ذکر قنوت نماز به توصیه قرآن

ذکر قنوت نماز به توصیه قرآن

آنچه می‌آید مجموعه‌ای از دعاهای زیبای قرآن است که از زبان پیامبران،‌ صالحان و مومنان و... از خداوند متعال خواسته شده است.

این ادعیه نجات‌بخش متضمن سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت انسان است که می‌تواند در هر موقعیتی خاصه در محراب عبادت، آذین لب‌ها و زینت‌بخش قنوت‌ نمازمان باشد.

استجابت دعا

دعاى براى پدر و مادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ نوح آیه 26

پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را بیامرز

وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ شعرا آیه 86

و پدرم ( عمویم) را بیامرز، که او از گمراهان بود

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ ابراهیم آیه 41

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا مى‏شود، بیامرز

رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا اسراء آیه 24

پروردگارا! همان‏گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده

 

دعاى براى همسر

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا فرقان آیه 74

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

دعا براى برادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اعراف آیه 151

پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانى

 

دعای مؤمنان در رابطه با مؤمنان دیگر

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِیم‏ [حشر / 10]

پروردگارا! ما و برادران ما را كه در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و كینه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحیمى‏

 

دعای بندگان خاص خدای رحمان

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراما إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاما [فرقان / 65 و 66]

پروردگارا! عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان كه عذابش سخت و شدید و پر دوام است‏ چرا كه جهنم بد جایگاه و بد محل اقامتى است‏

 

دعای پرهیزکاران

رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّار ( آل عمران/ 16 )

پروردگارا! براستى كه ما ایمان آورده ‏ایم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.

 

دعا برای نعمت دنیوی و رحمت اخروی

رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا وَ مالَهُ فِی‌الاخِرَهِ منْ خَلاقٍ. (بقرة/200)

پرودگارا  در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.

 

دعا برای دور کردن انسانهای بدکار

رَبَّنا اتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبیراً.(احزاب/68)

پروردگار ما، آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.

دعا برای آسان شدن کارهاى سخت

 وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی (طه آیه 26)

و کارم رابرایم آسان گردان

 

آرزوى بهتر از آنچه از دسته رفته

عَسَى رَبُّنَا أَن یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ (قلم آیه 33)

امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‏مندیم!

 

دعای برای فزونی رحمت و گسترش عقل

رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیَّیْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدًا(الکهف/10)

پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آمده فرما.

 

استعاذه

رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ / وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ مؤ منون آیات ۹۷ و ۹۸

پروردگارا! از وسوسه‏هاى شیاطین به تو پناه مى‏برم / و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -اى پروردگار من- به تو پناه مى‏برم!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (۱) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ (۲) وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ

إِذَا وَقَبَ (۳) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپیده صبح، (۱) از شر تمام آنچه آفریده است؛ (۲) و از شر هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ (۳) و از شر آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند (و هر تصمیمى را سست مى‏کنند)؛ (۴) و از شر هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد! (۵)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (۱) مَلِکِ النَّاسِ (۲) إِلَهِ النَّاسِ (۳) مِن شَرِّ

الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵) مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ (۶)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (۱) به مالک و حاکم مردم، (۲) به (خدا و) معبود مردم، (۳) از شر وسوسه‏گر پنهانکار، (۴) که در درون سینه انسانها وسوسه مى‏کند، (۵) خواه از جن باشد یا از انسان! (۶)

رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ هود آیه ۴۷

پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم که از آن آگاهى ندارم

 

تفویض

أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (غافر/44)

من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست

 

دعا براى آغاز کارها

بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ هود (هود/41)

به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است

رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا (اسراء/80)

پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!

 

دعا پیروزى بر کافران

أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ (قمر/10)

من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‏ام، انتقام مرا از آنها بگیر

رَبِّ انصُرْنِی بِمَا کَذَّبُونِ مؤمنون (مؤمنون/26)

پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهاى آنان یارى کن

رَبِّ انصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ (عنکبوت/30)

پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما!

وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/250)

و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان

أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/286)

تو مولا و سرپرست مایى، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان

 

دعا پیشواى متقین شویم

وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)

 

ذکر تسبیح الهى

سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (الزخرف/13)

پاک و منزه است کسى که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایى تسخیر آن را نداشتیم؛

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ (الأعراف/5)

منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بودیم

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (الأنبیاء/87)

«(خداوندا!) جز تو معبودى نیست! منزهى تو! من از ستمکاران بودم! »

سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (الأعراف/143)

خداوندا! منزهى تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!

سُبْحَانَکَ أَنتَ وَلِیُّنَا مِن دُونِهِم (سبأ/41)

منزهى (از اینکه همتایى داشته باشى)! تنها تو ولى مائى

رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ (الأعراف/89)

 

نیکی در دنیا و آخرت

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار ( بقرة / 201 )

پروردگارا! در دنیا به ما نیكى عطا كن و در آخرت نیز نیكى مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داورى کن، که تو بهترین داورانى

رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ (المائدة/25)

پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایى بیفکن

 

دعای زیاد شدن علم

رَبِّ زِدْنی‏ عِلْما ( سوره طه آیه 114 )

پروردگارا! علم مرا زیاد كن.

 

دعاى براى فرزندان و نوادگان

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ (صافات/100)

پروردگارا! به من از صالحان ( فرزندان صالح) ببخش

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ (بقرة/128)

پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى که تسلیم فرمانت باشند

رَّبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلاَهَ

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذیر

رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیةً طَیبَةً إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران/38)

«خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

  وَزَكَرِیا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیرُ الْوَارِثِینَ(الأنبیاء/89)

و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»

وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی (الأحقاف/15)

و فرزندان مرا صالح گردان.

بروز رسانی شده در : دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 09:33 ب.ظ
تاریخ ارسال : دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 09:32 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی

چگونه فرزندم را به نماز عادت دهم؟

چگونه فرزندم را به نماز عادت دهم؟

چگونه باید فرزندان خود را به امر اقامه نماز عادت دهیم؟ اساساً روش برخورد مناسب با کودکان و نوجوانان در خصوص مسائل عبادی خاصه نماز چیست؟ کتاب(قرآن) و سنت در این باره چه می‌گوید؟

این‌ها بخشی از سۆالات و  دغدغه‌های ذهنی خانواده‌های متدین در رابطه با نماز فرزندان است که این مقال می‌کوشد با نگاهی به قرآن و تاکید بر اصول دانش تعلیم و تربیت بدانها پاسخ گوید.

فرزند و نماز


قرآن و اهمیت توجه به نماز فرزندان

قرآن کریم، دعاهای بسیاری را از حضرت ابراهیم (ع) نقل کرده است اما تنها در دو مورد، آن حضرت برای نسل و ذریه‌اش دعا کرد؛ یکی رهبری امت و دیگری اقامه نماز که در این خصوص می‌فرماید:

«رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی»؛ پروردگارا! من و ذریه‌ام را از به پا دارندگان نماز قرار بده.

جالب اینجاست که حضرت ابراهیم (ع) تنها به دعا قناعت نکرد و برای رسیدن به این آرزو قیام و هجرت کرد، آوارگی‌هایی را به جان خرید تا نماز را به پا داشت.

آری! خداوند متعال به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «وامر اهلک بالصلاة و اصطبر علیها»؛ به اهل خانواده خود، فرمان نماز بده و پشتکار داشته باش.

قرآن کریم در ستایش حضرت ابراهیم (ع) می‌فرماید: «و کان یأمر اهله بالصلوة»؛ او اهل خود را به نماز فرمان می‌داد.

لقمان هم به فرزندش سفارش می‌کرد: «یا بنیّ اقم الصلاة».

 

آموزش نماز به شیوه گام به گام

شیوه تدریجی در آموزش و تربیت، شیوه‌ای است که در اسلام به ویژه در عبادات مورد توجه گرفته است.

روایات تربیتی اسلام دستور می‌دهد: کودک را سه سال آزاد بگذار، پس از سه سال، جمله «لا اله الا الله» را به او تعلیم بده.

وقتی که سه سال و هفت ماه و بیست روز شد، دومین جمله‌ای که می‌آموزی «محمد رسول الله» باشد.

وقتی چهار سال تمام شد، صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله آموزش داده شود.

در پنج سالگی که کودک قدرت تشخیص دست راست و چپ را یافت او را رو به قبله قرار ده و به او سجده را بیاموز.

در سال ششم، نماز و رکوع و سجود را آموزش بده.

در سال هفتم، شستن دست و صورت را به او بیاموز.

و در سال نهم، مسئله نماز را جدی گرفته و اگر سرکشی کرد با او برخورد تنبیه‌آمیز داشته باش.

 

ریشه‌یابی و شناسایی عوامل بیرونی

خداوند ـ تبارک و تعالی ـ در قرآن مجید می‌فرماید: «فأقم و جهک للدین حنیفاً فطرةَ الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون» (روم / 30) (پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرینش خدا تغییری نیست. این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی‌دانند). 

اگر ملاحظه می‌شود که گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی رغبت و تمایلی از خود نشان نمی‌دهند، مربوط به عوامل محیطی است که فطرت کودک را از مسیر خودش تحریف کرده است.

متأسفانه، بعضی از والدین به دلیل حساسیت نداشتن و اهمیت ندادن به مسائل دینی، و بعضی به دلیل سخت گیری‌ها، آموزش‌های غلط و نا آشنایی با سیره و روش معصومان (علیهم السلام) و روش‌های تربیتی، به گونه‌ای با کودک رفتار می‌کنند که آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، کم رغبت و حتی متنفر می‌شوند.

با کمال تأسف، باید گفت که بعضی از والدین حساسیت و دقتی را که درباره‌ی امور دنیوی ـ همچون: تغذیه، لباس، مسائل درسی، کلاس کنکور، معلم خصوصی و... ـ فرزندانشان از خود نشان می‌دهند، نسبت به مسائل معنوی و دینی اظهار نمی‌کنند. براستی، این گروه از والدین مصداق کلام نورانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌باشند که فرمودند: وای بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان. گفته شد: یا رسول الله! منظور شما پدران مشرکند؟ فرمودند: خیر، بلکه پدران مۆمنی که واجبات دینی را به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند. و اگر آنان خود بخواهند احکام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیری می‌کنند، (و حال آنکه) اگر کالایی به دست بیاورند، از آنان راضی و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند» [1] 

 

پرهیز از توسل به زور و اجبار

در دعوت کودکان و نوجوانان به دین، باید به گونه‌ای عمل نماییم که احساس آزادی کنند. با توجه به این موضوع که انسان فطرتاً خداجو است، لازم است که با تذکر روش‌های صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار کنیم و به طرف پذیرش دین سوق دهیم.

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ نیز با نرم‌خویی و با زبان نرم، افراد را به دین اسلام دعوت می‌کردند. به تجربه هم ثابت شده است که با زور و اکراه، نمی‌توان کسی را به راه راست هدایت کرد.

خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می‌فرماید: «افانت تکره الناس حتی یکونوا مۆمنین»[2] (پس آیا تو مردم را به اجبار وا می‌داری که ایمان بیاورند). 

اگر به مفاد آیه‌ی: «لا اکراه فی الدین، قد تبیین الرشد من الغی...»[3] توجه نماییم، معلوم می‌شود که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ وظیفه تبیین دارند. لذا پس از تبیین، دیگر جای اکراه و جای انتخاب کردن به جای مردم وجود ندارد. همچنین خداوند می‌فرماید: «فانما علیک البلاغ» [4](پس بر تو تبلیغ است و بس). کار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ بیان، توضیح، تشبیه، ابلاغ، انذار و بشارت است. کار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ اجبار نیست، که به جای مردم بخواهد انتخاب کند و آن‌ها را مجبور نماید. بهتر است که هیچ‌گاه، کودکان یا نوجوانان را به دین‌داری مجبور نکنیم. همچنین، به خاطر اینکه آنان دین‌دار شوند، بهتر است به آنان پاداش خیلی زیاد ندهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع بتوانیم آنان را به عقیده‌ای معتقد کنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود; یعنی اعتقادی که نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر دانی به وجود می‌آید[5]. 

وقتی نوجوان مجبور به دین‌داری نشود ـ و در دوره کودکی سالم و عاری از انحراف پرورش یافته باشد ـ و دین به نحو منطقی و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به اینکه به تفکر انتزاعی رسیده است، دین یا مذهب محکم و قابل دفاع را خواهد پذیرفت. این دین‌داری او وراثتی، ریاکارانه و همراه با ناخالصی نخواهد بود، بلکه «دین خالص» خواهد داشت و سپس به دستورهای دینی عمل خواهد کرد. در دین اسلام تأکید فراوان می‌شود که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کرد که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت کرد و از افرادی که مبناهای اعتقادی و فکری قوی دارند، کمک گرفت. باید توجه داشت که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه مقاومت می‌کند[6]. 

خانم زهرا مصطفوی، فرزند امام خمینی (ره) نقل می‌کند: «همسرم به جهت عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می‌کرد و به نماز وامی‌داشت. امام (ره) وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند: چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن. این کلام آنچنان مۆثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که برای نماز صبح به موقع بیدارش کنم»[7].

 

فرآوری: شبکه تخصصی قرآن تبیان


پی‌نوشت‌ها:

[1] . نوری، مستدرک الوسائل، ج 2، 625 

[2] . یونس / 99 

[3] . بقره / 256. 

[4] . آل عمران / 20. 

[5] . ارونسون، روان شناسی اجتماعی، 34. 

[6] . کاظمی، آموزش و پرورش از خردسالی تا نوجوانی، 87. 

[7] . ستوده، پا به پای آفتاب، ج 1، 123. 

 

منابع:

یک‌صد و چهارده نکته درباره نماز، محسن قرائتی

سایت اندیشه قم

بروز رسانی شده در : چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 11:47 ق.ظ
تاریخ ارسال : جمعه 4 اردیبهشت 1394 09:46 ق.ظ نویسنده : رحمان نجفی

محوریت نماز در اسلام


 

نویسنده: آیت الله محمدتقی مصباح یزدی




 

از مهم ترین عبادات در اسلام نماز است؛ تا جایی که در لسان روایات از آن با عنوان عمود و ستون نگه دارنده ی دین خدا یاد شده است. امام باقر علیه السلام می فرمایند: الصَّلاةُ عَمُودُ الدِّینِ مَثَلُهَا کَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ اِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَوْتادُ وَ الاَطْنابُ وَ‌ اِذا مالَ العَمُودُ وَ انْکَسَرَ لَمْ یثْبُتْ وَتِدٌ وَ لَا طُنُبٌ؛ (1)«نماز ستون نگه دارنده ی خیمه ی دین اسلام است؛ مانند عمود و ستون خیمه است. اگر برقرار و ثابت بنماند بقیه ی میخ ها و طناب ها هم برقرار خواهند ماند و اگر کج یا شکسته شود، هیچ میخ و طنابی برقرار نمی ماند، و در نتیجه خیمه ای برپا نخواهد ماند».
در تعبیری دیگر فرمودند: اِنَّ اوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ العَبْدُ الصَّلاةُ فَاِنْ قُبِلَت قُبِلَ مَا سِوَاهَا؛ (2) «اولین پرسش از بنده ی خدا در روز حساب، پرسش از نماز است. اگر نماز مورد قبول واقع شود، بقیه ی اعمالش مقبول خواهد بود».
از این دست بیانات حکیمانه ی اهل بیت علیهم السلام به خوبی می توان به اهمیت فوق العاده ی نماز نسبت به دیگر عبادات پی برد.
شاید یکی از وجوه اهمیت نماز در بین عبادات، بُعد تمرینی آن باشد؛ گو اینکه همه ی عبادات به نوعی دارای بُعد تمرینی اند، اما این بُعد در نماز، روشن تر و در عمل دارای تأثیر بیشتر و عمیق تری است. یکی از ابعاد تمرینی در نماز مسئله ی مراعات اوقات نماز است. یکی از بهترین طرق موفقیت در هر برنامه ی کاری، رعایت نظم و انضباط در آن برنامه است. رعایت نظم و انضباط جز با رعایت وقت و برنامه های زمانی آن برنامه میسر نمی شود. سهل انگاری و عدم اهتمام به آن، تمام برنامه را تحت تأثیر قرار خواهد داد و آنها را با تعطیلی و شکست مواجه خواهد ساخت.
توجه فوق العاده به اوقات نماز و اهتمام به اقامه ی نماز در اول وقت و در وقت فضیلت، خود یک برنامه ی تمرینی قوی و تأثیرگذار برای انسان سالک الی الله است. رعایت این امر انسان سالک را منضبط و منظم بار خواهد آورد و او را نسبت به رعایت امور دیگر ترغیب خواهد کرد.
به همین دلیل امام سجاد علیه السلام از خدای متعال توفیق اهتمام به شئون نماز، از جمله اوقات نماز را درخواست کرده اند: اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَقِفْنَا فِیهِ عَلَی مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتِی حَدَّدْتَ وَ فُرُوضِهَا الَّتِی فَرَضْتَ؛ «بار پروردگارا، بر محمد و اهل بیتش درود فرست، و ما را بر زمان های نمازهای پنج گانه آشنا بفرما. به ما توفیق ده تا حدود شرعی نماز را مراعات کنیم و بر واجبات آن محافظت داشته باشیم».(3)
ایشان در این عبارت تلویحاً به آیاتی از قرآن کریم اشاره دارند که در آن بر حفظ اوقات نماز تأکید شده است:
حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ‌؛ (4) بر [اوقات] نمازها و نماز میانه مراقبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید. قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ‌ * وَ الَّذِینَ هُمْ... عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ‌؛ (5) بی شک مؤمنان رستگاران اند؛ آنان که... بر ‍[اوقات] نمازهاشان حافظ و نگاهبان اند.
این تأکیدها و تصریح ها شاید به دلیل اهمیت بسزایی است که رعایت دقیق اوقات نماز در برنامه های تربیتی و تمرینی دارد. به دلیل همین تأکیدها در آیات قرآن و روایات معصومین علیه السلام، بزرگان، علمای اخلاق و اصحاب کرامات و مکاشفات، برای آن ارزش بسیاری قایل بوده اند. آنان به دلیل رعایت این امر مهم در نماز، آثار عجیبی را نقل کرده اند؛ گو اینکه برخی از این امور عجیب، فراتر از احکام فقهی است، اما از مجموع این تأکیدات و آثار عجیب می توان دریافت که رازهایی در این امر مهم نهفته است که ما از آنها بی خبریم.
از علمای بزرگ شیعه و اولیای الهی عبارات مختلف و تعبیرات عجیبی درباره ی رعایت اوقات نماز، به ویژه اقامه ی نماز در اول وقت یا وقت فضیلت، نقل شده است. یکی از ساده ترین تعابیر، که یکی از علمای بزرگ معاصر (6) نقل کرده، این است که فرمودند: «اگر کسی وقت نماز را رعایت کند و آن را در اول وقت به جای آورد و با خدا عهد ببندد که نمازش را اول وقت بخواند، من تعهد می کنم که به مقامات بسیار عالی نایل بشود».
آن بزرگوار در مقام تأکید بر مضامین بلند این آیه، به شاگردانشان مانند علامه طباطبایی رحمه الله علیه و بعضی بزرگواران دیگر، تعهد به اقامه ی نماز اول وقت را در برابر تعهد ایشان بر رسیدن به عالی ترین مقامات معنوی، توصیه می فرمودند.
رعایت وقت نماز به قدری اهمیت دارد که نه تنها با بسیاری از عبادات و ریاضات قابل مقایسه نیست، بلکه برتر است. البته این مقامات بلند معنوی و اسراری که در این عبادات و رعایت موازین آن نهفته است، حقایقی است که انسان خود باید با عمل به آن، آنها را دریابد و درک و فهم آنها برای دیگران مشکل، بلکه غیرممکن است، و به همین دلیل یکی از استادان بزرگ (7) می فرمودند: «تا آدم خودش این مسئله را رعایت نکند و مقید نباشد که نمازش را اول وقت بخواند، نخواهد دانست که در تعالی روح انسان و تقرب به خدای متعال چه تأثیری دارد و سرّ این حقیقت را نخواهد فهمید».
مطلب دیگری که باید از خداوند درخواست کرد توفیق اقامه ی نماز به همان شیوه ی مطابق با سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم است؛ به گونه ای که شرایط، اجزا، ارکان و خلاصه کمّ و کیف نماز به هیچ روی تغییر نیابد. فقهای بزرگوار در کتاب الصلاة به برخی از این امور اشاره کرده و بیان فرموده اند که حتی اگر ذکری که وارد نشده است، در نماز به قصد ورود خوانده شود، بدعت و حرام است و به جای آنکه عبادت باشد، مصیبت خواهد بود.
گو اینکه قبل از حادثه ی عجیب معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، ایشان عبادات و خضوع و خشوعی زایدالوصف در پیشگاه خداوند داشته اند، اما تشریع نماز به کیفیتی که توصیه و امر فرمودند، (8) در معراج به ایشان تعلیم داده شد. (9) این حادثه نشان از اهمیت جایگاه نماز در پیشگاه خداوند دارد؛ چرا که تشریع کننده ی آن خداوند، و بهترین نمازگزارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، و بهترین محل تشریع آن معراج است. به یقین می توان ادعا کرد شیوه ای که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای اقامه ی نماز توصیه شده، بهترین شیوه ی ممکن است؛ وگرنه خداوند آن را به رسولش تعلیم نمی داد. به هر حال، تقیّد آن حضرت و ائمه ی معصوم علیهم السلام و اولیای الهی به اقامه ی نماز با رعایت تمام حدود و شرایط و با رعایت اوقات خاص، نشان از اهمیت فوق العاده ی نماز دارد.
بنابراین با این مسئله ی بسیار مهم نمی توان به سادگی برخورد کرد. نمی توان از پیش خود و سلیقه ای آن را کم و زیاد کرد؛ مثلاً نمی توان بی دلیل و مدرک گفت که اگر به حالت تکتّف (10) نماز بخوانیم، مؤدبانه تر خواهد بود! مگر ما شیوه ی ادب در عبادت را بهتر از خدا می دانیم؟! (11) بنابراین، اگر کسی این حالت تکتّف و دست بستن در نماز را به قصد تشریع و ورود انجام دهد، مرتکب گناهی بزرگ شده است. در بعضی از روایات این بدعت گذاری مساوی با کفر و شرک قلمداد شده است. (12) البته این مسئله [کفر و شرک] متوجه بدعت گذاران و برخی علمای مسلمان است و شامل عامه ی مردم که به خیال سنت بودنِ تکتّف در نماز به آن مبادرت می کنند و متوجه بدعت بودن آن نیستند، نخواهد شد.
به دلیل حساسیت این امور در نماز است که امام سجاد علیه السلام در عباراتی که از ایشان نقل شد از خداوند توفیق اقامه ی نماز را به شیوه ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تشریع فرموده و سنت مبارک ایشان بوده است، درخواست کرده اند. حضرت در این دعا، علاوه بر مداومت بر اصل نماز، رعایت سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم در تمام اجزا و شرایط نماز، مانند رکوع، سجود، اذکار، قرائات، ارکان و دیگر امور را در نماز از خداوند درخواست فرمودند. ایشان در نهایت از خداوند می خواهند که نماز را با خشوع و خضوع تمام اقامه کنند. تقریباً تمام این امور، چه اصل اقامه ی نماز و چه امور و جزئیات مربوط به آن، در قرآن نیز آمده و بر رعایت آن تأکید شده است. در مورد رعایت و مواظبت اصل نماز می فرماید: حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ‌. (13)
در مورد خشوع و خضوع در نماز می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ‌ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ‌ ... وَ الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ‌. (14)
همچنین درباره ی نوع ارتباط انسان های دارای قلب خاشع با نماز می فرماید: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاَةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ‌. (15)

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج4، ص 27.
2. عَنْ ابِی بَصیر قالَ: سَمِعْتُ اَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ: «کُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلاةِ یَطرَحُ مِنهَا غَیرَ أنَّ اللهَ تَعَالی یُتِمُّ بِالنَّوافِلِ إنَّ أوَّلَ مَا یُحاسَبُ بِهِ العَبْدُ الصَّلاةُ فَإنْ قُبِلَت قُبِلَ مَا سِواهَا إنَّ الصَّلاةَ اِذَا ارْتَفَعَت فِی اَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَت اِلَی صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظتَنِی حَفِظَکَ اللهُ وَ اِذا ارْتفَعَتْ فِی غَیْر وَقْتِها بِغَیْرِ حُدُودِها رَجَعَتْ اِلَی صَاحِبَها وَ هِیَ سَوْداءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللهُ» (ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، اصول کافی، ج3، ص 268).
3. دعای چهل و چهارم صحیفه ی سجادیه
4. بقره (2)، 238.
5. مؤمنون (23)، 1 و 9.
6. حضرت آیت الله آقا سیدعلی آقا قاضی طباطبایی رحمه الله است.
7. احتمالاً مراد حضرت آیت الله آقا سیدعلی آقا قاضی طباطبایی رحمه الله بوده باشد.
8. قال صلی الله علیه و آله و سلم: صَلُّوا کَما رَأیْتُمُونِی أصَلِّی (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج82، ص 279).
9. ر.ک: همان، ج25، باب 3، ص 98.
10. یعنی دست بسته نماز خواندن (مثل اهل سنت)
11. اگر با نماز برخوردهای سلیقه ای شود، ممکن است کسی هم بگوید بر اساس روایات، بهترین حالتی که انسان را به خدایش نزدیک می کند و موجب خشنودی او می شود، حالت سجده است؛ پس ما نماز و اذکار و اوراد آن را در حال سجده بخوانیم؛ دیگر قیام، قعود، رکوع و ... لازم نیست! یا در ماه رمضان که بهار قرآن است، همه ی نماز را فقط قرآن بخوانیم! یا برخی اشعار عرفانی را به نماز اضافه کنیم!و ...
12. ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج2، ص 303، روایت 39.
13. بقره(2)، 238.
14. مؤمنون (23)، 1 و 9.
15. بقره(2)، 45.

منبع مقاله: مصباح یزدی، محمدتقی، (1391)، صهبای حضور(شرح دعای چهل و چهارم صحیفه ی سجادیه)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله علیه، چاپ اول.

بروز رسانی شده در : شنبه 18 بهمن 1393 05:51 ب.ظ
تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 05:49 ب.ظ نویسنده : رحمان نجفی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات