبت به طب رایج، بدان تعالیم جامه عمل بپوشد و اقدام به ترویج طب الهی اسلامی سنتی بنماید.

برخی شواهد برتری طب اسلامی و سنتی بر طب رایج
1) اعتقاد طب اسلامی به این که انسان موجودی است طبیعی و درمان طبیعی، به مراتب برای وی سازگارتراز داروهای شیمیایی و مصنوعی است.
2) متکی بودن طب اسلامی سنتی به وحی و راهنمائی پیامبران الهی و معصومین علیهم السلام و بالعکس طب رایج غربی که متکی به روش های آزمون و خطا است.
3) در طب اسلامی سنتی بر خلاف طب رایج ارتباطات اجزای بدن با هم و نیز همبستگی جسم و روح انسان و طبیعت و انسان و خداوند متعال را در نظر می گیرد، بیماری را نتیجه برهم خوردن تعادل آن حقیقت کلی می داند.
4) ارزان بودن وعدم وابستگی به بیگانگان یکی دیگر از برتریهای طب اسلامی سنتی بر طب غربی است، و بسیاری از درمانها در طب اسلامی سنتی راحت و بدون نیاز به پزشک و خرج های اضافه است، ولی طب جدید پر خرج و در بسیاری موارد بدون نتیجه یا با عوارض فراوان است مثلاً یکی از داروهای معجره آسای طب اسلامی، خاکشیر می باشد که برای بسیاری از بیماریها مورد استفاده قرار گرفته و بدون هیچ هزینه گزافی و هیچ گونه عوارضی به راحتی و در سریعترین زمان و بدون مراجعه به پزشک اقدام به درمان می کند.
5) در مورد قبلی اشاره ای به پر عوارض بودن طب رایج شد اما یکی از برتریهای طب اسلامی سنتی بر طب رایج کم عارضه و بدون عارضه بودن آن است چرا که گیاهان و داروهای طبیعی با بدن انسان بسیار سازگارتر است تا داروهای شیمیائی و مصنوعی که بعضاً پس از فعل و انفعالات شیمیائی در بدن تأثیر می گذارند واینکه هنوز پس از چندین سال از ساخت بعضی از داروهای شیمیائی بعضاً خیلی از عوارض آن داروها کشف نشده یا انکار می شوند.
6) اولویت داشتن پیشگیری در طب اسلامی سنتی خود یکی از ارزش های والای این طب الهی نسبت به طب رایج غربی است و اینکه ارزش پیشگیری در مقایسه با درمان برهمگان روشن است، دستورات طب اسلامی بیشتر جنبه ی پیشگیری دارندوعمل به آنها در قالب احکام شرعی، موجب مصونیت در برابر بسیاری از بیماریها می شود.
استحمام های مکرر به بهانه های مختلف، شستشوی مرتب دست و صورت، بحث های مبسوط پیرامون مطهرات و تاکیدهای بسیار بر نظافت و اصول اولیه ی بهداشت از قبیل دوری جستن از بیماریهای مسری، استفاده از مسواک و حوله شخصی، ناخن گرفتن، شانه زدن و موی بدن را کوتاه کردن، لباس نظیف پوشیدن، بوی عرق را با شستشو از بین بردن، پرهیز از پرخوری و به موقع غذا خوردن، تقسیم اوقات شبانه روز برای کار، خواب و عبادت و غیره گوشه ای از این دستورات هستند که همگی معجزات اسلام بوده و بعد از چهارده قرن هنوز چون گوهری تابناک می درخشند و شاید از این راحت تر و ساده تر نتوان انسان ها را مکلف به حفظ صحت بدن و تندرستی کرد.
7) عمل کردن مردم به تعالیم طب اسلامی با خلوص نیت و اعتماد باعث می شود تا از قوی ترین آثار مثبت روحی و جسمی برخوردار شوند چنانچه علامه مجلسی (رحمة الله علیه) در جلد 59 بحارالانوار در این مورد می نویسد: بعضی داروهای طب النبی و طب الائمه ممکن است مناسبتی با بیماری نداشته باشد اما وقتی شخص با ایمان و مخلص آن رامصرف می کند، از آن سود می برد نه به جهت خاصیت و طبع آن بلکه به خاطر توسل به کسی که این دارو از وی صادر شده و یقین و خلوص نیتی که دارد، چنان که بعضی با تربت امام حسین علیه السلام شفا می یابند و من با جماعتی از شیعیان مخلص مأنوسم که مدار علم و معالجاتشان اخبار روایت شده از ائمه علیهم السلام است و بی آنکه به طبیب مراجعه کنند بدنی سالم تر و عمری طولانی تر از کسانی دارند که به اطباء و معالجین مراجعه می کنند. (10)

همچین ادوارد براون نیز به آثار عمیق عمل به تعالیم طبی اسلام اذعان کرده می گوید:
این نیز صحیح و درست است که اگر کسی بخواهد از داروهای طب النبی به منظور تحصیل و کسب فیض الهی استفاده کند و آنها را با ایمان کامل به کار برد، ممکن است فایده ی بسیار برد. (11) نظریات صاحبنظران پیرامون برتری طب اسلامی بر طب رایج
اکنون به نظریات مهم و اصولی صاحبنظران درباره برتری طب اسلامی بر طب رایج می پردازیم:
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) دراین مورد می فرماید:
هر چه عقول بشری ترقی کند و ادراکات آنها زیاد گردد، وقتی به حجج و براهین اسلام نظر کنند پیش نور هدایت آن خاضع تر می شوند و حجتی در عالم بر آن غلبه نکند. (12)

ادامه مطلب

بروز رسانی شده در : شنبه 18 بهمن 1393 05:43 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 18 اسفند 1393 05:41 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

آثار و فضایل نماز شب و شب زنده داری


آثار و فضایل نماز شب و شب زنده داری


 






 
برگرفته از: رساله لقاء الله نوشته عارف بزرگوار آقا میرزا جواد ملکی تبریزی
آن چه در فضیلت نماز شب و تهجد رسیده، بسیار است و گمان من آن است که اگر کسی در این روایات فکر نماید و به آن ها ایمان داشته باشد هر چند به کمترین درجات ایمان و از جسم سالمی برخوردار باشد، لذت خواب چنین کسی را از نماز شب باز نمی دارد و او راضی نمی شود خود را از این همه فضیلت، محروم نماید و با پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه ترک نماز شب است آلوده کند؛ چگونه شخص عاقل راضی می شود خود را از این همه فضیلت، محروم نماید و با پستی و خسارت و رذائل دیگر که نتیجه ترک نماز شب است آلوده کند؛ چگونه شخص عاقل راضی می شود که شرافت مناجات با خداوند ملک جبار و لذت انس با او و لذت درخشش نور او و کرامت هم نشینی با او را به خاطر استراحت چند ساعت از شب، از دست بدهد؟!
و خلاصه این که روایاتی که از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در فضیلت سحرخیزی و نماز شب رسیده است عقل ها را حیران می کند و از بس که آن فضیلت بزرگ و زیاد است باور کردنش مشکل به نظر می آید و اگر تصدیق این مطلب می خواهی پس لازم است به حدیثی که از یکی از صدیقین نقل شده مراجعه نمایی که خدای متعالی در توصیف نشانه های محبانش فرموده یحبهم و یحبونه (1) که آنان کسانی اند که خدا آنان را دوست دارد و آن ها نیز او را دوست می دارند و خداوند مشتاق آن هاست و آنان نیز اشتیاق به خدا دارند و خداوند متعال به آن ها نظر می کند و آنان نیز به خدا نظر می نمایند و همانا آنان در تاریکی های شب برای خدا به سجده می افتند و با او مناجات می نمایند و اشک می ریزند و از محبت او ناله و شکایت به نزدش می برند. پس همانا همین یک روایت کافی است برای کسی که اهل دل است یا با حضور خاطر گوش فرا می دهد لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید(2)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: « همانا سه چیز از روح ایمان به شمار می آید: نماز شب خواندن، به روزه دار افطاری دادن و ملاقات با برادران »(3)
و در ثواب الاعمال شیخ صدوق از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «نماز شب سبب سلامتی بدن و موجب خشنودی پروردگار ـ عزوجل ـ و خود را در معرض رحمت الهی قرار دادن و چنگ زدن به اخلاق پیامبران الهی است».
و در علل الشرایع شیخ صدوق از جابر نقل شده که گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: «خداوند متعال حضرت ابراهیم (علیه السلام) را دوست خود نگرفت مگر به خاطر طعام دادن و نماز شب خواندن در حالی که مردم خفته بودند.»(4)
 
و در علل الشرایع از امام صادق (علیه السلام) در معنی کلام الهی که فرموده: "ان الحسنات یذهبن السیئات"(5) کارهای خوب، گناهان را از بین می برد فرمود: «نماز شب شخص مومن اثر گناه روز او را از بین می برد».(6)
و در ثواب الاعمال شیخ صدوق از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «نماز شب، چهره را زیبا و اخلاق را نیکو و بوی بدن را پاک و خوش و روزی را فراوان و بدهکاری را ادا و هم و غم را برطرف می سازد و دیده را جلا می بخشد». (7)
و از کتاب غایات از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که راوی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت گردم مرا آگاه ساز که در چه ساعتی بنده به خدا نزدیک است و خدا هم به او نزدیک است؟ حضرت فرمود:«زمانی که بنده در آخر شب به پا می خیزد در حالی که چشم ها در خوابند، آنگاه به سوی وضو ساختن می رود و وضوی کاملی می سازد، سپس در نمازگاه خود به نماز می ایستد و صورت خود را به سوی خدا متوجه می کند و هر دو پا را در کنار هم قرار می دهد و صدای خود را به الله اکبر گفتن بلند می کند و شروع به نماز می نماید پس تعدادی از آیات قرآن را قرائت می نماید و دو رکعت نماز می گزارد و بر می خیزد تا دو رکعت دیگر را به جای آورد که ناگهان ندایی از منادی سمت راست عرش از پهنه آسمان به گوش می رسد که ای بنده ای که پروردگار خود را ندا می کنی همانا نیکی و احسان از پهنه آسمان هم چنان بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان از قدم گاه تو تا پهنه آسمان محیط بر تویند و در این هنگام خداوند متعال ندا می دهد: ای بنده من اگر می دانستی با چه کسی مناجات می کنی، هرگز رویگردان نمی شدی».
و حضرت فرمود:«مبغوض ترین خلق نزد خدا کسی است که به شب، مرداری بیش نیست و به روز هم جز تنبلی چیزی از او بر نمی آید». (8)
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «بهترین شما صاحبان عقل هستند. عرض شد. یا رسول الله! صاحبان عقل چه کسانی اند؟ فرمود: اهل نماز شب هنگامی که مردم در خواب فرو رفته اند.»(9)
از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: «چرا اهل نماز شب از بهترین زیبارویان به شمار می آیند؟ فرمود: برای این که آنان با پروردگارشان خلوت می کنند، پس خدا از نور خود به آنها می پوشاند».(10)
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: «نماز شب موجب خشنودی خداست و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و اساس ایمان و آسایش بدن و ناخوشایند شیطان است؛ نماز شب سلاحی است علیه دشمنان و سبب اجابت دعا و قبولی اعمال و برکت در رزق و روزی است؛ و شفیع میان نماز شب خوان و فرشته مرگ است و چراغ خانه قبر و فرش زیر اوست و پاسخی است برای فرشتگان نکیر و منکر و تا روز رستاخیز مونس و زائر او در قبر می باشد؛ پس هنگامی که روز قیامت برپا شد، نماز سایبان او می گردد و تاج سر و لباس بدنش می شود و نوری می شود که پیشاپیش او حرکت می کند و حجاب و مانعی میان او و آتش جهنم می گردد و آن حجتی بین او و خدا می شود و سبب سنگینی در ترازوی اعمال می شود و گذرنامه صراط و کلید بهشت خواهد بود؛ برای این که همانا نماز دارای تکبیر و سپاس گزاری و تسبیح گویی و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا است». (11)

پی نوشت ها :
 

1ـ سوره مائده آیه 54.
2ـ سوره ق، آیه 37.
3 ـ ر.ک: بحارالانوار 352/74.
4 ـ علل الشرایع 49/1. باب 32، حدیث 4.
5 ـ سوره هود (11). آیه 114.
6ـ علل الشرایع 62/2، باب 84، حدیث 7.
7 ـ ثواب الاعمال ص 98.
8 ـ بحار الانوار جلد 13 صفحه 354.
9 ـ بحار الانوار جلد 84 صفحه 158.
10 ـ عیون اخبار 282/1.
11 ـ بلدالامین کفعمی، ص 79.
منبع: نشریه نسیم وحی، ش 30.


بروز رسانی شده در : جمعه 1 اسفند 1393 08:37 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 2 اسفند 1393 08:36 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی
کل صفحات :2
1
2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات