چهل حدیث درباره نماز از پیامبر

 

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

 


حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):

۱٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن
نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶ 

2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶


3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاة
علامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹


4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم
نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

 

۵

عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷


6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن
همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷

٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَد
جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫

 الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸


9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه
همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَا
زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴ 


14. مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات
آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ
اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

 18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷ 


20. صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین
نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱


ادامه مطلب

بروز رسانی شده در : شنبه 24 آبان 1393 12:24 ب.ظ
تاریخ ارسال : پنجشنبه 20 آذر 1393 11:08 ق.ظ نویسنده : رحمان نجفی

آثار سبک شمردن نماز

آثار سبک شمردن نماز

  روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدرجان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دخترم! هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.

امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد:
 

اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.
دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.
سوّم: خداوند نشانه بنگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.
چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.
پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.
ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.

امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:
 

اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.
دوّم: گرسنه می میرد.
سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.

و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:
 

اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهرو غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.
دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.
سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.

و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:
 

اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.
دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.
سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.
منبع:مستدرک الوسائل،ج1،ص
171

بروز رسانی شده در : دوشنبه 17 آذر 1393 06:39 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 19 آذر 1393 08:38 ق.ظ نویسنده : رحمان نجفی

نماز خوف در قرآن

نماز خوف در قرآن
نویسنده:روح الله ملکیان

چکیده
 

این مقاله بر محور تفسیر آیات 101 تا 103 سوره نساء که در مورد نماز خوف است، تحریر شده است. نویسنده در ضمن بررسی آیات مزبور و تشریح کیفیت نماز خوف، بیان می کند که این آیات بر خلاف نظر برخی از مفسران در غزوه ذات الرّقاع یا بعضی از غزوات دیگر نازل نشده، بلکه در سفر پیامبر (ص) به سوی حدیبیه برای انجام اعمال حج نازل گردیده است؛ همچنین نماز خوف پیامبر (ص) در این سفر، کامل و تام بوده و نماز اقتداکنندگان، یک رکعتی بوده است.
کلید واژگان: نماز خوف، نماز سفر، قصر، اتمام، آیات الاحکام.
از جمله نمازهایی که در شریعت اسلامی وارد شده، نمازی است که مسلمانان در حال خوف از دشمنان کافر به جا می آورند و به نام ظرف مکانی و زمانی اش، «نماز خوف» نامیده شده است. قرآن کیفیت این نماز را در آیه های 101 تا 103 سوره نساء آورده است، بر خلاف سایر نمازها که قرآن ظاهراً توضیحی درباره کیفیت آنها نداده است. از این رو، این آیات را ذکر و مراد خود را از آنها تبیین می کنیم.

آیات سوره نساء:

 

وَ إِذَا ضربتُم فی الارض فَلیسَ عَلَیکُم جُنَاحٌ اَن تَقصُرُوا مِن الصَّلَاهِ إِن خِفتُم أن یفتنکُم الذین کَفَروا إِنَّ الکافِرِینَ کَانُوا لَکُم عَدُواً مُبِیناً وَ إِذَا کُنتَ فِیهِم فَأَقَمتَ لَهُمُ الصَّلاَهَ فَلتَقُم طَائِفَهٌ مَنهُم مَعَک وَلیَاخُذُوا أَسلِحَتَهُم فَإِذَا سَجَدُوا فَلیکُونُوا مَن وَرَائِکُم وَلتَاتِ طَائِفَهٌ اُخرَی لَم یُصَلُّوا فَلیُصَلُّوا مَعَکَ وَ لیَاخُذُوا حِذرَهُم وَ اَسلِحَتَهُم وَدَّ الَّذینَ کَفَروُا لَو تَغفُلُونَ عَن أَسلِحَتِکُم وَ أَمتِعَتِکُم فَیَمِیلُونَ عَلَیکُم مَیلَهً وَاحِدَهً وَ لاَجُنَاحَ عَلیکُم إِن کَانَ بِکُم أَذًی مَن مَطَرِ او کُنتُم مَرضَی ان تَضَعُوا أَسلِحَتَکُم وَ خُذُوا حِذرکُم إِنَّ اللهَ أَعدَّ لَلکَافرینَ عذاباً مُهِیناً فَإِذَا قَضَیتُمُ الصَّلاهَ فَاذکُرُوا اللهً قیاماً وَقُعُودًا وَ عَلَی جُنُوبِکُم فَإِذَا اطمَانَتُم فَاَقِیمُوا الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلاَهَ کَانَت عَلَی المُومِنِینَ کِتَابًا مَوقوَتًا؛ (1)
و چون در زمین سیر می کنید، اگر بیم دارید که کسانی که کافرند آسیبی به شما برسانند، بر شما گناهی نیست که از نماز بکاهید، زیرا که کافران دشمن آشکار شمایند. و چون میان مؤمنان هستی و برای آنها نماز اقامه می کنی، دسته ای از آنها با تو بایستند و سلاح های خویش را برگیرند، و چون سجده کنند، پشت سر شما قرار گیرند. و گروهی دیگر که نماز نخوانده اند بیایند و با تو نماز بخوانند و احتیاط کنند و سلاح خویش برگیرند؛ زیرا کسانی که کافرند، دوست دارند از سلاح ها و کلاهایتان غافل شوید و یکباره به شما حمله برند. اگر باران مایه زحمت شما شد یا بیمار بودید، بر شما گناهی نیست که سلاح های خویش را بگذارید و احتیاط کنید، که خدا برای کافران غذابی خفت زا مهیا کرده است و چون نماز را به پایان بردید، خدا را ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید، و چون ایمن شدید، نماز را اقامه کنید که نماز بر مؤمنان، تکلیفی مقرر است.

توضیح فقرات این آیات

 

این آیات را فقره به فقره بررسی می کنیم:

فقره اول: «وَ إِذَا ضَرَبتُم فِی الاَرضِ».
 

«ضرب در زمین» کنایه از سیر در زمین است؛ چرا که انسان هنگام حرکت پای خود را بر زمین می زند در آیات دیگر نیز «ضرب فی الارض» کنایه از سیر است.
این آیات عبارت اند از:
1. لَلفُقَراءِ الَّذِینَ أُحصِروُا فِی سَبِیلِ اللهِ لَاَیستَطَیعُونَ ضَربَا فِی الأَرضِ...؛ (2)
صدقه از آن فقیرانی است که در راه خدا از کار مانده اند و توانایی سیر در زمین را ندارند.
2. یَا أَیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تکُونُوا کَالَّذیِنَ کَفَرُوا وَ قَالُوا لِاَخوَانِهِم إِذَا ضَرَبُوا فِی الأَرضِ أَو کَانُوا غُزًی لَو کَانُوا عِندَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا ...؛ (3)
شما که ایمان دارید، مانند آن کسان مباشید که کفر ورزیدند و درباره برادران خویش، آن گاه که در زمین سیر می کردند یا جنگاوران بودند گفتند: اگر نزد ما بودند، نه می مردند و نه کشته می شدند.
3. یَا إَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهَادَهُ بَینِکُم إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الموتُ حِینَ الوَصیِهِ اثنَانِ ذَوَا عَدلٍ مُنکُم أَو آخَرَانِ مُن غَیرِکُم إِن أَنتُم ضَرَبتُم فِی الارضِ فَأَصَابَتکُم مُصِیبَهُ المَوتِ ...؛ (4)
شما که ایمان دارید، چون مرگ یکیتان در رسید، به وقت وصیت باید از میان شما، دو تن عادل را به شهادت بطلبید، یا اگر در زمین سیر می کنید و مرگتان در رسید (و در آنجا مسلمانی را نیافتید)، دو نفر از غیر خودتان را (به گواهی بطلبید)...».
4. ... فَاقرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مَن القُرآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مُنکُم مَرضَی و آخَرُونَ یَضرِبُونَ فی الارضِ یَبتَغُونَ مِن فَضلِ اللهِ و آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَاقرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مَنهُ ...؛ (5)
پس، از قرآن هر چه میسر شود، بخوانید. خدا بدانست که برخیتان بماران اند و دیگرانی که در زمین سیر می کنند و از کرم خدا [روزی] می جویند و دیگرانی که در راه خدا پیکار می کنند. پس، از قرآن هر چه میسر باشد، بخوانید.
5. یَا أَیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبتُم فِی سَبِیلِ اللهِ فَتَبَینُوا وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن أَلقَی إِلَیکُمُ السَّلَامَ لَستَ مُومِنًا ...؛ (6)
شما که ایمان دارید! چون در راه خدا در زمین سیر کنید، درنگ و تأمل کنید و به کسی که با شما از در سازش در می آید، نگویید مؤمن نیستی.
در این آیات دو گونه «ضرب» را شاهد هستیم: یکی «ضرب در راه خدا» که درآیه پنجم است و دیگری «ضرب در زمین» که در چهار آیه دیگر است. این دو ضرب، به مقتضای تغایر متعلق متغایرند. حق این است که اولی کنایه از سیر جهادی است، چه منجر به جنگ بشود یا منجر به آن نشود. دلیل بر اینکه این سیر لزوماً جنگی را در بر ندارد، این است که خداوند پس از ضرب در راه خدا بلافاصله فرمود: «درنگ و تأمل کنید و به کسی که با شما از در سازش در می آید، نگویید مؤمن نیستی»؛ زیرا اگر جنگیدن از اجزا یا لوازم این سیر بود، اطلاق «ضرب در راه خدا» بر ضربی که در آن به سبب درنگ و تأمل به جنگ نپردازند، صحیح نبود.
«ضرب در زمین» هم کنایه از سیر در زمین با غرضی غیر از جهاد است که - علاوه بر اختلاف متعلق - دو آیه دلیل بر این معناست:
یکی این آیه است: «... اِذَا ضَرَبُوا فِی الأَرضِ أَو کَانُوا غُزًی...» (7) (آن گاه که در زمین سیر می کردند یا جنگ آور بودند)؛ زیرا «غزِّی» (جنگ آوران) را بر «ضرب کنندگان در زمین» عطف کرده است و بدون شکل عطف با «أو» اشتراک معنایی بین این دو را نفی می کند؛ چرا که اگر «ضرب در زمین» اعم از سیر جهادی بود، «جنگیدن» را قسیم «ضرب در زمین» قرار نمی داد، بلکه می فرمود: «إذا ضربوا فی الارض أو فی سبیل الله؛ وقتی که در زمین یا در راه خدا سیر می کنند»؛ زیرا جنگیدن (غزو) در این آیه، متضمن سیر هم هست؛ همان طور که از عبارت «لَو کَانُوا عِندَنَا؛ اگر نزد ما بودند» فهمیده می شود؛ زیرا این عبارت، مفید این است که ضرب کنندگان در زمین و جنگاوران هر دو از آنان که کفر ورزیدند و چنان گفتند، دور بوده اند و ضرورتاً این دوری با سیر کردن حاصل شده است.
آیه دوم، این آیه است: «وَ آخَرُونَ یَضرِبُونَ فِی الاَرضِ یَبتَغُونَ مِن فَضلِ اللهِ و آخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ؛ (8) و دیگرانی که در زمین سیر می کنند و از کرم خدا [روزی] می جویند و دیگرانی که در راه خدا پیکار می کنند»؛ چرا که ضرب کننده در زمین را قسیم پیکارگر قرار داده و البته معلوم است که پیکار مذکور در خود شهر مدینه نبوده است. پس حتماً مشتمل بر سیر در زمین هم بوده است و اگر ضرب در زمین مغایر ضرب برای قتال نبود، می فرمود: «و آخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل الله أو یقاتلون فی سبیل الله؛ و دیگرانی که در زمین سیر می کنند،؛ از کرم خدا [روزی] می جویند یا در راه خدا پیکار می کنند».
چه بسا از جمله «یَبتَغُونَ مَن فَضلِ اللهِ» برداشت شود که ضرب کنندگان در زمین همان جویندگان فضل خداوند هستند و این جمله توضیح جمله قبلی است؛ اگر چه اصل در قیود، احترازی بودن است.
دلیل این برداشت، این است که این آیه در صدد بیان تخفیف در قرائت قرآن برای سه گروه از مسلمان ها یعنی بیماران و ضرب کنندگان در زمین و پیکارگران در راه خدا است و معلوم است که جویندگان فضل خداوند خصوصیتی ندارند تا خداوند در بین بقیه انواع ضرب کنندگان در زمین، این تخفیف را به اینان تخصیص دهد. پس اگر ضرب در زمین نوع دیگری داشت، خداوند جویندگی فضل خدا را مخصوصاً ذکر نمی کرد. بنابراین جمله «یَبتَغُونَ مَن فَضلِ اللهِ» قید توضیحی جمله «یَضرِبُونَ فِی الأَرضِ» است،؛ نه در عرض و مقابل مفهوم آن.
اما این برداشت مردود است؛ زیرا به روشنی این حکم تخفیفی، از آن رو جعل شده که سه گروه مزبور در مشقت و ناراحتی به سر می برده اند. پس این حکم دایر مدار مشقتی است که به سبب بیماری و ضرب در زمین و پیکار، برای اینان وجود داشته است. از طرف دیگر، ضرب در زمین شامل هر سیری در زمین می شود، خواه زیاد باشد، یا کم و در هر ضربی در زمین مشقت نیست و مثلاً اگر کسی از شهر خودش کمی بیرون می رود، این تخفیف - که دایر مدار مشقت است - شامل حال او نمی شود. از این رو، ضرب کنندگان در زمین مقید به قیدی شده اند که ضربشان را مشتمل بر نوعی از مشقت کرده و آن قید این است که اینان در پی فضل خداوند هستند؛ زیرا سیر کم یا سیر برای تفرّج مشقتی ندارد تا موجب تخفیف بر سیر کننده باشد.
از آنچه تاکنون گفته شد، روشن می شود که مراد از «ضربتم فی الأرض» در آیه مورد بحث هر سیری است، کم باشد یا زیاد، ولی مراد سیر جهادی نیست؛ زیرا قرآن از سیر جهادی به «ضرب فی سبیل الله» تعبیر می کند، همان طور که در آیه پنجم گذشت، و دیدیم که خداوند «ضرب در زمین» را قسیم «جنگ و پیکار در راه خدا» قرار داد.


ادامه مطلب

بروز رسانی شده در : دوشنبه 17 آذر 1393 06:51 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 17 آذر 1393 06:49 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی
کل صفحات :5
1
2
3
4
5
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic