شرایط قبولی نماز از زبان امام صادق علیه السلام

شرایط قبولی نماز از زبان امام صادق علیه السلام

دعا

 

قسمت دوم: ارتباط سالم با خلق خدا و آثار آن

 

انسان باید همان‏گونه كه در پیشگاه الهى متواضع است، به بندگان خدا هم بزرگى نفروشد و اگر گرسنه‏اى را دید كه توان سیر كردن شكم خود را ندارد، او را اطعام كند. این خود یكى از مصادیق زكات است. زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گیرد نیست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست. سفارش خداوند به حضرت عیسى علیه‏السلام نیز صرفا شامل زكات و نماز واجب نمى‏شود. قرآن كریم از زبان حضرت عیسى علیه‏السلام كه تازه متولد شده و در گهواره بود، مى‏فرماید: «قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا  وَجَعَلَنِی مُبَارَكًا أَیْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا .» (مریم: 30 و 31)؛

همانا من بنده خاص خدایم كه مرا كتاب آسمانى و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم براى جهانیان مایه بركت و رحمت گردانید و تا زنده‏ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد. در اسلام، هم زكات واجب داریم و هم زكات مستحب؛ زكات واجب، فقط به برخى اموال تعلق مى‏گیرد، اما زكات مستحب، شامل صدقات و انفاقات و مواردى نظیر آن مى‏شود. زكات و نماز هیچ‏گاه از یكدیگر جدا نمى‏شوند؛ نماز كه هست، زكات هم باید باشد. بنابراین، پرهیز از فخرفروشى به خلق خدا و نیز انفاق به نیازمندان، از دیگر شروط قبولى نماز است: «ولا یتعظم على خلقى و یطعم الجائع.»

شرط دیگر قبولى نماز این است كه انسان اگر برهنه‏اى را دید كه توان پوشاندن خود را ندارد، او را بپوشاند. البته، این سخن بدین معنا نیست كه فرد حتما باید برهنه باشد، یعنى ساتر عورت هم نداشته باشد، تا ما به او لباس بدهیم، بلكه منظور این است كه اگر كسى احتیاج به لباس داشت، براى او لباس تهیه كنیم و نیز اگر كسى به مصیبتى دچار شده است، به كمك او بشتابم و اگر سرپناهى ندارد، تا آن‏جا كه برایمان مقدور است، براى وى مسكن تهیه كنیم: «و یكسو العارى و یرحم المصاب و یؤوى الغریب.»

زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گیرد نیست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست.

كسى كه شرایط قبولى نماز را رعایت كند، چهره‏اش در عالم معنا و ملكوت همچون خورشید مى‏درخشد و این درخشش را كسانى كه چشم باطن‏بین داشته باشند مى‏بینند. ممكن است امثال من و شما این درخشش را نبینیم، اما هستند كسانى كه چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه كردن به چهره كسى متوجه مى‏شوند كه وى اهل معصیت است یا اهل عبادت. نورانیّت دل و روح، یكى از آثار تكوینى عبادت است: «فذلك یشرق نوره مثل الشمس.» خداوند ظلمت‏هاى زندگى را براى بنده‏اى كه نمازش را قبول كرده است، روشن مى‏سازد: «اجعل له فى الظلمة نورا.» خداوند در قرآن مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ .» (حدید: 28)

اى كسانى كه به حق گرویدید، اینك خدا ترس و متقى شوید و به رسولش محمد مصطفى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز ایمان

انفاق

آورید تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصیب گرداند: یكى بر ایمان رسولان پیشین و یكى بر ایمان بدین رسول و نورى از پرتو ایمان به قرآن شما را عطا كند كه بدان نور راه  بهشت ابد پیمایید و از گناه شما نیز در گذرد كه خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. انسان‏هاى خداترس و متقى هنگامى كه دچار ظلمت‏هاى مادى مى‏شوند، خداوند حتى نور حسّى هم به ایشان عطا مى‏فرماید. بوده‏اند افراد نابینایى كه قرآن را از رو تلاوت كرده‏اند. یكى از این موارد كه خود من از افراد مورد اعتماد شنیده‏ام این است كه یك شب خادم مدرسه مروى تهران در یكى از حجره‏ها دو شعاع نور مى‏بیند. وقتى نزدیك مى‏رود، مشاهده مى‏كند كه فرد نابینایى مشغول تلاوت قرآن است و از دو چشمش، دو شعاع نور بر قرآن مى‏تابد.

انسان در دنیا خواه ناخواه با كسانى مواجه مى‏شود كه با برخوردهاى نابخردانه‏شان، صبر و تحمل را از انسان مى‏گیرند. بسیار مشكل است كه انسان بتواند در این شرایط خودش را كنترل نماید. اما خداوند به كسانى كه نمازشان را پذیرفته است، بردبارى و حلمى عطا مى‏فرماید كه در مقابل افراد نابخرد بتوانند خودشان را كنترل كنند: «و فى الجهالة حلما.» خداوند مادامى كه ادامه حیات به نفع چنین بنده‏اى باشد، او را به وسیله فرشتگانش حفظ مى‏كند: «اكلأه بعزتى و استحفظه ملائكتى» و درخواست او را اجابت مى‏كند: «یدعونى فالبّیه و یسألنى فاعطیه» چنین بنده‏اى همچون گل‏ها و میوه‏هاى بهشتى كه هیچ‏گاه پژمرده و پوسیده نمى‏گردند، همیشه با طراوت و سرزنده است: «فمثل ذلك العبد عندى كمثل جنات الفردوس لا یسبق اثمارها و لا تتغیر عن حالها.»

تفسیر عقلانى این مطلب این است كه بنده آن‏چنان با آموزه‏هاى دینى خو گرفته است كه هیچ‏گاه این حالت او تغییر نخواهد كرد؛ یعنى این حالات در او ملكه شده و به صورت صفت ثابتى براى نفس و روحش درآمده است.

 

حضرت آیت الله محمدتقى مصباح یزدی

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری

 

بروز رسانی شده در : دوشنبه 10 فروردین 1394 10:40 ب.ظ
تاریخ ارسال : شنبه 29 فروردین 1394 10:40 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

اولین نماز جمعه در اسلام

اولین نماز جمعه در اسلام

نماز جمعه

بزرگترین اجتماع عبادى سیاسى هفته

آیات 9 تا 11 سوره جمعه، پیرامون یكى از مهمترین وظایف اسلامى كه در تقویت پایه‌هاى ایمان تاثیر فوق‌العاده دارد، و از یك نظر هدف اصلى سوره را تشكیل مى‌دهد؛ یعنى نماز جمعه و بعضى از احكام آن سخن می‌گوید.

نخست همه مسلمانان را مخاطب قرار داده مى‌فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‌شود به سوى ذكر خدا(خطبه و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها كنید، این براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید.

«نودى» صیغه مجهول نادی از با مفاعله می باشد از ماده «نداء» به معنى بانگ برآوردن است، و در اینجا به معنى اذان است، زیرا در اسلام ندایى براى نماز جز اذان نداریم به استثناء برخی نمازها مانند نماز عیدین و نماز میت . به این ترتیب هنگامى كه صداى اذان نماز جمعه بلند مى‌شود، مردم موظفند كسب و كار را رها كرده، به سوى نماز كه مهمترین یاد خدا است بشتابند.

اما این كه چرا روز "جمعه" را به این نام نامیده‌اند؟ به خاطر اجتماع مردم در این روز براى نماز است .

منظور از "ذكر الله" در آیات سوره سوره، در درجه اول نماز است، ولى مى‌دانیم كه خطبه‌هاى نماز جمعه هم كه آمیخته با ذكر خدا است، در حقیقت بخشى از نماز جمعه است، بنابراین باید براى شركت در آن نیز تسریع كرد.

تعبیر به "قائما" در آیات سوره جمعه، نشان مى‌دهد كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) ایستاده، خطبه نماز جمعه را مى‌خواند، چنانكه در حدیثى از "جابر بن سمره" نقل شده كه مى‌گوید: "هرگز رسول خدا(صلى الله علیه و آله) را در حال خطبه، نشسته ندیدم و هر كس بگوید نشسته خطبه مى‌خواند، تكذیبش كنید."

در حدیثی از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق .

در تفسیر"درالمنثور" آمده است كه اولین كسى كه نشسته، خطبه نماز جمعه را خواند، معاویه بود!

 

نخستین نماز جمعه در اسلام

در بعضى از روایات اسلامى آمده است كه مسلمانان مدینه، پیش از آن كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) هجرت كند، با یكدیگر صحبت كردند و گفتند: یهود در یك روز هفته اجتماع مى‌كنند(روز شنبه) و نصارى نیز روزى براى اجتماع دارند(یكشنبه) خوب است ما هم روزى قرار دهیم و در آن روز جمع شویم و ذكر خدا گوییم و شكر او را بجا آوریم، آنها روز قبل از شنبه را كه در آن زمان "یوم العروبه" نامیده مى‌شد، براى این هدف برگزیدند، و به سراغ  "اسعد بن زراره"، یكى از بزرگان مدینه رفتند، او نماز را به صورت جماعت با آنها بجا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز، روز جمعه نامیده شد، زیرا روز اجتماع مسلمین بود.

"اسعد" دستور داد گوسفندى را ذبح كردند و نهار و شام، همگى از همان یك گوسفند بود، چرا كه تعداد مسلمانان در آن روز، بسیار كم بود ... و این نخستین جمعه‌اى بود كه در اسلام تشكیل شد.

اما اولین جمعه‌اى كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) با اصحابش تشكیل دادند، هنگامى بود كه به مدینه هجرت كرد، وارد مدینه شد، و آن روز، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول هنگام ظهر بود، حضرت، چهار روز در "قبا" ماندند و مسجد قبا را بنیان نهادند، سپس روز جمعه به سوى مدینه حركت كرد (فاصله میان قبا و مدینه بسیار كم است و امروز قبا یكى از محله‌هاى داخل مدینه است) و به هنگام نماز جمعه به محله "بنى سالم" رسید، و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپا داشت، و این اولین جمعه‌اى بود كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در اسلام بجا آورد، خطبه‌اى هم در این نماز جمعه خواند كه اولین خطبه حضرت در مدینه بود.

 

اهمیت نماز جمعه

بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامى قبل از هر چیز آیات همین سوره است، كه به همه مسلمانان و اهل ایمان دستور مى‌دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند، و هرگونه كسب و كار برنامه مزاحم را ترك گویند.

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر(اختیاری) باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

در احادیث اسلامى نیز تاكیدهاى فراوانى در این زمینه وارد شده است از جمله: در خطبه‌اى كه موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله) نقل كرده‌اند آمده: خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده هر كس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انكار ترك كند خداوند او را پریشان مى‌كند، و به كار او بركت نمى‌دهد، بدانید نماز او قبول نمى‌شود، بدانید زكات او قبول نمى‌شود، بدانید حج او قبول نمى‌شود، بدانید اعمال نیك او قبول نخواهد شد تا از این كار توبه كند!

نماز جمعه

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق  .

و در حدیث دیگرى از رسول خدا مى‌خوانیم: من اتى الجمعة ایمانا و احتسابا استانف العمل؛ كسى كه از روى ایمان و براى خدا در نماز جمعه شركت كند، گناهان او بخشوده خواهد شد و برنامه عملش را از نو آغاز مى‌كند.

كسى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) آمد، عرض كرد یا رسول الله ! من بارها آماده حج شده‌ام اما توفیق نصیبم نشده است. پیامبر فرمود: علیك بالجمعة فانها حج المساكین؛ بر تو باد به نماز جمعه كه حج مستمندان است.(اشاره به این كه بسیارى از بركات كنگره عظیم اسلامى حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد.)

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

 

فلسفه نماز عبادى سیاسى جمعه

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .و اما از نظر اجتماعى و سیاسى، یك كنگره عظیم هفتگى است كه بعد از كنگره سالانه حج، بزرگترین كنگره اسلامى مى‌باشد.

در حقیقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهمیت مى‌دهد:

اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى‌شود.

اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است .

و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال یكبار انجام مى‌گیرد.

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .

نقش نماز جمعه در این میان بسیار مهم است بخصوص این كه یكى از برنامه‌هاى خطیب در خطبه نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سیاسى و اجتماعى و اقتصادى است و به این ترتیب این اجتماع عظیم و پرشكوه مى‌تواند منشاء بركات زیر شود:

الف: آگاهى بخشیدن به مردم در زمینه معارف اسلامى و رویدادهاى مهم اجتماعى و سیاسى .

ب: ایجاد همبستگى و انسجام هر چه بیشتر در میان صفوف مسلمین به گونه‌اى كه دشمنان را به وحشت افكند و پشت آنها را بلرزاند.

ج: تجدید روح دینى و نشاط معنوى براى توده مردم مسلمان .

د: جلب همكارى براى حل مشكلات عمومى .

به همین دلیل همیشه دشمنان اسلام، از یك نماز جمعه جامع الشرائط كه دستورهاى اسلامى دقیقا در آن رعایت شود، بیم داشته‌اند. و نیز به همین دلیل نماز جمعه همیشه به عنوان یك اهرم نیرومند سیاسى

در دست حكومت‌ها بوده است، منتها حكومت‌هاى عدل همچون حكومت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) از آن بهترین بهره برداری‌ها را به نفع اسلام، و حكومت‌هاى جور همانند بنى امیه از آن سوء استفاده براى تحكیم پایه‌هاى قدرت خود مى‌كردند.

تاریخ گواه است كه هر كس مى‌خواست، بر ضد حكومتى قیام كند، نخست از شركت در نماز جمعه او خوددارى مى‌كرد، چنانكه در داستان عاشورا مى‌خوانیم كه گروهى از شیعیان در خانه "سلیمان بن صرد خزاعى" جمع شدند، و نامه‌اى خدمت امام حسین(علیه‌السلام) از كوفه فرستادند، كه در نامه آمده بود "نعمان بن بشیر" والى بنى امیه بر كوفه، منزوى شده و ما در نماز جمعه او شركت نمى‌كنیم، و چنانچه بدانیم شما به سوى ما حركت كرده‌اید او را از كوفه بیرون خواهیم كرد.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

گاه مى‌شود كه دشمنان اسلام یك هفته تمام شبانه روز تبلیغات مسموم مى‌كنند ولى با یك خطبه نماز جمعه و مراسم پرشكوه و حیاتبخش آن همه خنثى مى‌شود، روح تازه‌اى در كالبدها دمیده، و خون تازه‌اى در عروق به حركت درمى‌آید.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: خطبه، براى این در روز جمعه تشریع شده است كه نماز جمعه یك برنامه عمومى است، خداوند مى‌خواهد به امیر مسلمین امكان دهد تا مردم را موعظه كند به اطاعت ترغیب نماید، و از معصیت الهى بترساند و آنها از آنچه مصلحت دین و دنیایشان است آگاه سازد، و اخبار و حوادث مهمى كه از نقاط مختلف به او مى‌رسد و در سود و زیان و سرنوشت آنها مؤثر است به اطلاعشان برساند... و دو خطبه قرار داده شده تا در یكى حمد و ثنا و تمجید و تقدیس الهى كنند، و در دیگرى نیازها و هشدارها و دعاها را قرار دهند، و اوامر و نواهى و دستوراتى كه به اصلاح و فساد جامعه اسلامى در ارتباط است به آنها اعلام دارند.

خداوندا! بما توفیقى مرحمت فرما كه از این شعائر بزرگ اسلامى براى تربیت نفوس و نجات مسلمین از چنگال دشمنان حداكثر بهره بردارى را بنماییم .


با استفاده از تفسیر نمونه، ج 24 .

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی

 

بروز رسانی شده در : - -
تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 فروردین 1394 10:38 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد

نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد

فرار از کلیشه نماز در سینما

كسی كه نماز احتیاط بر او واجب است بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط كند و تكبیر بگوید و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نماید پس اگر یك ركعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از2 سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر2 ركعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده، یك ركعت دیگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد. نكته‌ایی كه قابل ذكر است آن است كه نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد،و باید نیت آن را به زبان نیاورند و احتیاط واجب آن است كه سوره حمد و بسم الله آن را هم آهسته بگویند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1215 و1216)


سوال: با توجه به این‌که ما شیعیان عادت داریم نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا را بلافاصله پشت سرهم بخوانیم، اگر مثلاً بعد از اتمام نماز عصر یا عشا شک کنیم که نماز قبلش صحیح بوده یا نه (مثلاً در تعداد رکعت ظهر یا مغرب)، در این صورت باید نماز ظهر را خواند و بعد عصر را هم دوباره خواند. یا فقط نماز ظهر کافی است و یا این‌که نباید به شک اعتنا کرد؟

در موارد زیر نمازگزار نباید به شک خود اعتنا کند و نماز وی صحیح است:

1. شک بعد از محل؛ مثل این‌که در سجده، شک در صحت رکوع پیدا کند.

2. شک بعد از سلام نماز؛

3. شک بعد از گذشتن وقت نماز؛

4. شک کثیرالشک؛ یعنی کسی که زیاد شک می‌کند.

5. شک امام و ماموم؛ مثلاً اگر در تعداد رکعات نماز برای مأموم شک ایجاد شد، به آن اعتنا نکرده و به آنچه امام انجام می‌دهد عمل کند.

6. شک در نمازهای مستحبی.

پس اگر بعد از نماز عصر، شک در صحت نماز ظهر پیدا ‌شود، نباید به شک خود اعتنا کرد و نماز ظهر و عصر صحیح است.

 

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

نباید به شک اعتنا کرد.

 

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است.

 

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

به شک مذکور اعتناء نشود.

 

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

در چند مورد نباید به شک اعتنا کرد و نماز صحیح می‌باشد:

1. شک بعد از محل

2. شک بعد از سلام

3. شک بعد از گذشتن وقت نماز

4. شک کثیرالشک یعنی کسی که زیاد شک می‌کند.

5. شک امام و ماموم

6. شک در نمازهای مستحبی.

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در فرض سوال که شک در صحت عمل است بعد از آن اعاده لازم نیست.

سوال: اگر كسی بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده یا نه چه باید بكند؟

جواب: اگر كسی بعد از وقت شك كند یا گمان كند كه نماز نخوانده، خواندن نماز لازم نیست، ولی اگر پیش از گذشتن وقت، شك كند كه نماز خوانده یا نه، یا گمان كند كه نخوانده، باید آن نماز را بخواند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1180)

 

سوال: در نماز اگر كسی شك كند كه تشهد را خوانده یا نه چه حكمی دارد؟

جواب: اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را به جا آورده یا نه؟ به نظر برخی از علماء نباید به شك خود توجه كند و برخی می‌فرمایند به جا آورد. به رساله مرجع تقلید خود در باب «شك در چیزی كه محل آن گذشته است» مراجعه فرمائید. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1172)

 

سوال: شیوه خواندن نماز احتیاط چگونه است؟

جواب: كسی كه نماز احتیاط بر او واجب است بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط كند و تكبیر بگوید و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نماید پس اگر یك ركعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از2 سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر2 ركعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده، یك ركعت دیگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد. نكته‌ایی كه قابل ذكر است آن است كه نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد،و باید نیت آن را به زبان نیاورند و احتیاط واجب آن است كه سوره حمد و بسم الله آن را هم آهسته بگویند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1215 و1216)

 

چند سوال از آیة الله خامنه ای دام ظله:

سوال: کسی که در رکعت سوم نماز شک کند که قنوت را بجا آورده یا خیر، چه حکمی دارد، آیا نمازش را تمام کند و یا از هنگام شک آن را قطع نماید؟

جواب: به شک مذکور اعتنا نمى‏شود و نماز صحیح است، و در این مورد چیزى بر مکلّف واجب نیست.

 

سوال: با توجه به این که کثیر الشک نباید به شک خود اعتنا کند، اگر برای او در نماز شکی پیش آمد، وظیفه‏اش چیست؟

جواب: باید بنا بر انجام کارى بگذارد که در آن شک کرده است، مگر آنکه انجام آن موجب بطلان نماز شود که در این صورت بنا بر عدم انجام آن مى‏گذارد، بدون این که در این مورد فرقى بین رکعتها و افعال و اقوال نماز باشد.

 

سوال: اگر شخصی بعد از چند سال متوجه بطلان عبادت‌هایش شود و یا در آن شک کند، وظیفه‏اش چیست؟

جواب: به شک بعد از عمل اعتنا نمى‏شود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادت‏هاى قابل تدارک را قضاء نماید.

 

سوال: اگر شخصی سهواً بعضی از اجزاء نماز را به جای بعضی دیگر انجام دهد و یا در هنگام نماز نگاهش به جایی بیفتد یا سهواً حرف بزند، آیا نماز او باطل است؟ وظیفه او چیست؟

جواب: عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمى‏شود، لیکن در بعضى از موارد باعث وجوب سجده سهو مى‏گردد، مگر آنکه رکنى از نماز را کم یا زیاد کند که موجب بطلان نماز مى‏شود.

 

سوال: برای مکلّف دانستن تعداد رکعت های نماز احتیاط، که یک رکعت است یا دو رکعت، چگونه ممکن ‏است؟

جواب: تعداد رکعت هاى نماز احتیاط به مقدار کمبود احتمالى در نماز است. بنا بر این در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط، واجب است؛ و در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته، واجب است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری  

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اسلام کوئیست

سایت اندیشه قم

توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله خامنه دام ظله

 

بروز رسانی شده در : - -
تاریخ ارسال : شنبه 22 فروردین 1394 10:35 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی
کل صفحات :6
1
2
3
4
5
6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات